درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

چرا امام علی کاری برای حفظ جان خود نکرد؟

دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۲۱ ق.ظ

یکی از موضوعاتی که در اغلب جلسات مذهبی که در آن سخن از  مقامات ائمه معصومین است مورد سوال واقع  می شود،   حد وحدود علم امام و پیامبر است.  به عنوان نمونه ، این  که اگر امام علی (ع) ویا امام حسین(ع) علم غیب داشتند چرا خویشتن را به دست مرگ سپردند و چرا برای نجات خویش از ترور در مسجد و قتل در بیابان اقدام موثری نکردند؟ . نظیر این سوال در مورد برخی از رفتارهای  پیامبر اکرم (ص)و سایر ائمه(ع) نیز

 مطرح است.



مبنای این سوال اعتقاد به علم بالفعل امام به همه  حوادث است. سوال کننده بر این  باور است که امام در هرلحظه به همه علوم  و اطلاعات عالم اشراف دارد و از همه حوادث به ویژه حوادث مربوط به سرنوشت خویش آگاه است.لذا این شبهه برای او پیش می آید که پس چرا هیچ عکس العمل مناسبی نسبت به این موضوع مهم از خود بروز نداد؟ بالطبع اگر چنین مبنایی مورد قبول نباشد، سوال مذکور نیز دیگر مطرح نخواهد شد.

  در خصوص میزان ودقت علم اشراف امام به حوادث و موجودات جهان ، متکلمان شیعه به دو گروه تقسیم می شوند.

گروه اول، شامل برخی از متکلمان بزرگ نظیر شیخ مفید ، شیخ طوسی، سید مرتضی و...هستند که علم امام به نیات مردم و حوادث آینده را از شروط امامت نمی دانند هرچند مواردی از اطلاع ائمه به این امور را (به سبب لطف الهی  از طریق خواب ، الهام ویا تعالیم به ارث رسیده از پیامبر است) را سراغ دارند.(شیخ مفید،اوائل المقالات، ص77 )این دانشمندان هرچند علم امام به صنایع وحرفه ها  و زبان های مختلف را ممکن می دانند اما همانند مورد قبل، آن را از شروط ضروری  امامت نمی دانند . سید مرتضی علم الهدی وشیخ طوسی ،  دو دانشمند بزرگ شیعه، دانش امام  خاص امام را محدود به امور شرعی و مسایلی  که برای هدایت و ولایت  مردم نیاز است  دانسته و معتقدند اطلاع امام از موضوعات و مصادیق جزئی و حل مشاجرات واختلافات  از طریق  مشاهده ویا استعلام از خبرگان حاصل می شود .( سید مرتضی الشافی ،ص 192؛  شیخ طوسی الاقتصاد الهادی الی الرشاد ، ص188)

گروه دوم ، عده ای دیگر از متکلمان شیعه  همانند  نوبختی وبرخی علمای متاخر هستند که اطلاع از چنین   علومی را از شروط حتمی امام می دانند (شیخ مفید،اوائل المقالات، ص77) ، کراجکی، دیگر متکلم بزرگ شیعه، با آنکه در مقایسه با مفید و علم الهدی ،علم وسیعتری  را برای علم امام تصویر می کند، امّا همچنان از آرای نوبختیان فاصله می گیرند و علم پیوسته و مستمر امام را به تمامی اسرار نهان و حوادث پنهان را منتفی می داند. ( کراجکی، رساله جمل اعتقاد اهل الایمان، 112)

هریک از دو گروه  یاد شده برای اثبات سخن خود به پاره ای از روایات ویا تفسیر برخی از آیات قران استناد کرده اند. قضاوت درباره صحت وسقم آرائ ایشان در مجال این نوشتار نیست وآن را به فرصتی دیگر موکول می نمائیم لکن. با توجه به دو نظریه فوق الذکر به سوال اصلی نوشتار باز می گردیم.

طبعاً اگر دیدگاه اول را برگزینیم سوال ابتدای این نوشتار اصلاً مطرح نمی شود. زیرا طرفداران این دیدگاه اطلاع امام از وقوع چنین حوادثی را برای امام و پیامبر لازم نمی دانند.تا بخواهند  عکس العمل امام نسبت به دانستن چنین اطلاعاتی را تبیین وتوجیه نمایند. البته این گروه  داشتن اطلاعات کلی و اجمالی به  چنین حوادثی را محال نمی دانند اما  چنین آگاهی  اجمالی و غیر دقیق از نحوه یا محل شهادت  نمی تواند انگیزه انجام رفتار و عکس العمل خاصی باشد. نظیر اینکه امام علی(ع)، از پیامبر شنیده بود که در شب قدر محاسنش به خون سرش رنگین می شود اما اطلاع از این موضوع به معنای دانستن دقیق ساعت ولحظه وقوع  ومکان این حادثه نیست.و لذا دلیلی ندارد که از عادی بودن رفتار امام (ع) ( به فرض صحت)در آن شب تعجب کنیم .

اما بنا به نظر گروه دوم، که علم امام را به صورت دقیق و بالفعل نسبت به همه حوادث جاری می دانند، چند پاسخ برای این  سوال قابل تصور است:

یکم:  دانستن این اطلاعات برای امام باعث ایجاد تکلیف نمی کند. درواقع ، امام به آنچه حتماً اتفاق می افتد اطلاع می یابد نه به چیزی که احتمالاً محقق بشود. به عبارت بهتر ، امام می داند که حتماً این اتفاق در این ساعت برای او می افتد چه جلوگیری بکند چه نکند چه بخواهد چه نخواهد، بنابراین اصولاً وی هیچ تصمیمی درباره وقوع یا عدم وقوع آن حادثه نمی تواند بگیرد چون اصلا نمی تواند تغییری در حادثه بدهد. بنابراین دانستن این اطلاعات برای امام ایجاد تکلیف نمی کند وامام به زندگی عادی خویش عمل می کند.

دوم: امام به دقت از حوادث آینده مطلع است اما شدت عشق او به خدا و مقام بلند عرفانی که بدان رسیده است به حدی است که بیشتر دوست دارد تا هرچه خدا تقدیر کرده است اتفاق بیافتد و ترجیح می دهد، با آنکه می تواند اما هیچ دخالتی در تقدیر الهی نکند. این مقام   از بالاترین مقامات عرفانی و مشهور به مقام رضا است  و بر اساس آن عارف ، خویشتن را به تیغ حوادث می سپرد و بیشتر آن دوست دارد که آنگونه که خداوند می خواهد زندگی کند نه آن گونه که میل خودش است .

نگاه عرفانی به علم امام

از نگاه عرفان، علم فرامادی یا شهود ،از مواهبی است که عارف در سلوک خویش بدان دست می یابد. معنی شهود، شرایط دریافت آن ، حدودآن ، آفات آن، معیار صحت سنجی آن و دهها عنوان دیگر از جمله موضوعاتی است که در عرفان نظری ذیل موضوع شهود مورد بحث قرار میگیرد.

از جمله این موضوعات ، دامنه و دقت شهود عارف است. از نگاه عارفان، شهود یک سالک، وضعیت ثابتی ندارد و حسب روحیات وی، میزان و چگونگی تهذیب نفس وریاضاتی که کشیده و عوامل دیگر نوسان دارد و ممکن است  زیاد یا کم ودقیق یا اجمالی باشد.مثال مشهور این موضوع ماجرای گم شدن یوسف و عدم اطلاع یعقوب نبی(ع) از جاومکان اوست درحالی که سال ها بعد بوی پیراهن  او را از فرسنگها راه دریافت کرد. سعدی شاعر شیرین سخن پارسی می نویسد:

یکی پرسید از آن گم کرده فرزند         که ای روشن گهر پیر خردمند

ز مصرش بوی پیراهن شنیدی             چرا در چاه کنعانش ندیدی؟

بگفت احوال ما برق جهان است         دمی پیدا و دیگر دم نهان است

گهی بر طارم اعلی نشینیم                   گهی بر پشت پای خود نبینیم

اگر درویش در حالی بماندی             سر دست از دو عالم برفشاندی

 سخن سعدی که بازگوی  پاسخ عارفانه به این مساله است حکایت از آن دارد که حالات عارف همیشه یکسان نیست و شدت و نحوه شهود او در زمان های مختلف متفاوت است ازین رو، گاه شهود وی اجمالی ومبهم و گاه  تفصیلی و دقیق است.بر این اساس شاید بتوان علم امام ، به عنوان یک عارف بلند مرتبه، را توجیه نمود و رفتار عادی امام علی(ع) در شب حادثه مسجد کوفه ویا رفتار عادی سایر ائمه(ع) در موارد مشابه را ناشی از آن دانست که شهود آن حضرات وعلم الهی آنان همیشه یکسان نبوده ودر موارد یاد شده علم به زمان دقیق حادثه نداشته اند. پیامبر اکرم در پاسخ به سوال اصحاب در خصوص تفاوت حالات معنوی آنها در زمان های مختلف آن را امری عادی تلقی نموده است.( اصول کافی ، ج 2 ، ص . 424)

بررسی روایات معصومین (ع)  نیز  ، ما را به نتایج مشابهی  ( همیشگی و در دسترس نبودن علم الهی برای امام ) رهنمون می سازد. در کتاب اصول کافی باب ویژه ای تحت عنوان "ان الائمه اذا شائوا علموا" به بررسی این موضوع اختصاص داده شده است. مفاد روایات این باب گویای آن است که علم شهودی  امام به حقایق جهان دائمی و همیشه در دسترس نیست بلکه اگر آنها مشتاق دانستن چیزی باشند با اتصال به منبع غیبی می توانند پاسخ سوال خود را دریافت نمایند. بنابراین در مورد موضوعات مورد سوال محتمل است امام علی (ع) چنین درخواستی نداشته و مشتاق دانستن لحظه دقیق ترور خویش نبوده است وبالطبع تکلیفی متوجه ایشان نبوده است وبه همین ترتیب رفتار مشابه سایر ائمه(ع) در ساعات ویا روزهای قبل از شهادت شان را می توان توجیه نمود.

تذکر دوباره این نکته لازم است که این نوشتار صرفا در پی ارائه گزارشی از آراء مشهور در این زمینه است نه تبیین تفصیلی موضوع. از این روی علاقمندان  را  به مطالعه  کتاب های کلامی ومقالاتی که دراین زمینه منتشر شده است ارجاع می دهیم.  

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی