درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

چه نیازی به دین

جمعه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۳، ۰۹:۴۷ ب.ظ

 


 باوجود  علم و عقل بشری  چه نیازی به دین داریم ؟

آیا تشریع شرایع ضرورت داشت؟

اصولا فلسفه نبوت وعلت ضرورت آن چیست؟

این ها سوالاتی هستندکه از دیر باز در برابر منادیان ادیان مطرح می شده است .در زمانه حال نیز باتوجه به سیطره  تکنولوژی وپیشرفتهای سریع علم بشر به صورت جدی تری مطرح می شود.طرفداران علم تجربی با این ذهنیت که علم دیگر هیچ جایی برای دین نگذاشته است تصور می کنند که دوران نیاز به دین گذشته است وخدای ادیان باید از فکر جلب نظر انسان ها به دستورات خودش دست بردارد سعادتمندی انسان را به عقل پیشرفته او واگذارد وخود به دنبال نقش دیگری  در هستی بگردد.

این شبهه با اندکی تفاوت در آثار کلامی  مسلمین تحت عنوان شبهه براهمه مشهور بوده است . متن شبهه این چنین وبوده است :

"آموزه های ادیان یا موافق عقل است یا مخالف آن

اگر موافق عقل است که  ما قبلاً با عقلمان مستقلا بدان رسیده ایم ودیگر نیازی بدان نداریم  واگر مخالف عقل است ما نه تنها هیچ دلیلی برای پذیرش آن نداریم بلکه دلیل کافی بررد آن  هم داریم. در هر دوصورت نیازی به  تعالیم ادیان نداریم"

پاسخ متکلمان مسلمان به طور خلاصه آن بود که  تعالیم ادیان منحصر به دو دسته مذکور نیست و تقسیم بندی مذکور همه تعالیم ادیان را در بر نمی گیرد . برخی از تعالیم ادیان به اموری اختصاص یافته که فراتر از دامنه فهم  عقل بشری است . اطلاعاتی که دین از عالم غیب میدهد به هیچ وجه با عقل بشری وعلم تجربی قابل تحصیل نیست.  نحوه ادامه حیات پس از مرگ و مراحلی  که بعد از آن پیش روی آدمی است با هیچ ابزار علمی قابل کشف نیست. علم تجربی به هیچ وجه توان کشف ووضع قوانین و اصول  اخلاقی را نمی تواند داشته باشد وبر فرض که داشته باشد هیچ ضمانت اجرای درونی نمی تواند برای باید ها ونباید های خود قرار دهد. این گونه امور ونظایر آن مسائلی است فراتر از برد  علم بشری و نیازهایی است که حضور دین الهی را در زندگی بشری موجه می سازد

در پاسخ به سوال اول که بیشتر از سوی طرفداران علم تجربی مطرح می شود  جوابهای مختلفی می توان داد . ما در این جا با  توجه به دروسی که در کلاس اندیشه اسلامی گذرانده ایم به شکل زیر می توانیم به پاسخ این سوال بپردازیم باید گفت :

اولاً: همان گونه که در جای خود ثابت شده است ،خداوند حکیم  است و حکیم یعنی آن که  کارعبث وبیهوده وناقص انجام نمی دهد. (اندیشه اسلامی 1) پس بنابراین خلقت او یعنی عالم هستی به کلیت خود یک مجموعه هدفمند است وبه تبع آن اجزای این عالم واز جمله انسان نیز موجوداتی هدفمند هستند. هدفمند بودن انسان یا موجودات دیگر یعنی در ورای حضور آنها درعالم یک نقشه ویک تدبیر خاص نهفته است.یعنی بر دوش هر موجودی در این عالم نقشی سپرده شده است وهر موجودی باید جایی را در این پازل عظیم پرکند. در پازل عظیم هستی هیچ قطعه ای زائد وبی جهت نیست. البته هدف وجهت برحسب هر موجود متفاوت است . بدیهی است هدف انسان به عنوان یک موجود مختار وعاقل با هدف یک سنگ یا یک درخت یا یک حیوان بسیار متفاوت است.

ثانیا ً : حکمت الهی اقتضا می کند که مقدماتی که برای به هدف رسیدن موجودات لازم است برای آنها فراهم سازد. این نکته که از آن تحت عنوان قاعده لطف یاد می شود از قواعد مهم کلامی است که بسیاری از باحثین علم  کلام را در رسیدن به اهدافشان یاری میکند .

ثالثاً: عقل به عنوان قوه تشخیص حق از باطل وخطا از صحیح وخوب از بد  به نوبه خود نقاط ضعفی دارد  واز برخی مشکلات آسیب برداشته است . همه انسان ها خود را عاقل می دانند اما این بدان معنا نیست که همه انسان ها در زندگی خود حق محورند.بلکه عقل انسان آفات ونقاط ضعفی دارد که باعث شده است در طول تاریخ ، دنیای بشری سرتاسر شاهد وجود حق کشی ها وظلم ها واشتباهات وخطاها باشد

برخی از این آفات ونقاط ضعف عبارتند از :

      

1.       جهل،نادانی واطلاعات کم ویا اطلاعات غلط که باعث تصمیم گیری ها ویا قضاوتهای نادرست  می باشد تعصب های گروهی ؛اجتماعی وسیاسی

2.       هوی وهوس  وشهوات که چشم عقل انسان را جز بر خواسته های خود می بندد .

3.       تنبلی وتن پروری و میل به رفاه وآسانی بدون هزینه وتلاش  که عامل خلافکاری اغلب خلافکاران به خصوص جوانان بوده است.بسیار یا تبهکاران با آرزوی بدست آوردن زندگی مرفه به خاطر اینکه حوصله تلاش وکار نداشتند سراغ راه های میانبر رفتند تا یک شبه ره صدساله را طی کنند غافل از آن که بسیاری از این میانبر ها ره ناکجا آباد ختم می شود.

4.       عجله وقضاوت سریع که باعث بروز تصمیمات اشتباه وغیر دقیق می شود

5.       شخصیت زدگی

6.       خشم

7.       نفرت

8.       عشق وعلاقه مفرط

9.       جو زدگی واحساسی شدن

10.   ....

11.   ...

اکنون سخن اینجاست که اگر  خداوند حکیم انسان را بااین همه نقاط ضعف در پهنه هستی تنها رها سازد واز او انتظار رسیدن به هدف غایی خلقت داشته باشد به نوعی تکلیف مالایطاق بر عهده آدمی نهاده است . چنین مخلوقی  یا به هدف وغرض از آفرینش خود نمی رسد ویا راه رسیدن به هدف آن قدر سخت خواهد بود که جز اندکی از موجودات بقیه از رسیدن به آن در می مانند واین یعنی شکست پروژه خلقت انسان .

بنابراین با توجه به قبول حکمت الهی چاره ای نداریم جز این که بگوییم خداوند  در کنار عقل پر نقص بشری نیرویی کمکی قرار می دهد تا او را برای رسیدن به اهدافش یاری نماید. نیرویی که  اولا متناسب با ویژگی انسان (عقل .اختیار) راه  را برایش ترسیم نماید.ثانیا مشکلات عقل بشری را ناشته باشد یعنی دچار تعصب وجوزدگی  هوا وهوس و شهوات وتعجیل بی جا ،عشق های سرکش،نفرت افراطی ،تعصب های قبیلگی ونژادی وسیاسی و...نگردد. این همان مفهومی است که درادبیات کلامی تحت عنوان عصمت شناخته می شود

پس حکمت خدا مستلزم ارسال انبیاء وتشریع ادیان است. در غیر این صورت حکمت خدا زیر سوال میرود

 

  • حسین رهنمائی

نبوت

وحی

فلسفه نبوت

دین

نظرات  (۱)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی