درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

 

سوال : قران می فرماید "لااکراه فی الدین" ،با این حساب نباید برای خروج از دین اجبار ویا منعی در میان باشد.

پاسخ:

اولا : به طور کلی هیچوقت با یک آیه دنبال فهم نظر دین نباشید. باید آیات دیگر قران که به آن موضوع مرتبط است  ونیز روایات معصومین در این باره نقل شده است را هم ملاحظه کنید. همین قرانی که میگوید "لااکراه فی الدین"  در جای دیگر می گوید مرتد از دین مورد لعنت خداست وعذاب قیامتی خواهد داشت.

"ولی کسی که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته) او، در دنیا و آخرت، برباد می‌رود؛ و آنان اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود".

ثانیا : آیه مذکور  به این معناست که دین دار شدن (ورود به دین)  از طریق زور امکان پذیر نیست. هیچ کسی را نمی توان به زور مومن وخداپرست ودین دار کرد. اسلام پیش از دعوت به حق سعی دارد تا جوّ اختناق را از بین ببرد، فرصت تفکر و تعقل را برای انسان فراهم سازد.تا هرکس می خواهد از سر رغبت ومیل به این دین در آید.در واقع  آیه در مقام بیان روانشناسی ایمان است، ایمان با اکراه واجبار محقق نمی شود.

ثالثاً: آزاد بودن ورود به منطقه ایمان لزوماً به معنی آزادی خروج نیست. اگر خروج از دین در عمل باعث به بازی گرفته شدن و تقلیل اعتبار دین نزد دیگران بشود صاحب دین مانع آن خواهد شد. در حالی که همان شخص قبل از پذیرش اسلام چنین تعهدی نداشت. همانند استخدام در یک اداره یا ورود به ارتش ویا دانشگاه یا هر سازمان دیگر، ثبت نام کردن واستخدام شدن به انتخاب خود شماست، فرد با اراده و انتخاب خود وبا مراجعه به دفتر یا سایت آن موسسه ثبت نام می کند، اما خروج از مجموعه مذکور پس از استخدام رسمی به راحتی انجام نخواهد شد . بعضی از شرکت ها و وزارتخانه ها بخاطر خسارتی که با رفتن فرد متوجه منافع ایشان می شود از وی  از جریمه می گیرند و قبل از آن نیز با وضع قوانین محدود کننده راه خروج دلبخواهی را تنگ و سخت میکنند .زیرا باقی ماندن وی برای موسسه مهم است و موسسه روی حضور وی حساب باز کرده است.اعمال این محدویت ها امری است معقول و منطقی. شاید بگوئید در شرکت ها و سازمانها رضایت و علاقه قلبی نقشی ندارد اما دین باید از درون دل بجوشد و بنابراین رئیس سازمان دین ( شارع ) نباید برای خروج شخص از سازمان (دین ) محدودیت ایجاد کند. در پاسخ ذهن شما را به ازادواج معطوف میکنم. ورود به زندگی مشترک با یک شخص اجبار پذیر نیست ،در  همراهی با او نیز عشق وعلاقه مهم ترین واصلی ترین عامل را بازی میکند. اما در هیچ جامعه ای به صرف اینکه فردی بگوید دیگر به همسرم علاقه ای ندارم، نمی تواند خویشتن را از سازمان خانواده منعزل و مسئولیت هایی که پذیرفته را بالکل منکر شود. در اکثر جوامع طلاق تشریفات ومحدودیت های قانونی بیشتری نسبت به ازدواج دارد. برای جدایی طرفین باید جریمه های خاص ویا محدودیت های خاص قانونی را تحمل کنند.( مثلاً تقسیم اموال منقول، رعایت عده، مشکلات ومحدودیت های حضانت فرزند بعد از طلاق و ....) ، دین نیز به عنوان یک نهاد اجتماعی، هرچند با دل وجان دین دار وبا ایمان قلبی او سروکار داردو شرط ورود را علاقه وایمان قلبی می داند ، اما بر سر راه خروج اعضای خود محدویت ایجاد می کند. این مساله در همه ویا اکثر ادیان و مکاتب وجود دارد و مختص به اسلام نیست.

قرآن کریم از گروهی یاد میکند که برای تمسخر مومنان قرار گذاشته بودند صبحها اظهار ایمان  بکنند وعصر هنگام اعلام خروج از دین کنند تا به مردم القا کنند اسلام امر مطلوب وجذابی نیست .این کار ایشان مورد تقبیح قران قرار گرفت. واقع امر هم همین است، ارتداد نه تنها اهانت به مقدسات دینی است، بلکه مایه تزلزل در عقاید دیگران، و در واقع تجاوز به حقوق معنوی آنان است.اگر پذیرش و انکار افراد به دین و مکتبی بدون ضابطه بوده و نظارتی در کار نباشد،‌آن دین تحقیر شده و اقتدار خود را از دست خواهد داد. اسلام به عنوان یک دین چنین چیزی را برنمیتابد.

رابعاً : موضوع  فتوای اعدام مرتد

همانگونه که آمد سخت گیری بر خارج شوندگان در همه یا اکثر ادیان اعمال می شود اما حکم اعدام احتمالاً فقط در فقه اسلامی مطرح شده است که در مورد آن باید به چند نکته اشاره کرد:

الف-  باید دانست حکم اعدام مفاد قرانی ندارد اما در متون روایی و حدیثی می توان ردپایی از آن یافت . درجای خود می توان نسبت به سندیت ودلالت روایات مربوط به حکم اعدام  بحث کرد. لکن باید دانست که چنین بحثی در شأن دانشمندان فقه دان است و صاحب این قلم چنین شأنی ندارد.

ب-  اسلام حق سوال و اشکال و تردید را برای هر مسلمانی مسلم میداند بنابراین حکم مذکور مربوط به  کسانی نیست که به دلیل ذهن نقادشان نسبت به عقاید یا احکام اسلام سوال یا تردیدی در ذهن دارند بلکه مربوط به آن دسته از افرادی است که  است که نه از روی شک وتردید وبی اطلاعی بلکه از رو ی لج وعناد  خروج خود از دین را اعلام  می کنند وبه شبهه افکنی وتبلیغ بی دینی در دیگران و تخریب بنیان های ایمانی وامنیت معنوی  جامعه می پردازند.همانگونه که هیچ دولتی اجازه پخش مواد غذایی ناسالم وغیر بهداشتی را نمی دهد . اسلام هم  مثل هر نظام اجتماعی دیگری نسبت به امنیت شهروندان خودحساسیت دارد واجازه ایجاد ناامنی عقیدتی   بین ایشان را به کسی نمیدهد. حکم مجازات مرتد عامل ایجاد امنیت برای سایر مومنین است. مانند گاردریل هایی است  که دوطرف اتوبان می گذارند تا امنیت ماشین ها حفظ شود. یعنی محدودیت هایی که با انگیزه حفظ جان رانندگان و نه توهین یا سلب آزادی آنها وضع شده است.

ج- اسلام هیچ دستوری به  تفتیش عقاید مردم نداده است بلکه برعکس مسلمانان موظفند به صرف اینکه کسی ظاهراً مسلمان است با او معامله مسلمان داشته باشندو برهمین اساس خون ومال وجان وی محترم و کلیه حقوق اخلاقی  واحترامات اجتماعی سایر مسلمانان را نسبت به وی جاری بدانند.

ج- باتوجه  نکات بالا،  اگر کسی بین خود وخدای خود به این نتیجه برسد که اسلام دین مطلوبی نیست و خود را مسلمان نداند و از جرگه دینداری بیرون بیاید اما این کار خود را در جامعه جار نزند و به تبلیغ بی دینی اقدام  نکند هیچکس به او کاری ندارد. 

  • حسین رهنمائی

آزادی

آزادی عقیده

مرتد

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی