درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آشنایی با ادیان (5)، ادیان ابتدایى

پنجشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۵۲ ق.ظ

از نظر پژوهشگران علوم انسانى ، نخستین نشانه هاى موجود از دین گرایش به پرستش طبیعت است . نمونه هایى از گرایش به ادیان ابتدایی هم اکنون در مناطق دور افتاده جهان ، میان انسانهاى ابتدایى مشاهده مى شود. در این گرایش به منظور رام کردن نیروهاى طبیعت ، باید از آن نیروها تجلیل کرد و از آنها درخواست لطف و احسان داشت . انسانهاى ابتدایى عصر ما مراسمى دینى دارند که در آن لباسهاى عجیب و غریبى مى پوشند، ماسک بر صورت مى زنند و به حرکات موزونى مشغول مى شوند و ضمن آن از گونه اى مناسب و به دور از طغیان و طوفان آنان را سیراب کند و به زمین مى گویند برویاند و از مزارع و درختان مى خواهند که محصول بهتر و بیشترى بدهند و مانند اینها



  عناصر مشترک ادیان ابتدایى
برخى از عناصر مشترک ادیان ابتدایى به قرار زیر است

1-   خدا و خدایان
باید توجه داشت دینداران به خدایى بسیار والا و فوق تصور بشر عقیده دارند. آنان معتقدند علم و قدرت خدا بى نهایت است و هر گاه در متون دینى چیزى بر خلاف آن یافت شود، براى تاءویل آن تلاش مى کنند.
از قرآن مجید به روشنى مى فهمیم که مشرکان نیز پیوسته به چنین خدایى معتقد بوده اند. به ادعاى برخى مشرکان ، خدا از بس بزرگ و پاک و منزه است ، با جهان مادى ارتباطى ندارد؛ از این رو، باید براى حاجت خواستن به شرکاى او مراجعه کنیم . آنان این موجودات را کارگزاران امور جهان مى دانستند و رجوع به آنها را عظیم الشاءن به مردم مى گفتند این شریکان از جانب خداى متعال تعیین نشده اند و به همین دلیل ، هیچ قدرتى ندارند و نباید به آنها متوسل شد.
به زعم برخى ادیان ، خدایان در تاریخ براى انسان جلوه گر شده اند و بتان نمادى از آنها هستند. این سنخ ادیان به فرستادگان الهى یعنى انبیا (ع ( عقیده ندارند.

2-   . نیاکان پرستى
 برخى از مردم باستان از بازگشت اموات مى ترسیدند و مردگان را کاملا با طناب مى بستند و گورها را محکم مى کردند تا از بازگشت آنان جلوگیرى کنند. این عقاید کم کم به نیاکان پرستى تبدیل شد که در دورانهاى مختلف در سراسر جهان وجود داشته است و اکنون مظاهر آن در سرزمینهایى مانند ژاپن به چشم مى خورد. بتان در مواردى مجسمه نیاکان بوده اند.

3-   جادو[1]
جادو در ادیان با آنچه در تصور ماست تفاوت دارد. در آن ادیان جادو عبارت است از مراسمى براى دلجویى و مددخواهى از نیروهاى طبیعت . در این مراسم ، جادوگر فعالیت مى کند و رهبرى مراسم را بر عهده مى گیرد. از آنجا که در جوامع ابتدایى علم و سواد مطرح نیست ، این افراد نیز چیزى بیش از سایرین نمى دانند و تنها اعتقاد همگان به وجود نیروهایى در این اشخاص آنان را از سایرین ممتاز کرده است .
جادوگران از نیروى خود براى معالجه بیماران نیز استفاده مى کنند. این گونه جادوگران معمولا شمن (shaman) نامیده مى شوند.جادوگران ریاضتهایى نیز مى کشند و بسیار مى شود که در بدن خود نشانه هایى پدید مى آورند و در مواردى خود را اخته مى کنند.

برخی جامعه شناسان مبداء دین را جادو  دانسته اند اما چهره های دیگری از این رشته نظیر دورکیم وشریعتی این دو را دو امر متقابل می دانند زیرا برخاسته از دو رویکرد متقابلند. در جادو  آدمی به دنبال تسخیر قوای غیر طبیعی وارواح واجنه است برخلاف مذهب که مومن به دنبال اظهار ارادت وتسلیم وجلب رضایت نیروهای غیبی وموجود  یا موجودات ماورایی است. از سوی دیگر دین به دنبال ایجاد جامعه مومنین است . برقراری مراسم جمعی در اسلام ،مسیحیت،هندوئیزم و... نشانه این امر است برخلاف جادو که گاه به دنبال ایجاد دشمنی وتفرقه هم هست.[2]
4-قربانى
میان اقوام سراسر جهان قربانى براى معبود انواعى داشت و از ریختن جرعه اى آب یا شراب تا اهداى گیاهان و محصولات ، ذبح حیوانات و کودکان و بزرگسالان ، همچنین به آتش افکندن کودکان را شامل مى شد. قربانی عفت یعنى فحشا دادن به احترام بتان (Hierodouleia) نیز نزد اقوام مختلف رواج داشت .


3-
- توتم
در ادیان ابتدایى توتم (Totem) قبیله عبارت است از نشانى که از قبیله حمایت مى کند. آن نشان ممکن است یک گونه حیوان ، نبات یا جماد باشد. حیوانات گوناگونى میان اقوام مختلف احترام دارند و احیانا تصویر آنها را روى پرچم کشورها مى بینیم .
با مراجعه به تاریخ ملتها و مشاهده پرستش شیر در آفریقا، ببر در هندوستان ، عقاب و خرس و سگ آبى در آمریکاى شمالى ، گاو نر در یونان و مصر، گاو ماده در هندوستان و آفریقا و اسکاندیناوى ، گاومیش در جنوب هندوستان و کانگورو در استرالیا، در مى یابیم که حیوانات مذکور توتم آن اقوام بوده اند. هنوز هم مقدس شمردن کبوتر و مار نزد بسیارى از ملتها ادامه دارد. واژه " توتم " از زبان سرخ پوستان آمریکا آمده است .

دکتر شریعتی معتقد است توتم هر قبیله حقیقت اصیل آنها مثلا جد اعلای آنهاست که پس از مرگ روحش در قالب آن حیوان رفته است وپیوسته حافظ قبیله است ودر هر مراسمی آن حیوان یا شیء تقدیس می شود وگاه خوردن گوشتش حرام می شود نظیر گاو در هند. نام توتم در اسم گذاری قبیله استفاده می شود کما اینکه در قبایل عرب یا لر می بینیم بنی کلاب ،بنی کلب،بنی ثعلب ،سگوند ،شغالوند و...پس اینجا حیوان نه حیوان بلکه روح  انسانی است که در آن است .[3]
5- تابو
تابو (Taboo) عبارت است از محرمات قبیله ، مانند مقررات ازدواج و تغذیه . ممکن است قبیله اى ازدواج درون قبیله را مجاز بداند و قبیله دیگر آن را حرام بشمارد. افراد این قبیله باید براى همسریابى به سراغ قبایل دیگر بروند. واژه « تابو » از زبان قومى ابتدایى در مجمع الجزایر پولینزى آمده است .


6- مانا
در آیینهاى باستانى برخى از اشیا را داراى نیرو مى دانستند و مورد توجه قرار مى دادند.
ممکن است سنگى ، چوبى ، درختى یا حیوانى داراى خاصیت تلقى شود و از آن حاجت بخواهند و بدان تبرک بجویند. این اشیاء مانا (Mana) خوانده مى شوند. بقایاى این تصور نیز در ادیان و گرایشهاى دیگر موجود است .برخی از نویسندگان معاصر تبرک مهر نماز، تسبیح کربلا،آجیل مشگل گشا، حلوا،شراب ونان در عشاء ربانی،....را به دلیل عقیده مانایی مردم به وجود برکت خاص وانرژی ویزه در این اشیاء میدانند.

6- آنیمیسم
آیین باستانى بسیارى از اقوام گذشته جان پرستى (Animism) بوده است . بر اساس این آیین همه مظاهر طبیعت روح دارند و براى بهره بردارى از آنها باید به نیایش و سپاس و ستایش آنها پرداخت . پرستش زمین ، آسمان و اجرام سماوى ، آتش ، رعد، برق ، ابر، دریا، رودخانه ، طوفان ، جنگل ، گیاهان و حیوانات ، بویژه گاو ماده ، مار کبرا، همچنین پرستش توتم قبیله و روح نیاکان و بزرگان ، همراه با دلجویى از موجودات خطرناک ، مانند شیطان و جن (از ما بهتران)، میان اقوام باستانى رواج داشته است.

این ارواح اولین خصوصیتشان داشتن شخصیت انسانی است ،آگاهی دارند،اراده دارند،کینه ونفرت وعشق ومحبت دارند،خیانت می کنند یا خدمت،مقدس اند یا شوم وخیرند یا شد.[4]دیگر ویژگی آن مانایی ،جاودانگی ونامیرا بودن آن است این ارواح زنده در قالب پدیده های طبیعی وارد می شوند ولذا دریا ،بیابان،جنگل  وهر حیوان ودرختی روحی می یابد.این جاودانگی توتم را تا حد خدایی وپرستش توسط قبیله بالا می برد.در واقع توتم همان روح جمعی (که می تواند روح اجداد ایشان هم باشد ) وشخصیت قبیله است که در وجود حیوان، درخت یا شیء دیگری خودنمایی کرده باشد. واز همین جاست که برخی همچون دورکیم مذهب را تجلی یک جامعه در ذهن افرادش وتجلی روج جمعی در روح فردی دانسته اند[5]

1-   تناسخ

اعتقاددبه تناسخ از دیگر ویژگی های ادیان بدوی است .همان روح جاودانه  جمعی ویا ارواح اجداد قبیله که  در قالب بدن یا حیوان یا حتی سنگ ودرخت تجلی کرده، در قالب بدن افراد قبیله اش هم می تواند بازگشت کرده باشد بنابراین آموزه تناسخ که در مذاهب هند ودر بعضی از فرقه های غیر رسمی اسلامی هم هست فکری ابتدایی واز بدوی ترین مذاهب عالم است.[6]

دکتر شریعتی برای رد تحویل مذهب به روح جمعی یا همان توتم دو دلیل اقمه می کند: اول اینکه بسیار اتفاق می افتد که یک قبیله بدون اینکه توتم وروح جمعی اش تغییر کرده باشد مذهب قبیله دیگر را می پذیرد. دوم اینکه در بسیاری از جوامع با وجود یک روح جمعی ویک توتم شاهد مذاهب مختلف هستیم نظیر یک کشور که یک پرچم دارد اما نحله های مختلف ومذاهب مختلف در آن هستند. بنابر این روح جمعی سوای روح مذهبی است.[7]


8- فتیش
فتیش (Fetish) واژه اى پرتغالى به معناى جادو است . ایمان به فتیش ، یعنى احترام به یک شى ء مادى که نیرویى جادویى در آن نهفته است ، در اقوام ابتدایى یافت مى شود. این شى ء معمولا از سنگها و مواد معدنى است ، که به عقیده آن اقوام همراه داشتن آن خوشبختى مى آورد.
9- اساطیر
بشر هنگامى که از کشف رازهاى جهان احساس ناتوانى کرد، براى توضیح پدیده ها به اسطوره روى آورد و از قوه خیال کمک گرفت . اساطیر ابعاد گوناگونى داشتند و از مهمترین ابعاد آنها ترویج فضایل و کمالات بود
از دیدگاه علمى ، فلسفه و دین تکامل یافته اسطوره هستند، ولى این ادعا در مورد دین از دیدگاه دینى مردود است و اعتقاد به آن با دیندارى مناقات دارد.

اسطوره کلمه‌ای معرب است که از واژه یونانی هیستوریا (historia) به معنای"جستجو، آگاهی و داستان" گرفته شده است. برای بیان مفهوم اسطوره، در زبان‌های اروپایی از واژه "myth" به معنای افسانه و قصد و شرح و خبر استفاده شده است. اسطوره را باید داستان و سرگذشتی مربوط به فراسوی جهان مادی و ملموس دانست؛ که معمولاً اصل آن معلوم نیست. در اسطوره وقایع دوران اولیه آفرینش نقل می‌شود. به عبارت دیگر سخن از آنست که چگونه هر چیزی پدید می‌آید و به هستی خود ادامه می‌دهد؟ این دقیقاً یک سوال فلسفی است اما اسطوره‌ها و افسانه‌ها به این سوال از طریق تخیلات پاسخ می‌دهند نه از روی منطق. شخصیت‌های اسطوره را موجودات مافوق طبیعی (خدایان) تشکیل می‌دهند و همواره هاله‌ای از تقدس؛ قهرمانان مثبت آنرا فراگرفته است.



[1] - جادو Magic): فنّی ست مرموز برای اثر گذاری بر عالم مادّه با دخالت ارادهٔ جادوگر؛ چه ابتدایی باشد و چه برای خنثی کردن جادوی دیگری؛ چه هدف متعالی داشته باشد و چه پست، چه ورد بخواند، چه حرکاتی انجام دهد و چه از وسایلی استفاده کند.ورد خواندن و انجام عملیات بدنی، بدون کاربرد وسایل، سحر خوانده می‌شود. در اموری که جادوگر از وسایل یا موادّی استفاده کند، اطلاق طلسم مستعمل است

علوم غریبه :

  • جادو (در معنای خاص): ایجاد تغییری در عالم مادّه به روشی فراطبیعی به ارادهٔ جادوگر.
  • کیمیا: علمی که در مورد تبدیل مس، فلزّات، یا حتّی سنگ به طلا بحث می‌کند. تلاش در این زمینه منشاء به وجود آمدن علم شیمی شد.
  • هیمیا یا علم و فنّ طلسم‌ها: روش ترکیب قوای عالم بالا با موجودات عالم پایین
  • علم و فنّ اعداد و اوفاق: دربارهٔ ارتباط اعداد و حروف مطالب با هم و تشکیل جداول خاصّی به صورت مثلّث یا مربّع و قرار دادن حروف و اعداد در خانه‌های آن برای رسیدن به مطالب مختلف به طرزی مخصوص
  • علم و فنّ خافیه: در مود چگونگی تغییر و تکثیر حروف و اسامی چیزی که مورد نظر است و استخراج نام‌های ملائکه و شیاطین موکّل بر آنها. سپس دعا کردن با وردی که از آنها تشکیل شده.
  • علم و فنّ احضار ارواح (شبیه لیمیا)
  • لیمیا یا علم و فنّ تسخیرات: چگونگی ارتباط با ارواح قدرتمند عالم بالا. (مانند تسخیر جن
  • سیمیا: دربارهٔ چگونگی ترکیب اراده و قوای فیزیکی خاص برای کارهای عجیب
  • پیشگویی یا غیب‌گویی: علم خبر دادن از حوادث در گذشته، حال یا آینده؛ که بر غیب‌گو پنهان است، با دخالت ارادهٔ غیب گو. اینن فن انواعی دارد:
    • عرّافی:عرّاف کسی ست که از کلمات و حالات و رفتار سوال کننده پی به آیندهٔ او ببرد.
    • کهانت (در معنای خاص): کاهن کسی ست که برای او صاحب رایی از طایفهٔ جن باشد و او را به آینده خبر دهد. یا به امور مخفی خبر دهد. مثلاً فلان مال دزدیده شده کجاست؟ چه کسی فلانی را کشت؟ ...

تورات به کرات به مزمت و نکوهش جادو و جادوگری ویا استفاده از نیروهای غیرالهی پرداخته است. مانند:

  • شیخ انصاری در کتاب مکاسب آورده‌است که سحر بدین گونه هاست: یا بر زبان جاری کنند، یا بنویسند، یا نوشته‌ای که به همراه دارند، یا قسم بدهند مانند جن و شیاطین را به انجام کاری، یا بخور بدهند، یا بدمند و یا مجسمه درست کنند، یا با تصفیه نفس به تصرف امور بپردازند، و یا با استخدام ملایکه یا اجنه به کشف اشیای گمشده یا علاج امراض بپردازند.

نا به گفته قران در سوره بقره جادوگری توسط شیاطین از زمان حضرت سلیمان رواج یافت چنان که شیاطین برای اختلاف و جدایی انداختن و بروز انواع فتنه‌ها به مردم جادو را آموزش می دادند که خداوند دو ملک به نامهای هاروت و ماروت را مامور ساخت تا راه مقابله با جادو را به مردم یاد دهند خداوند درباره جادو می فرماید: "ساحر هر کاری که کند و از هر دری که وارد شود خوشبخت و رستگار نمی‌شود."

[2] - شریعتی ،تاریخ ادیان،ص132

[3] - شرعتی ،همان ،ص100

[4] - شریعتی ، آشنایی با ادیان ،ص93

[5] -  همان ،103

[6] - ، همان، ص97

[7] - همان ،ص108

  • حسین رهنمائی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی