درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آشنایی با ادیان (11) آئین بودا

سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۵:۱۷ ب.ظ



کلمه "بودا" اسم خاص نیست بلکه  صفت و به معنی به بصیرت رسیده (بصیر) است و لقب   شخصی است به نام "سیدارته گوتمه" که درقرن6 قبل از میلاد می زیسته است او درخانواده یکی از حاکمان (راجه)  بدنیا آمد طالع بینان به پدر او گفته بودند که اگر فرزندت پیر ،مریض ،مرده ویا درویش ببیند ازدست خواهد رفت اما اگر از او مراقبت کنی پادشاه هند خواهد گشت .به همین دلیل پدرش اورا درچند کاخ به تناسب فصول سال به همراه انواع لذایذ وخدم وحشم محبوس ساخت تا امور یاد شده را نبیند

وی به صورت اتفاقی او در چند نوبت به یک انسان پیر،مریض مرده وفقیر برخورد کرد وفهمید که جوانی دارائی ،سلامت وحتی زندگی  پایدار نیست.این امر ضربه شدیدی  بر روحیه او وارد کرد واو را از زندگی اشرافی خویش مردد وناامیدساخت درهمین  راستا دیدار با یک راهب باعث شد تا او متوجه شود که آرامش زمانی خواهد بود که از سه نقص یاد شده رها شود پس عزم خود جزم کرد، از قصر فرار کرد وبه دنبال یافتن سعادت وآسودگی مطلق زندگی جدیدی را آغاز نمود ومراقبتها ،ریاضتها وتمرکز وخلوتی طولانی را پیشه خود ساخت.[1]

سیدارته ابتدا نزد راهبان برهمنی رفت و آموزه های فلسفی وروشهای آنان را پیشه ساخت اما پس از چند سال از ادامه کار ناامید گشت وگمشده خود را در ریاضتهای شدید  مکتب جین جستجو کرد لکن ریاضت های شاق نیز روح جستجوگر اورا اشباع نکرد واو را به سرمنزل مقصود نرسانید.این بار سیدارته به فکر فرو رفت وبه این نکته متفطن شد که میل انسان به رسیدن به نجات وکمال خود از هواهای نفس اوست وباعث شکست او می شود واگر از این شوق خلاص شود به سعادت نائل می شودپس تلاش کرد که هیچ نخواهد.این تدبیر باطنی وتفکر درونی سیدارته به نتیجه رسید اوکه به کلی از لوث هوا وهوس خلاص واز رنج وشوق وشهوت ومیل یکسره رها گشته بود وهیچ رغبت ومیلی برایش باقی نمانده بود نهایتا به سعادت واقعی وصفا وطهارت باطنی نائل آمد ودرآن حال بود که به مرتبه اشراق کامل نائل شد ودانست که دیگر برای او تجدید حیات وتولد ثانوی وگرفتاری درچرخ توالدهای پی درپی نخواهد بود وبه نیروانا متصل شده است وبا خود گفت : عالی ترین مرتبه حیات را دریافته ام وتکلیف روحانی خود را به پایان رسانده ام واز آن پس به او بودا گفتنتد یعنی نورانی  ومنور به نور علم . این حادثه درسن  36 سالگی او حاصل شد .[2]

پس از آنکه سیدارته، خود به احساس رهایی دست یافت  دراین موضوع که آیا این سعادت ورستگاری بدست آمده را به دیگران نیز ارائه کند ؟ در تردید افتاد  وبودای خود بودن را رها کرد وبر آن شدتا بودای جهانیان باشد لذا مصمم برتعلیم دیگران شد و به تربیت شاگردان و ترویج آئین خود درشهرهای هند پرداخت وسرانجام پس از 45 سال وعظ وتبلیغ مرام خود، هنگام مسافرت به یکی از شهرهای اطراف بنارس ازدنیا رفت.[3]

مشروط نبودن آئین جدید به طبقه ای خاص ونیز احکام آسانتری که درمقایسه با آئین هندوئیزم وجین داشت  باعث شد تا از طبقات مختلف اجتماعی گرد بودا جمع گردند و به همین دلیل به سرعت جمعیت بودائیان رو به فزونی نهاد وبدنبال خود ایجاد معابد وپرورش راهبان ومعلمان  وبه تعبیر دیگر ایجاد شبکه منظم دینی رادرپی آورد.رضایت بودا به ورود زنان درجرگه بودائیان این روند را شتاب بیشتری بخشید وبه زودی آئین جدید رقیبی جدی برای آئین هندوئیزم به حساب آمد. به تدریج  دلیل  فشارهایی که از سوی هندوان وبعد از آن مسلمانان بر بودائیان وارد شد دامنه گروندگان به بودا درهند کم و منطقه نفوذ آن درکشورهای اطراف افزون گردید

پوشیدن جامه زرد ،تراشیدن موی سروصورت گرفتن کاسه گدایی مراقبه وتفکر درساعات خاص روز وتکرار اوراد وکلمات خاص از جمله آداب راهبان بودایی است که در"سنگه " (معبد و دیر راهبان بودائی) باید بدان وفادار باشند. علاوه بر این آنها باید ده دستور اخلاقی مهم  را  نیز رعایت کنند.این فرامین به طور خلاصه عبارتند از :

1-   احتراز از کشتن  وآزار جانداران (آهیمسا)

2-    احتراز ازتصرف درمال دیگران مگرآنکه به انسان عطا کنند

3-   پاکدامنی وعفت

4-   دوری از مکر وفریب

5-   دوری از شراب ومستی

6-   چشم پوشی از رقص وآواز

7-   دوری از آرایش وزیور آلات وعطر

8-   دوری از پذیرش زر وسیم

9-   پرهیز از بستر نرم

10- احتراز از پرخوری

از این ده فرمان پنج تای اول برای عموم است وپنج تای دوم برای کسانی است که می خواهند  بیشتر اهل مراقبه باشند.[4]همین تسامح وتخفیف دراحکام از جمله اموری بود که  باعث اقبال عمومی به آئین بودا وسرازیر شدن نذورات فراوان به "سنگه" ها وافزایش اعتبار این آئین گشت.[5]

اصول اعتقاد بودایی:

 بودا هرگونه تفکر غامض فلسفی را طرد می کند وآن را راه نجات نمی داند.او عمل را اصل می داندوغیر آن را خلاف عقل سلیم می شمارد.بودا مشکل حقیقی آدمی را درمباحث فلسفی نمی داند بلکه درادراکات واحساسات او می داندومعتقد است او باید تمام هم وجد خویش را درفهمیدن ،  وقبضه کردن مشتهیات نفسانی بکار برد[6].

او خود می گوید :

" من درباب قدم وازلی بودن جهان توضیحی ندادم ،درباب محدود ویا نامتناهی بودن عام سخنی نگفتم ،درموضوع وحدت روح وجسم حرفی نزدم واز بقای روح و....سخنی به میان نیاوردم  چون بحث دراین موارد را فایدتی نیست . درمقابل ، من درباره بدبختی ونیاز سخن گفته ام مبدأ بدبختی را توضیح دادم ودرباره عاقبت فقر ونکبت سخن راندم چون فقط این مباحث را سودمندمی دانم و فقط این موضوعات است که انسان را به رهایی از آلام ورنج ها و وصول به معرفت عقلی کل ونیروانه هدایت می کند" [7]

با همه این تاکیدات ، بودیسم خالی از  اصول فکری ومبانی اعتقادی نیست .مهم ترین اصول فکری و اعتقادی بودائیان از قرار زیر است.

1-   تناسخ                                                                                                                                                            از نظر بودا روح ماده مستقلی از بدن نیست که هنگام مرگ از پیکری به پیکر دیگر منتقل شود آنچه درتناسخ منتقل می شود صفات حیات یا کرمه زندگی انسان است مثل نقش نگینی که بر روی موم حک شده باشد وسپس این نقش بر موم دیگری حک شود وموم دوم به آن شکل بشودبه همین ترتیب، عوارض وجودی  وآثار عمل انسان متوفی  به جنین انسانی دیگر که دررحم مادر است منتقل می شود.آموزه تناسخ آنگونه که بودا ترسیم نموده بسیار سخت ومبهم است و تفاسیر متفاوتی از آن ارائه شده است.

2-    بی بهایی نظام طبقاتی کاست

  بودا معتقد است انسان از هرطبقه وصنفی که باشد می تواند درخود تغییراتی به وجود آورد واز نتایج گناهان خود  را نجات دهد و آمال وهوا وهوس را درخود ازبین ببرد .آن کس که بتواند آمال وآرزوها وحرص ودریک کلام میل وآرزوی  زنده بودن را درخود بمیراند درحقیقت سبب اصلی تولدها ومرگ های پی درپی (تناسخهای دولابی ) را درخود میرانده است ودیگر لازم نیست درچرخه توالد متوالی قرار گیرد.[8]

3-     نفی طریق اخلاص

  از سه طریقه نجات برهمنی (عمل،علم وخلوص)،   بودا خلوص را قبول ندارد .عمل را نیز  برای عامه  مردم مفید می شمارد و تنها، راه علم ومعرفت  را برای خاصه می پذیرد.بودا همچون  مهاویره  معتقد است ، خدایان مذکر ومونث ،شیاطین ودیگر ارواح واشباح ونفوس فوق انسانی محدود ومحکوم به فنا ومرگ و خودشان درگیرتناسخ هستند به همین دلیل توسل به ایشان (راه خلوص)  گره گشا نیست.

4-   جهان شناسی بودا

 از نظر بودا جهان وهمه اجزایش درحال حرکت وسیر وتغییر وزایش وتبدل است ، ثبات ظاهری امری موهوم است ، این سلسله تغییرات را پایانی نیست وهمین امر باعث رنج وتالم  همیشگی آدمی است . اوهیچ گونه طرح ونقشه مرکزی یا صانع مقتدری که درآسمان باشد وموجودات را به یکدیگر مرتبط سازد  را قبول ندارد[9]   بلکه به یک وحدت  عمومی نهانی در عالم وجهان هستی اعتقاد دارد .نفس آدمی زمانی از برکات،  آرامش وآسایش این وحدت مطلق بهره مند خواهد شد که " من" را فراموش کند وانسانیت ومنیت او درعالم بی انتها وبی شکل نیروانا منحل شود.مثل قطره ای که به دریا متصل می شوداز قالب این دوگانگی ها ی ظاهری رها وشاهد آن وحدت حقیقی بگردد. [10]

5-    رنج(duhkha)                                                                                                                                           بودا انسان را درچهار سیل عظیم گرفتار می داند .این سیلها که زندگی حقیقی وسعادت آدمی را تهدید می کندوباعث رنج او میشود وعبارتند از : جهل،آرزو، امیال نفسانی وخطا . او راه حقیقی نجات را در دانستن چهار حقیقت والا می داند ، حقایقی که اولین بار  درباغ غزالان  برای پنج راهبی که از قبل با وی اشنا بودند ونخستین گروندگان به او شدند بیان کرد.

6-   چهار حقیقت جلیل

این حقایق  چهارگانه عبارتند از :

1-   زندگی اساساً رنج است.پیری رنج است،مرگ وغم رنج است،یأس  وغم رنج است دلبستگی رنج است ،بریدن نیزرنج است. دنیا همه رنج است. وبزرگترین رنج تناسخ واز کالبدی به کالبد دیگر رفتن است

2-   منشأ رنج آرزو وطلب وامیال وخواهش های نفسانی  ومیل به ادامه حیات وجهل وخطاست،آرزو منتهی به تجدید حیات میشود

3-   راه نجات ازرنج وچرخه متوالی مرگ وزندگی ترک آمال وآرزوها  وعدم وابستگی است

4-   راه نجات از رنج  دررعایت  نکات  هشتگانه ای است  که نهایتا آدمی را به نیروانا می رساند.[11]

8 روش رفع رنج واتصال به نیروانا:

همانگونه  که آمد بودا اصلی ترین وجه زندگی انسان را رنج  وتنها راه رهایی از آن را نیل به نیروانا می داند او برای رسیدن به این مقصود رعایت 8 نکته را الزامی می داند این نکات را مختصرا به ترتیب زیر می توان ذکر کرد:

1-   ایمان درست ،شناخت‌، دید، نظر وجهان بینی درست- واعتقاد درست به حقایق چهار گانه

2-   عزم ونیت درست- بر ترک شهوات و آزار ندادن جانداران وترک آرزوها به‌کار بردن‌ آموزه‌های‌ بودا

3-   گفتار درست وتن ندادن به مکالمات لغو وبیهوده دروغگویی‌

4-   رفتار درست: روگردانی‌ از آزردن‌ زندگی‌ یعنی‌ کشتن‌، از دزدی‌، از آلوده‌ دامنی‌، یعنی‌ کامرانی‌ و شهوترانی‌، آگاهی‌ فرد از تأثیر اقدامات‌ خود.

5-   معاش درست هرکس حرفه وشغلی داشته باشد مشروط به آنکه شغل او با قواعد بودائی مخالف نباشد خودداری‌ از پیشه‌های‌ زیان‌آور، چون‌ اسلحه‌فروشی‌، برده‌فروشی‌، طالع‌بینی‌ و مانند اینها.

6-   کوشش وسعی درست هرکس تلاش کند حق رابشناسد وهوس را از امور سودمند ،علائق ناپسند را از عادات پسندیده باز شناسد

7-   دوراندیشی وتوجه درست تفکر درمقاصد عالی انسانی

8-   تمرکز ومراقبت درست براعمال که مهم ترین نکته دروصول به مقصد است

نهایت سلوک بودایی رسیدن به مقام "ارهت" است.ارهت مقام انسانی است که از سه مستی شهوت،مستی جهالت، ومستی آزو حرص آزاد شده باشد  ودرچنین حالی دیگر مرگ وزندگی برایش تفاوتی ندارد ولذا چرخه تولدهابش متوقف میشودوچون مرگ اورا دریابدبه مقصد نهایی یعنی وصول به نیروانه نائل می شود.

اخلاق بودایی

از آنجا که  بودا دل نبستن به  امور دنیوی را باعث  ایجاد وابستگی و وابستگی  را باعث آرزومندی وحرص واین دو را باعث وعلت تکرار چرخه حیات ومرگ وتناسخ می داند، بر دل نبستن به امور دنیوی تاکید و از سوی دیگر ،بر محبت به همه چه انسانهای خوب وچه انسانهای بد اصرار دارد . بودا خود می گوید:

"اگر کسی از دل بگوید فلان به من دشنام داد یا فلان مرا مضروب ساخت یا مال مرا دزدید هراینه آنکس که دارای چنین افکاری دردل خویش باشد هیچگاه زنگ نفرت از دلش زدوده نخواهد شد زبرا کینه را با کینه نمی توان شست بلکه دشمنی  را فقط با محبت می توان شست واین قانونی ازلی است".[12]

کتاب مقدس بودائی تری پیکاتا(سه زنبیل) شامل سه بخش(قواعد رهبانیت،وسیله رستگاری،مفاهیم روانشناسی می باشد ونیز دو کتاب تنجور وکنجور.شایان ذکر است که در آئین بودایی درابتدای پیدایش خود  نه خدا به مفهوم مصطلحش وجود داشت ونه اعمال واورادی نحت عنوان عبادت وشریعت مطرح شده بود اما به تدریجا اعمال واوراد ومناسک درآن رسم شد وبدنبال آن انشعابات مذهبی  نیز در آن  پدید آمد که مهم ترین آن ها عبارتند از:

1-مهایانه(چرخ بزرگ) : درچین ،کره وژاپن منتشر شده اند وبا آئین کنفوسیوس وشینتو ترکیب شده ،یکی از آداب آن  ذن است که شهرت دارد

 2 -هنیا یانه (چرخ کوچک) : برمه ،کامبوج وتایلند   

3 - وجریایانه (چرخ الماس): درتبت است وآئین بودایی را با سحر وتوتم پرستی ترکیب نموده تحت عنوان "لامائیزم"  از آن یاد می شود.

نکاتی درباره  بودیسم

1-   عدم ارائه یک فلسفه منضبط از سوی بودا   

اصولاً زمانی می توان یک آئین را بررسی ونقد نمود که به صراحت مبانی اعتقادی وجهان بینی خود را عرضه کرده باشد .آئین بودا که از بیان اصول اعتقادی خود سر باز زده است  نه تنها  توان ناقدان وتحلیلگران را دربررسی ونقد خود کاسته است بلکه راه تاویلات وبرداشتهای متفاوت وگوناگون از آئین خود را باز نموده  وبعید نیست انشعابات سه گانه   ناشی از همین امر باشد.[13]

2-   انکار خدا

بودا  نه تنها از وجود مافوق طبیعی ازلی که خالق آسمانها وزمین محسوب شود وسرنوشت افراد انسانی را درقبضه داشته باشد بحثی به میان نمی آورد[14] بلکه به نوعی آن را انکار هم می کند[15].اما همین عدم تبیین صحیح امور اعتقادی باعث شد دردراز مدت فطرت خداخواهی انسانهایی که تحت تاثیر مبلغان بودایی به این آئین روآوردند با پرستش خود بودا وخدا انگاری وی ودرادامه آن رواج نوعی بت پرستی دربین ایشان همراه شود.

3- انکار معاد 

اصولا هر آئینی که  درفهرست معتقدات خود سمساره را نگاشته است  خواه وناخواه درمورد آنچه ادیان الهی از آن به معاد یا د می کنند موضع انکار را درپیش گرفته است ولذا این نکته از جمله چالشهای فیمابین ادیان الهی از یک سو و ادیان هندی خصوصاً بودیسم شمرده می شود دارد .

3-   آمیختگی با افسانه ها

آئین بودا با  دوری گزیدن از مباحث نطری ونپرداختن به سوالاتی که درباره مبداء ومعاد مطرح می گردد دچار نوعی خلاء درمباحث کلامی شده است وبرای پرکردن این خلاء به دامان افسانه ها وداستانهای اسطوره ای فرو درغلطیده است ودرواقع  افسانه ها عهده دار تبیین اصول اعتقادی بودایی به شمار می روند این روش انباشته شدن متون وعقاید پیروان از خرافه ها را درپی داشته است وازجمله ویژگی های مشترک ادیان هندی به شمار می رود .

4-   فرد گرایی

تعلیمات بودا عموما ناظر به امور فردی ونجات انسان است ودرآن آموزه ای برای نجات جامعه مطرح نشده است .گویی بودا نظام های اجتماعی را واهی وبدون نقش درسعادت فرد می داند وبه همین دلیل وی هیچگاه بدنبال ایجاد تحول درجامعه خود نبود بلکه به تربیت فردی و توصیه به ترک دنیا وزندگی اجتماعی روی آورد .بدین ترتیب  آئین بودا توانایی ارائه یک نظام اجتماعی ناتوان است .[16]

5-   انحصار فلسفه حیات در "رنج"

اگر با نگاهی اعتدال گرایانه به حیات انسان بنگریم خواهیم دید که مسئله رنج  رانمی توان به عنوان اصلی ترین وحهه زندگی دانست اگر چه  نمی توان آن را به کلی حذف کرد . از دیدگاه اسلامی رنج  درکنار مفاهیم دیگری همچون  حرص ، خسارت زدگی ، گویای اوصافی از حیات انسان می تواند شمرده شود

مقایسه با آن مکتب می باشد. بودیسم با جینیزم مشترکاتی دارد که عبارتند از:

1-   هردو نهضتی هستند در جهت نقد فلسفه هندوئیزم وبرهمنیزم

2-   هردو ادعای کاهش رنج وآلام روحی را دارند[1]

3-   هر دو بر ترک دنیا وانجام ریاضت تأکید دارند(البته درمیزان  ریاضت باهم متفاوتند)

4-   هردو به قانون تناسخ وکارمه اعتقاد دارند

5-   هردو به نظام طبقاتی کاست بی اعتنا هستندوبه دنبال ارائه نجات بدون پیش شرط طبقه اجتماعی(کاست) بودند

6-   هم سیدارته وهم مهاویره از طبقه اشراف جداشده بودند

7-    هردو منحصر بودن راه نجات در "وداها " ووساطت انحصاری" برهمنان " برای نجات را برنتافتند ومراسم تقدیس ومناسکی که از روی وداها برپا می شد را بیهوده وعبث شمردند[2]

عمده ترین تفاوت این دو مکتب درآن است که مهاویره اساس تعالیم خود را بر ریاضت مفرط نهاده بود درحالی که بودا راه نجات را دراعتدال ومیانه روی اعلام کرد وریاضتهای شدید وافراطی را صحیح ندانست


[1] -رنج دراسلام: قران نیز خلقت انسان را همراه ودرون رنج می داند"لقد خلقنا الانسان فی کبد"  رنج کشیدن او با فلسفه خلقت وی معنا می یابداما برخلاف بودا که توحید ربوبی وافعالی را قبول ندارد آن را به نظام خلقت وتقدیر الهی گره میزند  برخلاف بوداکه توحید ربوبی را قبول ندارد وبرای جهان نقشه کلی برنمی تابد.رنج آدمی بیعلت نیست ،مصائب انسان برخی ناشی از عملکر وی وبرخی مصائب طبیعی هستند.تقدیر الهی منافاتی با اختیار داشتن او ندارد خدا خواسته که انسان بخواهدوعمل کند.برخلاف بودا دراسلام رنج همه زندگی وفلسفه اصلی حیات نیست بلکه یکی از وجوه حیات آدمی است وجوه دیگری نیز هست منجمله  :عجول بودن ،اهل جدل بودن طغیانگری درهنگام استغنا،ظلوم ،کفار،حریص وهلوع ومناع الخیر .ریشه همه مشکلات انسان حب دنیاست.

.خدای اسلام رب است ورب باید برنامه کلی هستی داشته باشدونیز نقشه کلی برای تک تک موجوداتنقشه تک تک موجودات پازلی است که نقشه کلی خلقت را رقم می زند واین دو با هم تنافی ندارندراه تطبیق برنامه خدا بر برنامه وانتخاب آدمی شریعت استکه درآن صورت خدا برایش توفیق ایجاد می کند یعنی اجزاء جهان را چنان می کند که با وی هماهنگ شوندوبرنامه اش با کل هستی هماهنگ شود.رنج

[2] - تاریخ چامع ادیان ص176

.

 

 



[1] - تاریخ چامع ادیان ص180

[2] - تاریخ چامع ادیان ص184

[3]  -تاریخ جامع ادیان-ص184

[4] -ازجمله عوامل رواج بودیسم همین سهل گیری ودسته بندی عوام وخواص است که باعث شده اقبال به بودابیش از برهمنیزم بشود

[5] - تاریخ چامع ادیان ص187

[6] - بودا چه بخواهد وچه نخواهد واجد مبانی فلسفی استواین شعار او درست نیست قطعاً او درمورد خدا،جهان وانسان اظهار نظر کرده واین یعنی فلسفه اگرچه این مطالب تحت عنوان فلسفه یاد نشود

[7] - جان بی ناس-ص188

[8] -تاریخ حامع ادیان ص193

[9]- انکار ربوبیت،تقدیر الهی که درعرفان اسلامی بسیار مورد تاکید است

[10] -جان بی ناس ص193

[11] - جان بی ناس-194

[12] -تاریخ جامع ادیان-ص202

[13] -غلامعلی آریا-آشنایی با تاریخ ادیان انتشارات پایا چاپ سوم 1370-ص 73

[14] -جان بی ناس ص188

[15] - غلامعلی آریا-آشنایی با تاریخ ادیان-ص47

[16] - رک بودا واندیشه های او-سادهاتیسا ترجمه محمد تقی بهرامی-چاپ دیبا تهران 1382-ص39

  • حسین رهنمائی

ادیان

ادیان هندی

بودا

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی