درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۷ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

علم در نوع انسانی آن به معنی  اطلاع از داده ها اعم از اتفاقات،اشیاء واوصاف آنها است.  قطعا اگر در مورد خداوند چنین صفتی اطلاق شود باید محدودیت ها نواقصی که در نوع انسانی آن وجود دارد حذف شود .انسان ها علم دارند اما دانش ایشان مبتنی بر محدودیت هایی است از جمله :

آموزشی واکتسابی است

خطاپذیر است.(خطای محاسباتی،خطای حواس ،خطای استدلال )

ممکن است فراموش شود

امکان  تکمیل ویا تجدید نظر در آن  هست.

اغلب دانش انسان محدود به یافته های حواس پنجگانه  است.

امکان از بین رفتن آن به دلیل خرابی ابزار های بدنی (مغز،هورمون هاو...) وجود دارد.

و.....

بنابراین باید گفت خداوند علم به حقایق اشیاء دارد اما بدون محدویت اکتساب،فراموشی،بدون نیاز به ابزار،بدون خطا و...

  • حسین رهنمائی

همانگونه که آمد مباحث الهیاتی با موضوع خدا در دوبخش کلی قابل تقسیم است که عبارتند از خدایابی وخداشناسی.پس از بیان روش های مرسوم در شناخت اوصاف الهی به عنوان نمونه به تبیین ومعرفی تعدادی از اوصاف الهی می پردازیم.

  • حسین رهنمائی


وضعیت فرهنگی جامعه  ضرورت  هشدار دهی جوانان نسبت به جریان های شبه عرفانی موجود در جامعه را مضاعف نموده  است.در سال های اخیر شاهد  گرایش جوانان عزیز  به  حلقه ها وجمع های به ظاهر عرفانی هستیم  که بدون رعایت شرایط روش عرفانی صحیح ادعای ارائه محصولات عرفانی می  نمایند..محصولات ادعایی شامل اقلامی  نظیر آرامش، شهود، درمان امراض روحی ویا جسمانی ،انجام کارهای خارق العاده ،تجرد نفس از بدن ، ارتباط با امام زمان و...می باشد.

  • حسین رهنمائی


قبلاً  آمد که مباحث وگفتگوهای مربوط به خدا به دو بخش کلی خدایابی وخداشناسی قابل تفکیک است. منظور از خدایابی ادله ای است که برا ی اثبات وجود خدا اقامه می شود ومنظور از خداشناسی آن دسته از مباحثی است که در آن  به شناسایی اوصاف وافعال الهی پرداخته می شود.در بخش های قبلی برخی از براهین اثبات خدا تبیین شد .اکنون نوبت آن است که در خصوص اوصاف وافعال الهی سخن آغاز کنیم.

راه های شناسایی خدا

به طور کلی برای تبیین اوصاف الهی چهار روش فراروی محقق قرار دارد که به طور خلاصه آن را شرح میدهیم :

  • حسین رهنمائی




شیار 143  را دیدم ، اما به سختی

برای من به شدت ازار دهنده بود ونوستالژیک تا حدی که احساس کردم نمی توانم ادمه فیلم را تماشا کنم وچند بار تصمیم گرفتم سینما را ترک کنم

بچه های این زمانه فقط تعریفی از صحنه های فیلم شنیده اند اما برای هم نسلان من ،صحنه های این فیلم بخشی از زندگی ما بود ، بسیاری از سکانس های فیلم را سال ها قبل در زندگی واقعی تجربه کرده بودم. از این رو این فیلم مروری بود  نه بلکه خنجی بود بر زخم هایی که به زور گذشت زمان اندکی ترمیم یافته بود.

من چشمان مادرم را در حسی که الفت هنگام خداحافظی پسرش داشت می دیدم .

من چشمان ناامید الفت ، مادر یونس ، را در چشمان حاج محمود نجار زاده موذن مسجد  محله مان دیده بودم آن هنگام  که به امید آمدن فرزندش کوچه را چراغانی کرد اما پس از چندین روز انتظار به او گفتند که  که خبر اشتباه به او داده اند .

هشت سال دوره جنگ بارها پای مرا به معراج شهدا باز کرد. من بارها بدن خون الود دوستان خودم را که با ترکش خمپاره تکه تکه شده بودند دیده بودم و با فرارسیدن سال های بعد از جنگ بار ها وبارها تابوت هایی را بر دوش خود تشییع کردم که جز چند قطعه استخوان در خود چیزی نداشتند.

من سال ها قبل از مریلا زارعی زنانی  از این مرز وبوم  دیده بودم که با دست لرزان بدن عزیز خود را در بغل گرفتند اما نه همچون بدن یک جوان تنومند بیست ساله بلکه به اندازه بدن یک نوزاد

من هیچوقت فراموش نخواهم کرد مادر شهید محمود منصوری را که  هنگام تماشای بدن به خواب رفته علی اکبر شهیدش گریه نکرد چون نمی خواست دشمن شاد شود.

من مادرانی را سراغ داشتم که مثل الفت  شیار 143 گوش به رادیو بسته بودند تا خبر امدن فرزند را از دست ندهنداما هیچگاه نام فرزندشان را نشنیدند.

من مادران زیادی می شناسم که دوران انتظار فرزند  سفیدی مویشان را به چین وچروکهای صورتشان افزود .

من مادرانی را دیدم که تا سالها پس از شهادت فرزند هنوز اتاق فرزند شان را به امید آمدن فرزند آب وجارو می کردند. مادرانی که پنجشنبه ها بر سر قبرهای خالی فاتحه می خواندند وبا فرزند ندیده شان درد و دل می کردند

.....................





شیار 143 با امید به پایان رسید 

الفت بالاخره قالی اش را به اتمام رساند وریشه همه غم های زندگیش را با قیچی چید

اما....

من مادرانی سراغ دارم که هیچگاه به پایان  قالی غمشان نرسیدند و با همان چشم منتظر  از این دنیای فانی چشم بربستندو ترجیح دادند در قیامت فرزندشان را در آغوش بگیرند.

این فیلم بخشی از زندگی من بود.

...................

چشم ناقابل من بر پای همه مادران وطنم ،به خصوص همه مادرانی که سوی چشمشان را در انتظار دیدن یک تکه استخوان فرزندشان از دست دادند .

  • حسین رهنمائی


از جمله براهین عقلی  فلسفی  مشهور برهان امکان ووجوب است.این برهان هرچند بسیار ساده ومنطقی چیده شده است اما به دلیل پاره ای اصطلاحات فلسفی که در آن بکارمی رود به ظاهر سخت ودیرفهم مینماید حال آنکه اگر اصطلاحات قبلاً فهمیده شود متن استدلال چیز زیاد پیچیده ای نیست.به همین دلیل ابتدا  سعی می شود تا چند اصطلاح فلسفی مورد نیاز را تعریف نمائیم ودر پی آن اصل استدلال را بیان خواهیم نمود.

  • حسین رهنمائی
سلام استاد من این سوال رو تو فیس بوک کسی ازم پرسیده لطفا یه جواب قانع کننده بدید بهش بدم  
خیلی داره به دینم توهین میکنه 
«لا إکراه فی الدین» یعنی اجباری در دین نیست.در صورتی که در احکام شرعی ما اگر کسی از دین اسلام روی گردان شد و خود را مسلمان ندانست مرتد شمرده شده و قواین جزایی سختی در انتظارش است. 
ممنونم

پاسخ مختصر :

با سلام در سطور زیر پاسخ مختصری به سوال شما درج شده است. اگر قانع نشدید در بخش نظرات اعاام کنید تا توضیحات بیشتری تقدی کنم

اولا : به طور کلی هیچوقت با یک آیه دنبال فهم نظر دین نباشید. باید آیات دیگر قران که به آن موضوع مرتبط است  ونیز روایاتی که از معصومین در این باره نقل شده است را هم ملاحظه کنید . به عنوان نمونه قران  در سوره ماعون می گوید "ویل للمصلین "وای بر نمازگراران . اگر فقط  به این آیه استناد کنیم باید نماز را ترک کنیم اما اگر به آیه بعد وآیات دیگری که درباره وجوب نماز نازل شده دقت کنیم می فهمیم که این نتیجه گیری غلط است . همین قرانی که میگوید لااکراه فی الدین  در جای دیگر می گوید مرتد از دین مورد لعنت خداست وعذاب قیامتی خواهد داشت.

  • حسین رهنمائی