درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آشنایی با ادیان (7) ، آئین تائو

پنجشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۵۸ ق.ظ


 یکی از ادیان رسمی چینی‌های قدیم آیین تائو و یا دائو است. سابقه آغاز تاریخ این آئین به  قرن ۶ ق.م در چین بر می گردد. تائوئیسم  با مجموعه‌ای از معتقدات و مناسک و اعمال مذهبی باستانی چینی آغاز و بعدها با مسایلی فلسفی و عرفانی همراه گشت  . مهم ترین کتاب این آئین ، کتاب  تائو ته چینگ است. کتابی کم حجم  که  شامل ۸۱ فصل کوتاه چندخطی  است.[1]

نویسنده این کتاب که به یک معنا موسس  این آئین است ،  فردی به نام (لائو تزو) است. او یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان بعد از کنفوسیوس بود. وی کتابداری دربار سلطنتی بود اما از سیاست بیزار بود  از این  رو در صدد ترک چین برآمد. هنگامی که قصد عبور از مرز چین را داشت مرزبان به او گفت:«حال که داری دستگاه حکومت را ترک و گوشه نشینی را انتخاب می‌کنی، برای من کتابی بنویس» وی کتاب تائو ته چینگ  را برای وی  نگاشت وسپس از آن جا  دور  شد. محل مرگ وی مشخص نیست .

 

بنا به نظر برخی از محققان ،  تائویسم نیز  همچون سایر ادیان به تدریج دچار خرافات و عوامزدگی گردید  وبا اعتقادات باستانی چینی یعنی پرستش طبیعیت و نیاکان توسعه یافت و دچار انشعاب گردید . مهم ترین انشعابات آن  دو فرقه " چیوان جن " و " جن ای " بود . به دلیل فقدان مراسم و تشریفات جدی برای مشارکت در این دین ، دستیابی به آمار دقیق شمار پیروان این مذهب سخت است . چین دارای حدود 1500 معبد  و 25هزار روحانی اعم از زن و مرد تائوییست است .

شاید بتوان وحدت وجود را  خمیرمایه اصلی اعتقادی تائویسم  دانست . وحدتی که با کثرت دوگانه ای در هم شده است. دو نیروی حاکم بر هستی که از آن به یین ویانگ تعبیر می شود.  بر اساس دیدگاه تائوئیسم  زیر همه تضادها وحدتی بنیادین  وجود دارد. یین (نیروی منفی،قابل ،مونث) ویانگ (نیروی فعال ،مثبت،مرد)که باهم در تضاد هستند لایه روئین هستی اند اما  اصل وجود  که لایه زیرین وحقیقی  است وحدت است.  تمام اتفاقات عالم محصول تعامل دونیروی مذکور هستند. باران  یانگ وزمین یین ونتیجه این دو گیاه است که میروید تمام موجودات حتی ارواح وموجودات غیبی یانگ ویین هستند. فرشته ها یانگ واجنه یین هستند.حرکات انسان نیز،قیام یانگ وقعود یین. شبیه  این سخن بعدها در فلسفه هگل تحت عنوان تضاد دیالکتیک مطرح گردید.اندیشه دوگانگی مدیریت جهان در اکثر ادیان به اشکال وبا عبارت های گوناگون نظیر خیر وشر، نور وظلمت ، شیوا وشاکتی ، مادینه مقدس ونرینه مقدس و... مطرح است.

در برخی از این ادیان این دو، نیروهای اصیل وجود هستند و هستی معلول تعامل آن دو است ودر برخی دیگر همچون زرتشت (بنا به یک نظریه)  این دو نیرو هر دو مخلوق نیرویی بالاتر می باشنددر مکاتب الهی نیر اسلام ومسیحیت موجودی به نام شیطان مظهرهمه بدی هسا اما شیطان خود آفریده خدا ومقهور قدرت اوست لکن بنا به مصالحی به وی فرصت داده شده تا عامل آزمون بندگان باشد در تائوییسم همه اشیائ در حال جنگ هستند وتمامی اشیائ نتیجه این جنگند. جنگ یین ویانگ [2]. همه اشیائ در درون خودشان این دو نیرو را دارند منتها در حالت عادی  یکی از این دو نیرو  وجه غالب وقالب آن شیء  می شود . مثلاً یک چوب که درزمین فرومیکنید یین است واز آسمان باران وخورشید را دریافت می کند وسبز می شود اما همین چوب اگر به شعله برسد آتش میگیرد وحرارت میدهد یانگ آن غالب می شود [3] همه این جنگ ها وتضاد ها تحت یک نظم وقانون وناموس کلی تعریف می شوند که ازلی وابدی وهمه جا حاضر است وآن تائو است تائو غیر قابل تعریف است مهم جا هست اما هیچ چیزی او نیست وبه درک عقل هم نمیاید.هیچ چیز او نیست اما او در هرچیزی هست  واصولا چیزی جز او نیست وهمه چیز تجلی اویند حتی بدو خوب وزشت وزیبا. او تائو است  [4]

 تائو

تائو بدون نام است ، حقیقت جاوید است ،همچون خلاء بی پایان، تمام نشدنی ،نهان و همیشه حاضر،

از مبداء پیدایش او چیزی نمی دانیم (ص4) اصولاً او  غیرقابل درک است (21)و غیر قابل توصیف است هرچه بگویی باز کم گفته ای ، و انگار کمتر شناخته ای (5)

همیشه درون شما حاضر است .بی نهایت است ،چون ازلی  است هرگز نمی میرد (پس بی نهایت است) وچون آرزویی ندارد  جاوید است و در دسترس همگان  )

پیش از تولد جهان چیزی بی شکل و کامل وجود داشت. آرام و خالی ، تغییر ناپذیر ،بی نهایت ،حاضر جاودان ، مادر جهان است ، در هرچیزی جاری است ، بیرون ودرون ، وبه منبع اصلی باز می گردد(25) تائوهرگز عملی انجام نمی دهد ولی همه چیز از طریق او انجام می شود.(37)

هنگامی که انسان در تائو دخالت می کند آسمان آلوده می شود و زمین فقیر می شود . تعادل ازبین می رود ونسل موجودات منقرض می شود(39)

تائو را نمی توان جایی یافت با این وجود همه چیز در آن کامل می شود وازآن قوت می گیرد(41)

هرموجودی در هستی جلوه ای از تائو است.....عشق به تائو در همه چیز است(51)

در ابتدا فقط تائو بود تمامی چیزها از آن پدید آمدند و دوباره  به آن باز میگردند (52)

وقتی طبقه بالا مصرف گرا و بی مسئولیت و فقرا جایی برای تظلم خواهی از این نابسامانی ندارند اوضاع از هماهنگی با تائو درآمده است (53)

نمی توان به تائو نزدیک شد یا ازآن دور شد(56)

آیا وحدت وجود تائویی همان وحدت وجود تصوف اسلامی نیست.طریقت تصوف همان تائو  نیست آیا سلوک یعنی بر راه رفتن همان راه رفتن بر راه تائو نیست. مشابهت های جالبی بین تصوف اسلامی وتائو وجود داردآیا اینکه پای استدلالیون وعقل چوبین است همان دعوت به ترک علم جزئی و سپردن خویش به طبیعت نیست. آیا مستغرق شدن در حقیقت تائو همان فنای عارفان اسلامی نیست. ایا تسلیم تائو بودن ودر مسیر او حرکت کردن همان توکل بر خدا وتسلیم  ورضایت به تقدیر ومشیت او نیست[5]

فرزانه

محصول توجه به تائو فرزانگی است، فرزانه ی تائو چیزی شبیه به سالک یا متقی در عرفان واخلاق اسلامی است فرزانه مراقب است، درست مثل کسی که از رودخانه یخ زده می گذرد (10) فرزانه اهل سلوک است اما نه مسافرت جغرافیایی بلکه سلوک درونی  او دائم در سفر است بدون انیکه خانه اش را ترک کند(26) او از تنهایی گریزان نیست ، برخلاف انسان های عادی که  از تنهایی بیزارند فرزانه آن را به کار می گیرد . او  از این فرصت استفاده میکند تا به درک  یگانگی با هستی برسد (42) او در این یگانگی عدم وابستگی به غیر تائو را تجربه می کند .فرزانه ، به هیچ چیزوابستگی ندارد.پس باهمه چیز یگانه است(7) ذهنش را همیشه  باتائو هماهنگ ویگانه  می سازد....چگونه؟ با نچسبیدن به هیچ ایده ای.، ..او ، به گذشته اش نچسبیده ؛ پس هرلحظه برای مرگ آماده است(50)

فرزانه به شدت نسبت به جریان امور از خود صبوری رضایت و تسلیم نشان میدهد  وبیشتر به دنبال هماهنگی خود با جریان امور است  او اجازه می دهد اتفاقات آن طور که باید رخ دهند .دل او همچون آسمان باز وگسترده است فرزانه هرچیز را آنطور که هست می بیند بدون تلاش برای تسلط بر آن او اجازه می دهد هرچیز سیر طبیعی اش را طی کند و در مرکز دایره باقی می ماند(29) او تلاش نمی کند قدرتمند شود بنابراین قدرتمند حقیقی است. انسان های عادی در پی رسیدن به قدرتند بنابراین هرگز قدرت کافی به دست نمی آورند(38) فرزانه تسلیم آن چیزی است که لحظه حال برایش به ارمغان می آورد .(50) وی با اجازه دادن به رخدادها همانگونه که رخ می دهند ودخالت نکردن در جریان رخ دادنشان فرزانگی پدیدار می شود(48) در تحمیل خواسته های خود نمی کوشد (58)برای او هیچ چیز به جز تائو اهمیت ندارد پس می تواند مراقب همه چیز باشد(64) ابزار نظامی ازار خشونت است، فرزانه از خشونت پرهیز می کند. ابزار نظامی ابزار ترس است ، فرزانه هرگز آن را بکار نمی برد مگر در زمان اضطرار  و اجبار که با کمال بی میلی آن را بکار می برد(31)

فرزانه اهل ریا و خودنمایی نیست، او اهل شعار نیست، سخن نمی گوید عمل می کند، وقتی کارش تمام شد مردم می گویند چه جالب ما خودمان آن را انجام دادیم (17) او به وظایفش عمل می کند و اشتنباهاتش را اصلاح می کند و انچه ضروری است را انجام میدهد واز دیگران چیزی طلب نمی کند (79) او رهبری میکند اما نه با تسلط فیزیکی بر مردم  بلکه با رها کردن میل به تسلط (8

مواعظ

بخش قابل توجهی از مطالب کتاب تائو ، مواعظی است که نویسنده به مخاطب  خود می نماید . عمده این توصیه ها بر محور نزدیکی وهماهنگی وی با تائو می باشد. در اینجا نگاه سریعی به مواعظ کتاب می اندازیم .

نزدیک زمین زندگی کنید ساده بزیید و عادل و بخشنده .آن چیزی را انجام دهید که از آن لذت میبرید

وقتی از اینکه خودتان هستید خوشنودید واز رقابت ومقایسه دست کشیده اید همگان به شما احترام می گذارند(8)

کاسه را بیش از اندازه پرکنید، لبریز می شود، چاقو را بیش از حد تیز نید کند می شود، در پی پول باشید آرامش نخواهید یافت .

در پی تائید دیگران باشید برده آنها خواهید بود. پس کار خود را انجام دهید ، سپس رها کنید این تنها راه ارامش یافتن است.(9)

از ذهن خود دست بکشید وبدون دخالت ذهن درک کنید.

داشتن بدون احساس مالکیت، عمل بدون چشمداشت و راهنمائی بدون سعی در حم راندن از فضایل عالی است(10)

وقتی از اینکه خودت هستی خوشنودی و از رقابت ومقایسه دست کشیده ای همگان به تو احترام می گذارند .ذهن خود را از همه افکار خالی کنید بگذارید دلتان ارامش یابد

اگر بدانید از کجا آمده ایت ، تحملتان بالا میرود، بی نیاز و باشکوه ومهربان خواهید شد واز آنچه زندگی برایتان می آورد خوشنود وچون مرگ رسد آماده خواهید بود(16)

فکر کردن را متوقف کنید،مشکلاتت پایان م ییابد.(20)

خود را به تائو باز کنید ، سپس به واکنش های طبیعی خود اعتماد کنید وهرچیزی  درجای خود قرار میگیرد(23)

هر عملی عکس العملی دارد ؛خشونت حتی با نیت خوب همیشه به کننده اش باز می گردد(30)

از آنچه دارید راضی باشید و زندگی را همانگونه که هستجشن بگیرید. وقتی درک کنید هیچ کاستی ونقصی وجود ندارد کل دنیا متعلق به شما خواهد بود(44)

اگر ذهن خود را از قضاوتهای مختلف آزاد نگه دارید و ازحواس خود پیروی نکنید دلتان آرامش میابد (52)

اگر کشوری با شکیبایی اداره شود آرامش وشرافت برآن حکمفرما می شودو   اگر کشوری با سرکوب  اداره شود اندوه ونیرنگ برآن حکمفرما می شود(58)

من فقط به سه چیز آموزش می دهم : سادگی ؛شکیبایی و مهربانی ؛ ساده در اعمال و افکار به منبع وجود برمی گرددشکیبا با دشمنان وددوستان با همه چیز هماهنگی میابد . مهربان باخود باهمه موجودات جهان درصلح و آشتی هستید (67)

اگر از مرگ نهراسید چیزی نیست که نتوانید بدست اورید (74)

ترمی بر سختی غلبه دارد و لطافت بر خشونت .همه این را میداننند ولی کمتر کسی به آن عمل می کند(78)

شکست فرصت است اگر دیگری را مقصر بدانی پایانی برای مقصر دانستن دیگران وجود نخواهد داشت (79)

گوشه گرایی لائوتزو مانع از ارائه دیدگاه های جامعه شناسانه وی نشده است. در میان جملات ومواعظ وی ، مواردی هم از توصیه های اجتماعی وسیاسی قابل جستجوست در این مواعظ روی سخن به حاکمان است از جمله این که :

بهترین حاکم فرزانه، سپس کسی که مردم دوستش دارند، سپس کسی که از او می ترسند وبدترین کسی است که مردم اورا خوار شمارند(17)

هرچه ممنوعیت در جامعه بیشتر باشد پاکدامنی و تقوا در جامعه کمتر خواهد بود و هرچه ابزار نظامی بیشتری انبار کنید کمتر در امنیت خواهید بود(57) برای خوب اداره کردن کشور هیچ چیز بهتر از مدارا ومیانه روی نیست. نشاه انسان میانه رو رهایی از ایده های شخصی است(59)

وقتی مالیات زیادند مردم گرسنه می مانند وقتی حکومت متخلف می شود مرد روحیه خود را ازدست می دهند(75)

ابزار نظامی ازار خشونت است، فرزانه از خشونت پرهیز می کند. ابزار نظامی ابزار ترس است ، فرزانه هرگز آن را بکار نمی برد مگر در زمان اضطرار  و اجبار که با کمال بی میلی آن را بکار می برد(31)

اگر کشوری خردمنداه اداره شود ساکننش خشونود خواهند بود و از آنجا که به خانه هایشان علاقمند هستند علاقه به سفر را از دست میدهندد....تعطیلات را در باغچه خانه شان سپری میکنند و از کمک به همسایگان خوشنودند ....از اینکه بدون سفر به کشورهمسایه در پیری بمیرند راضی هستند(80)

 

 



[1] - تائو ته چینگ،لائوتزو،فرشید قهرمانی ،نشر مثلث،تهران، 1390

 

[2] - شریعتی ، تاریخ ادیان، ج1، ص279

[3] - 280 همان

[4] - شریعتی ، همان ،282

[5] - شریعتی ، همان ، 541

  • حسین رهنمائی

تائو

چین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی