درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

تفسیر موضوعی قران (9)؛ شبهات مخالفان قران

چهارشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۳۵ ب.ظ

از بدو تاسیس اسلام و  توسعه نفوذ قران که به دنبال خود تمدنی عظیم در کره زمین را پایه نهاد ، حرکت های ضد قرانی نیز شکل گرفت. ساحر و کاهن خواندن پیامبر، شعر نامیدن قران ، مجنون خواندن پیامبر  ودهها حرکت ضد فرهنگی دیگر  از جمله اقداماتی بود که در سال های اول نزول قران از سوی مخالفان انجام گرفت . این مخالفتهای ضد فرهنگی  ، پس از رحلت پیامبر به اشکال گوناگون توسط نسل های بعدی مخالفان قران ادامه یافت. در سال های اخیر نیز تتمه این حرکت ها در دنیای مجازی ، در قالب مقاله ،یادداشت ، عکس ،پوستر ، فیلم و....انجام می شود. عدم پاسخگویی مناسب و به وقت  به این سوالات می تواند منجر به  تضعیف مبانی اعتقادی اعضای جامعه  شود .


در سطور زیر به برخی از ایرادات مذکور اشاره و در حد مجالی که یک جزوه درسی دارد به پاسخ آنها پرداخته می شود.

الف- شبهه در سندیت قران

برخی از مخالفان قران بر اساس پاره ای روایات جعلی و غیر مستند مدعی شده اند که قران حاضر همان قران زمان نزول نیست و به عبارت دیگر در  قران تحریف شده است

پاسخ

عمده دانشمندان مسلمان اعم از شیعه وسنی  متن موجود قران را همان متن نازل شده بر پیامبر دانسته وهرگونه تحریفی در آن را بر نتافته واز اصالت و سندیت آن دفاع می کنند.یادشدگان برای اثبات مدعای خود ادله ای ذکر کرده اند. این ادله از جوانب مختلف به موضوع عدم تحریف قران می پردازد . در سطور زیر ابتدا مساله را از  جنبه تاریخی بررسی کرده و سپس به دیدگاه ائمه شیعه در این خصوص خواهیم پرداخت :

قران هیچگاه از دسترس مسلمانان دور نبود. ولذا اصلاً فرصتی برای تحریف آن فراهم نشد. به دلیل تاکید آیات قران بر مطالعه وقرائت آیات الهی و همچنین با توجه به توصیه های فراوان پیامبر خدا(ص) ، ائمه معصومین(ع) و سایر بزرگان اسلام، سنت حفظ آیات قران از همان ابتدا در جامعه اسلامی رایج گشت وهمواره اطراف پیامبر خدا چندین نفر حافظ قران حاضر بودند تا  با شنیدن آیات جدید آن را در سینه بسپارند.  هر روز در مسجد مدینه جلسات قرائت ومطالعه و بحث و گفتگو پیرامون مفاهیم آیات قران برگزار می شد.وحی نازل شده در اولین فرصت  توسط کاتبان وحی  بر روی پوست آهو،لوح گلین یا استخوان شتر و نظایر آن بایگانی می شد.و به فاصله اندکی پس از رحلت پیامبر(ص) به دستور خلیفه اول مکتوبات کاتبان گردآوری و مصحف کامل تهیه گردید چند سال بعد ،در زمان خلیفه سوم ، از روی مصحف مذکور چندین نسخه تهیه  و به شهرهای بزرگ آن روزگار ارسال گردید تا در جلسات قرائت قران که در طول ایام سال به خصوص ایام ماه مبارک رمضان برگزار می گردید مورد استفاده قرار گیرد. بدین ترتیب   برخلاف کتاب مقدس یهود (که حداقل در دو مقطع مفقود گردید و بار اول آن پس از گذشت چهل سال از روی خاطرات کهنسالان بنی اسرائیل بازنویسی شد) ، در تاریخ نگارش قران  هیچ فاصله زمانی  که در آن قران از دسترس مردم دور مانده باشد وجود ندارد.و با توجه به عمومیت حفظ و قرائت قران که به عنوان یک فضیلت بزرگ بین مسلمین رایج بود  اصلا فرصتی برای تغییر وتحریف در قران فراهم نشد..

شیعه و تحریف قران

در برخی از کتب و رسانه های اهل سنت و خصوصا وهابی  گفته می شود که شیعیان قایل به تحریف قران هستند و بر اساس این اتهام رای به خطاکاری وحتی کفر شیعیان صادر نموده اند .مستمسک اصلی این نویسندگان،  برخی روایاتی  است که به حذف برخی کلمات (مثلا اسم امام علی(ع )) از قران دلالت دارند از جمله این روایات نمونه های زیر هستند:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى- وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَی‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ‏ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ ع. [1]

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِیهِ ص- فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِی إِلَیکَ إِنَّکَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏ قَالَ إِنَّکَ عَلَى وَلَایةِ عَلِی وَ عَلِی هُوَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ.  همان 417

بررسی

از نظر سند و وثاقت متن، باید گفت ،صحت بسیاری از روایات تحریف نما ،  به دلیل وجود نام شخصی  به نام سیف بن عمر در سند  اکثر آن ها،. محل تردید است زیرا از نظر علمای علم رجال این شخص وجاهت ووثاقتی  ندارد . ولذا روایاتی که از وی نقل می شود قابل اطمینان نیست. بنابراین  به دلیل ضعف سندی و عدم صحت اکثر این روایات نمی توان با قاطعیت اتهام مذکور را متوجه شیعه نمود .

به فرض صحت روایات مورد گفتگو ، باید متوجه این نکته هم بود که با توجه به عدم رواج علائم نقطه گذاری ( نظیر نقطه ،ویرگول،علامت نقل قول و...) ونبود ممیزی ونظارت  قابل اطمینان  قبل از انتشار کتب، و این که  نگارش اغلب روایات با فاصله  زمانی زیاد بعد از  شنیدن انجام می گرفت چه بسا ، راوی  حدیث شنیده شده را پس از مدتها  آ ن را برای  فرزند یا نوه اش  نقل  می کرد و نهایتاً به شخصی که نویسنده کتاب مورد نظر بود می رسید. نویسنده  نیز آنچه با چند واسطه به گوشش خورده بود  را بدون رعایت نکات ویرایشی  می نگاشت و  چه بسا ، آیات قران و  توضیحات امام(ع) (که در حالت گفتار  شفاهی با تون صدا و شکل ادای حروف  تمایزشان را می توان نشان داد) را با یک  قلم ویک خط  می نگاشت وهمین امر باعث بد فهمی خوانندگان بعدی  می شد. آنها ، به اشتباه  توضیحات امام در باره آیه  را به عنوان متن اصلی آیه ( به نظر امام) قلمداد می  کردند. وکم کم این تلقی که ائمه شیعه قائل به تحریف قران هستند پدید آمد.

از نظر محتوایی نیز باید دانست ، برای  استنتاج  صحیح و منصفانه از جملات هر نویسنده ای  باید گزاره  مورد نظر وی  را با سایر سخنان وی  مقایسه نمود .در مورد قران نیز فهم معنای هر آیه در گرو فهم آیات مرتبط با آن است و چه بسا استفاده از یک آیه بدون  دقت در آیات مرتبط نتایج زیان باری برای محققان ناشی در پی آورد. اصولا اغلب مکاتب انحرافی محصول نگاه گزینشی به آیات قران و روایات معصومین(ع) بوده است.

لازم به ذکر است ، ائمه شیعه در مباحث فقهی ، بحث های کلامی و تعالیم  خود به آیات وسوره های  همین قران حاضر استناد می نمودند. و هواداران خود را به تلاوت همین قران موجود در میان مردم امر می نمودند وبرای خواندن سوره های همین قران بشارت به ثواب و پاداش میدادند.

"سفیان بن سمط از امام صادق (ع) نقل می­نمایند که از ایشان در ارتباط با اختلافاتی که در قرائات قرآن وجود دارد، سؤال نمودم. ایشان فرمودند که (همانند سایر مردم) و همان گونه که به شما آموخته­اند، قرآن را تلاوت نمایید"[2]

بی شک اگر در نظر امام،  قران صورت دیگری می داشت نمی بایست قران رایج و  جاضر را مستند سخنان وآرای خویش قرار بدهد  و نیز معنا نداشت که برای خواند قرانی که عین سخن خداوند نیست ثواب های آنچنانی بیان نمایند. امام صادق (ع) در پاسخ به شبهه عدم ذکر نام ائمه (ع) در قران می فرماید:

 خداوند کلیات احکام وعقاید را در قران آورده است اما توضیح دقایق ومصادیق وجزئیات امور توسط پیامبر تبیین شده است مثلا در قران فقط یک یا دو آیه در مورد حج آمده است اما تبیین دهها فرع فقهی حج  را درسنت پیامبر باید جستجو کرد. نماز وزکات نیز هرچند در باره اهمیت شان آیاتی آمده است اما کیفیت و جزئیات آن  دو در سخنان پیامبر تبیین شده است  به همین ترتیب اصل ولایت در قران آمده است اما بیان مصداق آن (حضرت علی (ع) ) توسط پیامبراکرم (ص) در مواقع متعددی از جمله در  روز غدیر انجام  پذیرفته است .[3] معلوم می شود خود امام صادق(ع) قران دیگری غیر از قران متداول بین مسلمانان که نام حضرت علی در آن نیست سراغ نداشته بود وگرنه می فرمود در قرانی که نزد ما است نام علی (ع) آمده است!!.

اغلب  دانشمندان ومفسران بزرگ شیعه  نظیر ،شیخ صدوق،شیخ مفید ، سید مرتضی، علامه مجلسی واز معاصران علامه طباطبایی، آیت الله خویی و آیت الله جوادی آملی قول به تحریف قران را برنتافته وآن را محکوم کرده و روایات مذکور را فاقد صحت وسندیت کافی دانتسه اند.

اهل سنت در مظان اتهام

اگر وجود برخی روایات ضعیف ومبهم دلیل اتهام قول به تحریف به  شیعه باشد باید همین اتهام را نیز متوجه اهل سنت نمود. زیرا در متون روایی آنها نیز شاهد روایاتی هستیم که مستقیم یا غیر مستیقیم به تحریف قران دلالت دارند.به عنوان نمونه در کتاب کنزالعمال از قول  خلیفه دوم سخن از آیات زیادی به میان آمده که اکنون  در قران نیست و از جمله آنها آیه ای درباره سنگسار بوده است[4]. در صحیح بخاری نیز از وی نقل شده که :

 اگر ترس از مردم نبود که بگویند عمر در قرآن دخل و تصرف نموده و چیزی به آن افزود، حتماً با دستان خودم، آیه سنگسار را در قرآن می­نگاشتم [5]

معلوم می شود از نظر خلیفه دوم این آیه از قران حذف شده است . در روایات دیگری که در متون اهل سنت درج شده است  خبر از بین رفتن کاغذهایی داده شده است که در آن متن آیاتی از سوره احزاب درج شده بود و این اتفاق دلیل حذف آیات مورد نظر از قران برشمرده شده  است.[6]  همچنین ، در مورد تردید واختلاف اصحاب درباره برخی آیات  قران مطالب  زیادی در متون روایی اهل سنت قابل جستجو است.[7] بی تردید،  دانشمندان اهل سنت نیز وجود چنین روایات مبهمی را دلیل اعتقاد به تحریف قران نمی دانند .اکنون جای سوال است که چرا  برخی از مبلغان ونویسندگان اهل سنت، در مورد شیعه سیاست یک بام ودوهوا را اتخاذ کرده اند و همان اتهامی که به  خودشان متوجه است را به شیعه روا داشته اند؟؟؟!!!

ب- اشکالات لغتی

 مخالفان قران با تلاش بسیار ، به زعم خود اشکالاتی  در مورد  واژه ها و عبارات و جملات  قران پیدا کرده  و بر اساس آن خواسته اند تا حجیت قران را زیر سوال ببرند. بخشی از شبهات آنان از قرار زیر است :

ب-1- و مکروا ومکرالله والله خیر الماکرین

متن اشکال:

در قران خداوند با صفت مکار  یاد شده است .گویی  قران صاحب خود را مکار وفریبکار معرفی نموده است ولذا به خود این کتاب نیز نمی شود اعتماد نمود زیرا از سوی فردی فریبکار نازل شده است

پاسخ :

واژه مکر در ادبیات عرب به معنی چاره اندیشی و  نقشه کشی درباره کسی بدون اینکه فرد مورد نظر متوجه شود. اعم از اینکه نقشه سوء یا خیر باشد . از همین روست که در جای دیگر می فرماید:

 و لایحیق المکر السیء الا باهله ؛

 مکر بد  جز [دامن‌] صاحبش را نگیرد. 

معلوم می شود مکر دو نوع دارد : مکر بد ومکر خوب  . بنابراین اصل مکر به معنی نقشه ریزی  بدون اطلاع شخص مورد نظر است . این کار ممکن است خوب باشد ( مثلا مکر نسبت به دشمن ) و گاه بد ( مثلا مکر نسبت به انسان های نیک اندیش وساده )

اکنون معنی آیه بحث معلوم می شود: خداوند بهترین نقشه ریز است. علت این ادعا هم کاملاً روشن است خداوند به همه زوایای هستی آگاه است  همچنین تمام هستی جنود ونیروهای او هستند  لذا از همه ابزار موجود در هستی می تواند  عنوان ابزار برای اجرای نقشه اش استفاده کند واز مسیری سراغ انسان بدکار بیاید که نسبت به آن غافل است. از این رو خداوند بهترین نقشه ریز یا بهترین مکار است

ب-2- هوالجبار

برخی گمان می کنند جبار به معنی ستمکار است ولذا  عبارت " هو....الجبار  ..." در سوره حدید را نوعی توهین به خدا و  منافی با صفت الرحمان و نتیجتا نشانه تناقض در قران تلقی کرده اند .

پاسخ : این عبارت از آیه شریفه 23 از سوره حشر انتخاب شده است. اصل آیه چنین است:

هُوَ اللَّـهُ الَّذِی لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ ...

اوست خدایى که جز او معبودى نیست، همان فرمانرواى پاک سلامت‌[بخش، و] مؤمن [به حقیقت حقه خود که‌] نگهبان، عزیز، جبّار [و] متکبّر [است‌].

جبار صیغه مبالغه از ریشه ج ب ر ، به معنای بسیار جبران کننده و مرمّت بخش کاستی‌ها و شکستگی‌ها و از اسماء و صفات الهی می‌باشد.و نباید به معنی ستمکار ترجمه نمود. خصوصاً اینکه در آیات دیگر قران خداوند به عدالت و منزه بودن از ظلم  به بندگان توصیف شده است

ب-3- المتکبر

در ادامه آیه بالا، عبارت  المتکبر آمده است که این کلمه نیز در ذهن برخی از خوانندگان قران ایجاد شبهه کرده است. زیرا همواره در آثار اخلاقی از تکبر به عنوان یک  روحیه وخُلق بد یاد شده است .

در پاسخ به این اشکال نیز باید گفت:  تکبر به معنی خود بزرگ بینی است و این صفت در باره انسان صفت مذمومی است زیرا که نه انسان ونه هیچ موجود دیگری  حقیقتاً بزرگ نیست بنابراین هر موجودی خود را بزرگ ببیند دچار خطا شده است و از همین روی تکبر صفت اخلاقی مذمومی دانسته شده است حال آنکه در مورد خداوند قضیه تفاوت میکند زیرا خداوند واقعاً بزرگ است و لذا خود بزرگ بینی برای او  عین واقعیت و در واقع  علم به امری حقیقی می باشد لذا امر نکوهیده ای برای خداوند محسوب نمی شود.

ج-  ایرادات نحوی وصرفی

گروهی از مستشکلین ، با تمرکز روی جنبه ادبی قران مدعی وجود پاره ای اشکالات ادبی صرفی یا نحوی در قران هستند و این اشکالات را بهانه ای برای انکار اعجاز قران دانسته اند..در این جا به چند نمونه اشاره می شود :

ج-1- ان هذان لساحران ،

اشکال:  با توجه به قواعد ادبیات عرب، اسم انَّ باید منصوب باشد لذا شکل صحیح عبارت مذکور چنین است : انَّ هذینِ ساحران

پاسخ : معلوم می شود نویسنده این اشکال اطلاع چندانی از ادبیات عربی ندارد در حالی که اگر به کتاب های آموزش ادبیات عرب رجوع می کرد می دید که حرف  انَّ  اگر  بدون تشدید باشد عمل نصبی نمی کند و ضرورتی به وجود اسم منصوب نیست.

ج-2- قد اَفلَحَ المومنون یا قد فَلَحَ المومنون!؟

اشکال: چون باب افعال معنای متعدی میدهد بنابراین فعل اَفلَحَ (ماضی باب اِفلاح به معنی رستگار کردن) باید به شکل ثلاثی مجرد (فَلَحَ) آورده می شد تا معنی رستگار شدند را بدهد

پاسخ: بنابرقواعد علم ادبیات عرب؛ باب افعال هم معنای متعدی دارد وهم  در معنای ثلاثی مجرد استعمال می شود. بنابراین در اینجا اَفلَحَ  همان معنایی را ایفاد میکند که فَلَحَ دارد.

ج-3-  إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَریبٌ مِنَ الْمُحْسِنینَ (اعراف، 56)

اشکال: با وجه به لزوم  تطابق  مبتدا وخبر در تعداد وجنسیت، در آیه مورد نظر کلمه " قریب" باید به صورت مونث ( قریبه) آورده می شد

پاسخ:«رحمت» مؤنث مجازی است. و آوردن خبر مذکر برای مونث مجازی از نظر ادبی  ایرادی ندارد

ج-4- الَمْ أَنْهَکُمَا عَن تِلْکُمَا الشَّجَرَةِ 

وَنُودُواْ أَن تِلْکُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا

اشکال: در این دو جمله ، بعد از اسم اشاره تلکما و تلکم،  اسم مفرد شجره و جنه آورده شده است، در حالی که با توجه به وجود دو ضمیر کما وکم ، باید الشجرتان (تثنیه) و الجنات  ( جمع ) آورده می شد!

پاسخ : برخلاف برداشت نویسنده، حرف ک، و کما، که بلافاصله بعد از اسم اشاره ( تلک) آورده می شود ضمیر نیستند بلکه حرف خطاب هستند وفقط نشان دهنده تعداد و جنس مخاطب هستند نه تعدادو جنس  چیزی که به آن اشاره می شود

د- اشکال محتوایی

د-1- یکی از نویسندگانی که به خیال خود اشکالاتی بر قران گرفته است می نویسد:

قران بی نظم است . پر از تکرار است. هیچ داستانی را کامل نگفته .در هر سوره ودر هرصفحه مطالب مختلف ومتنوع کنار هم آورده شده است(سها،36)

پاسخ : همانطور که  در درس های قبلی آمد، قران نه کتاب علمی است ونه کتاب تاریخی ونه طبیعت شناسی ونه .... ، قران ،کتاب هدایت است و البته بنا به مصلحت و در موارد نیاز ،به نکات تاریخی ، علمی ویا طبیعت شناسانه اشاراتی دارد.نظم وچینش قرآن مختص به خودش است ونباید با کتاب های دیگر مقایسه شود همان گونه که نظم  اشعار حافظ  را نباید با کتاب های درسی امروزی مقایسه نمود.

د-2- اشکال دیگر :  به چه دلیل خود قران به تنهایی ملاک نیست وهرجا کم میآورید به حدیث پناه می برید

 پاسخ : با این که ظواهر قران روشن وآشکار است اما فهم عمیق تر آن بی نیاز از تفسیر نیست وچنین نیست که هر کس با هر اندازه از آگاهی بتواند از آن استفاده کند.

باتوجه به نص قران، پیامبر مفسر وکارشناس قرآن است ومردم مامور به پرسش از او هستند:

انزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم (نحل، 44)

و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم، تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى 

بنابراین رجوع به سنت پیامبر  (ع) چیزی جز اطاعت از قران نیست. به همین ترتیب با استفاده از برخی آیات دیگر و نیز تعدادی از  احادیث ، حجیت سخن معصومین اهل بیت (ع) قابل اثبات است

ه- اشکالات علمی

در دو آیه قران ، به مدت شیردهی وبارداری  اشاره شده است :

حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهًا وَوَضَعَتْهُ کُرْهًا  وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا 

مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنیا آورد. و باربرداشتن و از شیرگرفتن او سى ماه است، (احقاف؛ 15)

در جای دیگر می فرماید:

والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین لمن اراد ان یتم الرضاعه

مادرانی که بخواهند دوره کامل شیردهی را تمام کننند باید دوسال تمام به فرزند خود شیر دهند

با تفریق  مدت شیردهی ( 24 ماه ) از مجموع مدت شیردهی  و بارداری (30 ماه ) ، مدت بارداری به دست می اید که در اینجا  6 ماه می شود حال آنکه دوره بارداری  9 ماه است .

پاسخ : بدون هیچ توضیح اضافه ای ، باید دانست که حداقل دوران بارداری 6 ماه می باشد و در آیه دوم نیز حداکثر دوران شیردهی دوسال تعیین شده است بنابراین وجود مادریانی که کمتر از بیش از 6 ماه بارداری ویا کمتر از دوسال شیر دهی داشته اند غیر  طبیعی نیست و لذا اشکالی بر آیه وارد نیست

و- اشکالات تاریخی

چرا قران  فقط  به پیامبرانی که در خاورمیانه آمده اند اشاره دارد ؟ چرا هیچ سخنی از پیامبران سایر سرزمین ها به میان نیاورده  است؟

پاسخ : قران برای هدایت مردم نازل شده است . قطعا اشاره به پیامبرانی که آثار و سرگذشتشان در میان مخاطبان  شناخته شده هستند تاثیر بهتری می گذارد . عدم اشاره قران به نام پیامبران دلیل بر عدم ارسال آنان نیست واساسا نیاز نیست که قران نام همه پیامبران را ذکر کند. از نظر منطق تبلیغ، مثال هایی که برای مخاطب زده می شود باید برای وی قابل فهم باشد. طبیعتاً برای مخاطبان اولیه قران ،اشاره به نام شهرها و افرادی که  برای آنها آشنا بودند تاثیر بیشتری داشت . برای ارتباط با نسل های بعدی هم کافی است عباراتی آورده شود تا آنها نیز به هدف سخن ( مثلا پی بردن به قدرت ویا تدبیر خدا ) نزدیک شوند. در قران این مساله رعایت شده است. به عنوان نمونه برخی از اشارات علمی قران در باره زمین تنها با ابزارهای جدید علمی قابل فهم بشر بود و می توان آنها را سخن گویی قران با مردم زمانهای بعد تلقی نمود.مثلاً،  در سوره فرقان سخن از دو دریا به میان آمده  که در کنار هم هستند اما آبشان بایکدیگر مخلوط نمی شود.:

هُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَـذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَـذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَیْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا 

 و اوست کسى که دو دریا را موج‌زنان به سوى هم روان کرد: این یکى شیرین [و] گوارا و آن یکى شور [و] تلخ است؛ و میان آن دو، مانع و حریمى استوار قرار داد( فرقان ،55)

و در سوره زاریات سخن از گسترش یافتن آسمان به میان آمده است:

 وَالسَّمَاءَ بَنَیْنَاهَا بِأَیْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿الذاریات: ٤٧

و آسمان را به قدرت خود برافراشتیم، و بى‌گمان، ما [آسمان‌]گستریم

قطعاً بهترین حد فهم از ظاهر  این آیات ، نه در دوران پیامبر اسلام بلکه  در دوران جدید و بعد از  اختراع ماهواره و امکان عکاسی های هوایی و نیز بعد از انتشار نظریه هابل مبنی بر حرکت واگرایانه کهکشانها از یکدگر و افزایش تدریجی فاصله آنها از هم و در نتیجه وسیعتر شدن آسمان می باشد



[1] - کلینی، کافی، ج1 ،ص414

[2] - کلینی ، کافی، ج 2، ص 631

[3] - بحارالانوار، ج 35، ص 210

[4] - متقی هندی، علی ، کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ج2 ص480 ،: مؤسسة الرسالة،، 1401هـ/

[5] -ابی داود، سنن ، حدیث 4418؛  صحیح بخاری و ج 9 ص 86

[6] - ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج 2،

[7] - (همان، ج 3، ص 90و ج 7، ص 175)

 

  • حسین رهنمائی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی