درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

تفسیر موضوعی قران (2) پیش نیازها

يكشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۴۴ ب.ظ

هرچندکه قران به زبان های مختلف و گوناگون دنیا ترجمه شده است اما باید دانست که این ترجمه ها برای استفاده کسانی تهیه شده است که هیچ ارتباط مفهومی با آیات قران ندارندو یا دنبال دریافت اطلاعات سرپایی از قران هستند. بالطبع علیرغم مفید بودن آنها باید اذعان داشت که معمولاً  مطالب اولیه و ارشادات اولیه قرانی را در اختیار مخاطب قرار میدهد. اما برخی از مطالب عمیق تر و بنیادی تر نیاز به فرورفتن در دریای معانی دارد که در آن مرحله دیگر نمی توان به ترجمه تحت اللفظی بسنده نمود. ترجمه ها همانند تیتر صفحه اول روزنامه هستند که مهم ترین مطالب را به صورت غیر دقیق به مخاطب ارائه میدهند اما فهم مطالب عمیق تر نیازمند بازکردن صفحات بعدی و خواندن مشروح اخبار است.

1-      آشنایی با واژگان عربی:

برای درک بهتر نقش آشنایی با لغات عرب چند مثال تقدیم میشود. مثلاً  "جلس" و "قعد" در هنگام ترجمه هردو به             " نشست" ترجمه میشود  و هرچند در حالت عادی به جای هم استعمال می شوند اما آشنایان به ادبیات عرب می دانند که تفاوت ظریفی در میان این دو واژه وجود دارد. "جلس" مر بوط به کسی است ه از حالت خوابیده به حالت نشسته تغییر وضعیت میدهد . مانند کسی که از خواب بیدار می شود و اندکی روی تخت خواب می نشیند اما " قعد" مربوط به شخصی است که از حالات ایستاده به نشسته تغییر وضعیت میدهد به همین دلیل کسانی که از قیام وجنگ  ومبارزه دست میکشند "قاعدین" نامیده می شوند نه "جالسین".

فضل الله المجاهدین علی القاعدین درجه

خداوند مجاهدان را بر کسانی که از جنگ و مبارزه دست شستند برتری داد

به همین ترتیب دو واژه "ذهب" و   "راغ" : در نگاه بدوی به معنی "رفتن " هستند اما کتب لغت تفاوتی ظریف بین آن دو قایل شده اند . به این ترتیب که  اولی مطلق راه رفتتن (به هرشکل و نوعی ) را گویند اما دومی راه رفتن آهسته و همراه با اضطراب را گویند. "فراغ الی اهله" :  پس آهسته و اندیشناک به سوی همسرش رفت.همچنین  دو واژه  "جانّ" و "ثعبان" در برداشت اول به معنی مار هستند اما ترجمه دقیق تر آنها معلوم می کند که اولی به معنی مار کوچک وپر حرکت  و دومی به معنی مار بزرگ یا اژدها است.بنابراین معلوم میشود اولین باری که به موسی (ع) معجزه تبدیل عصا به مار نشان داده شد عصای او تبدیل به مار کوچکتری شد:

وَأَنْ أَلْقِ عَصَاکَ ، فَلَمَّا رَ‌آهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى، مُدْبِرً‌ا وَلَمْ یُعَقِّبْ ، یَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ ، إِنَّکَ مِنَ الْآمِنِینَ (10 نمل)

"و [فرمود:] «عصاى خود را بیفکن.» پس چون دید آن مِثْل مارى مى‌جنبد، پشت کرد و برنگشت. «اى موسى، پیش آى و مترس که تو در امانى"

 اما بار دوم در مقابل فرعون مساحرانش عصای موسی تبدیل به اژدهای بزرگی شد وهمه ابزار جادوگری ساحران را بلعید

فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِیَ ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ( اعراف 107)

پس [موسى‌] عصایش را افکند و بناگاه اژدهایى آشکار شد

مثال دیگری که نقش لغت شناسی را در فهم آیات نشان میدهد واژه "عالمین"  است که در بدو امر معنی جهان ها ( جمع عالم) را در ذهن متبادر می سازد اما واقع امر این است که این ترجمه غلط است . درواقع این واژه  اسم جمع و  به معنی اهل عالم است.  بنابراین معنی سخن حضرت لوط به قوم خویش در این آیه :اتاتون افاحشه ماسبقکم بها احد من العالمین ، این نیست که " آیا مرتکب گناه زشتی می شوید که هیچ فردی از جهان ها ی دیگر مرتکب این رفتار نشده" ، بلکه معنی آن این می شود که "....هیچ فردی از اهل جهان مرتکب آن نشده است" و لذا آیه ربطی به جهان های دیگر ندارد به همین ترتیب از  وجود کلمه "عالمین" در آیه "الحمدلله رب العالمین"  نمی توان برداشت کرد که جهان های دیگری وجود دارد یا ندارد. بلکه آیه گویای آن است که خداوند پرورش دهنده  اهالی جهان است و نظری بر تعداد یا یگانگی جهان ندارد.

 

2-      دستور زبان عربی

دستور زبان عربی که به "صرف و نحو"   مشهور است  قواعد حاکم بر  این زبان می باشد که در فهم جملات و ایجاد معناهای جدید در قالب های مختلف به ما کمک می کند. بدیهی است مثل هرزبان دیگری برای ادای یک معنا می توان قالب های مختلف ساخت کلمه ( صرف) و جمله بندی و استفاده از روباطی بین کلمات در جمله  ( نحو) را مورد استفاده قرار داد. و  سوی دیگر ، بر اساس قواعد مختلف این دانش، از یک متن می توان  معناهای متعددی برداشت نمود و برای بیان جملات معیار از آن بهره جست.

فهم کلمات  قران وجمله بندی های آن نیز بدون اشراف به قواعد صرفی و نحوی سخت وحتی ناممکن است. در اینجا به چند نمونه از مواردی که قواعد صرفی و نحوی در کیفیت معنای  کلمات وجملات تاثیر گذار هستند اشاره می شود.

 مشهور ترین آیه قران ، آیه "بسم الله الرحمن الرحیم" است که در ترجمه های مرسوم  با عبارت " به نام خداوند بخشنده مهربان " ویا جملاتی نظیر آن ترجمه شده است. حال آنکه این ترجمه  علیرغم کاربرد آن برای کسانی که می خواهند به یک معنای دم دستی وساده از آیه برسند مفید است اما برای کسانی که می خواهند در بحرمعانی قرانی غور کنند کافی نیست و معنای دقیق آیه را منعکس نمی کند.

حرف ب در عربی معاانی متعددی از جمله " به وسیله ی ، همراه ، به سبب ، به کمک ، و...." دارد . هریک از این معانی ، می تواند محقق  را در برداشت معنای مناسب کمک  کند.او باید با توجه به بقیه عبارات قبلی و بعدی و شرایط زمانی ومکانی آیه تشخیص دهد که کدامیک از این معانی در آیه مورد بحث معنای بهتر است. همچنین کلمه اسم هم به معنی نام وهم به معنی نشانه وعلامت در عربی ثبت شده است و واژه  الله نیز به معنی مطلق خدا نیست بلکه آن را به معنی  ذات مستجمع جمیع اوصاف کمالی دانسته اند ، همچنین ، بر اساس قواعد صرفی، کلمه "الرحمن" صیغه مبالغه و  "الرحیم"  صفت مشبهه است. هریک از این دو صیغه کارکرد مختص به خود را دارند و نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. صیغه مبالغه بیانگر تحقق مکرر وتعدد ماده کلمه (رحم) است در حالی که صفت مشبهه حکایت از دوام و استمرار وثبوت معنای ماده کلمه (رحم) در طول زمان است. بنابراین ترجمه  آیه مذکور  به شکل  زیر قابل قبول تر خواهد بود: به نام خداوندی که به تعداد زیاد بر مخلوقات رحم و شفقت می ورزد و رحمت او بر بندگان در طول زمان پیوسته و دائمی است. از همین جاست که برخی مفسرین ، رحمت مورد اشاره در واژه رحیم را  رحمتی خاص که مربوط به مومنین است می دانند زیرا باتوجه به سایر آیات قطعاً مومنین وصالحین  هستند که در جهان دیگر مشمول رحمت خواهند بود بنابراین رحمتی دائمی وپیوسته  از دنیا تا آخرت بر سر آنان است  برخلاف غیر مومنین که در قیامت مشمول رحمت الهی نخواهد بود.و همچنین مفسرین مذکور ، رحمان را به معنی صاحب رحمت عام که شامل همه مخلوقات و به تعداد زیاد است معنی کرده اند بنابراین معنی مفصل تر ( والبته نه کاملا مفصل زیرا همه قواعد در اینجا گفته نشد ) می تواند جمله ای از این قرار باشد:

" همراه یا با کمک یا به وسیله یا چسبیده به نام یا نشان آن ذات مستجمع جمیع اوصاف کمالی که بخشنده ی است که بخشش او بر همه مخلوقات به تعداد زیاد گستره  و صاحب مهربانی خاص بر برخی بندگان به طور  دائمی وگستره در طول زمان، از دینا تا آخرت،  است "

مثال دیگر ، در آیه شریفه "کلم الله موسی تکلیماً "  مفتوح یا مرفوع واژه الله به شدت در معنای جمله تاثیر گذار است. چنانچه الله را مرفوع بخوانیم معنی آن این می شود که خداوند  با موسی(ع) گفتگو کرد اما اگر آن را منصوب بخوانیم معنی آن این می شود که موسی با خدا گفتگو نمود. در حالت دوم رفتن موسی(ع) به کوه طور فضیلت زیادی به حساب نمی آید زیرا هر بنده ای در هنگام مناجات با خدا حرف میزند اما در حالت اول (سخن گفتن خدا با موسی(ع)) به  معنی انتقال پیام الهی به او و کسب مقام رسالت  یا دریافت شریعت و....می توان حمل نمود ؟

قران محید با دسته بندی آیات خود به دو دسته محکمات متشابهات م یفرماید :

فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّـهُ وَالرَّ‌اسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِّنْ عِندِ رَ‌بِّنَا

اما کسانى که در دلهایشان انحراف است براى فتنه‌جویى و طلب تأویل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پیروى مى‌کنند، با آنکه تأویلش را جز خدا و ریشه‌داران در دانش کسى نمى‌داند. [آنان که‌] مى‌گویند: "ما بدان ایمان آوردیم، همه [چه محکم و چه متشابه‌] از جانب پروردگار ماست"(ترجمه بهرامپور ، انصاریان )

چنانچه واو در عبارت والراسخون را به عنوان واو عطف در نظر بگیریم معنی آیه این می شود که " تاویل آیات متشابه را هم خدا و هم راسخین در علم می دانند" (ترجمه صادقی تهرانی، مکارم شیرازی )

اما اگر آن را به معنی استیناف  (واوی که در آغاز کلام آورده می شود و نشانه قطع جمله از جملات قبل است )  گرفته شود . معنی آیه این می شود که " فقط  خدا به این آیات علم دارد" . تفاوت دو معنی در بحث های کلامی پیرامون فهم قران وعلم الهی  کاملا محسوس وتعیین کننده است.

 همچنین با توجه به اینکه حرف " الی"  در عربی هم به معنی انتها و هم به معنی حد انجام کار است  آیه شریفه   " فاغسلو وجوهکم وایدیکم الی المرافق" به دو معنی م یتواند ترجمه شود :

 معنی اول : " در هنگام وضو دستان خود را از پایین تا آرنج بشویید( با اشاره به جهت جستجو از پایین به بالا=  وضوی اهل سنت )"

معنی دوم: "در هنگام وضو محدوده دستانتان تا آرنج باید شسته شود ( بدون اشاره به جهت جستجو)"

از دیگر واژه های مهم در ادبیات عربی ، ضمایر هستند که به جای اسم می نشیند . تشخیص مرجع ضمیر در ترجمه جمله ای که ضمیر در آن استعمال شده است گاه  بسیار حیاتی است . به عنوان نمونه خداوند در آیه زیر در باره مسیحیان می فرماید:

"ان من اهل الکتاب الا لیومنن به قبل موته"

هیچ کس از اهل کتاب نیست مگر آن که پیش از مرگش حتما به او [عیسى‌] ایمان مى‌آورد

 

در اینجا ضمیر " ه" در عبارت   "موته" اگر به اهل کتاب ارجاع شود معنی آن این می شود کههرمسیحی قطعا پیش از مرگ با ایمان به عیسی خواهد مرد اما اگر  به عیسی (ع) بازگردد معنی آن این م یشود که همه مسیحیان قبل از مرگ عیسی به او ایمان خواه وبا وجه به اینکه از نظر قران و همچنین بنا به باور مسیحیان ، حضرت عیسی در آخرالزمان رجعت خواهد کرد و پس از آن مرگ وی  فرا خواهد رسید،  معنای دوم می تواند  اشاره به بازگشت مسیح در آخرالزمان باشد .

**************

مثال های بالا تنها نمونه هایی از  از تاثیر آشنایی با قواعد دستوری عربی در فهم قران می باشد( نه همه موارد آن ).  

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی