درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

بایگانی

هوالعلیم


دوستانی که علاقمند به تحلیل وضعیت علمی ایران وعلل عقب ماندگی وکندی ما در پیشرفت هستند سخنان دکتر گلشنی را در وبسایت تابناک مطالعه کنند.

لینک مطلب را براتون دراینجا گذاشته ام

  • حسین رهنمائی

هوالسلام

اللهم انی اسئلک باسمک یا جمیل


چند ساعت بیشتر تا تحویل سال باقی نمانده

واقعه ای بزرگ در راه است،

 شروع رویش طبیعت،

آغاز دوباره طراوت وزندگی در جهان

گویی چرخ هستی به راه می افتد .

به راه افتادنی که ملیون ها بار تکرار شده است!

کویا زندگی هستی دوباره تجدید می شود ،تجدید شدنی که ملیون ها بار تکرار شده است.

به خاطر همین نکته جالب است که تحویل سال را دوست دارم

پیامبر  فرمود "هنگام آغاز بهار  بیشتر به یاد قیامت باشید "

شاید علت توصیه حضرت از این رو باشد که قیامت نیز نوعی رویش وتجدید جیات است.

این تجدید حیات ورویش دوباره مختص بهار نیست

خداوند نمونه های زیادی از این نو شدن ها را در اطراف ما گذاشته است کافی است کمی با دقت نگاه کنیم

هربار که کودکی به دنیا می آید این اتفاق تکرار می شود  از این روست که همه از شنیدن صدای گریه نوزاد شادمان می شوند.

هر بار دانه ای سبز می شود وجوانه می زند

هر غنچه ای که بر شاخسار یک درخت می روید.

هر دانه برف وبارانی که از ابر جدا می شود  تا به زمین برسد

چشمات را خوب باز کنی می بینی که همه جا آثار رویش وبالش وحیات است

گویی خدا در همه جا در حال خودنمایی است.

از همین روست که امام خمینی فرمود : همه عالم آیه خداست.

ومن اضافه می کنم همه عالم چون خودنمایی خداست زیباست ودوست داشتنی

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست         عاشقم برهمه عالم که همه  عالم از اوست

وجالب اینکه لحظه مرگ نیز به همین زیبایی است اگرچه خیلی ها اون را تلخ می بینند

مرگ، یکی از زیباترین لحظات زندگی است چون لحظه رویش است رویشی عظم وسترگ که دامنه آن از شکفتن چند غنچه وبارش دانه های  برف  بر قله یک  کوه وچه چه چند بلبل بسیار فراتر است. دامنه این رویش عظیم از این دنیا تا آن دنیا را در بر می گیرد .

وه چه زیباست و

وچه واقعی  وجدی

وچه فرار نکردنی  وگریز ناپذیر

آری ! خلقت خدا همه جاش زیباست

چون خودش زیباست

چون خودش عین زیبایی است

سال نوی شما زیبا باد

از زیبایی هایی که خدا در اطرافتان گذاشته است لذت ببرید

وسعی کنید خودتون یکی از این زیبایی ها باشید

 

  • حسین رهنمائی
هوالحبیب

دانشجویانی که علاقمند به مطالعه یادداشت های اینجانب در خصوص درس مسیحیت هستند می توانند بامراجعه به قسمت پیوند های روزانه (ستون چپ) فایل آن را دانلود کنند
  • حسین رهنمائی

حول حالنا الی احسن الحال


سلام

عیدتون مبارک

قرار بود تو وبلاگم  براتون پیک شادی بگذارم.

این هم پیک شادی!!!

"برید خوش باشید واز لحظاتتون لذت ببرید، تفریح کنید ،بگردید،مسافرت کنید،جاهای مختلف را ببینید، با آدم های جورواجور آشنا بشید، سراغ بستگان وآشنایان برید واز اونا دلجویی کنید.

اما

بگردید تو این ایام وتو این تفریحاتتون دنبال یک شادی معنوی !

یه کاری که هم شما را شاد کنه هم خدا را راضی

یه کاری که با انجامش معنویتتون افزوده بشه وحس خوبی به شما بده

حس عمیق تر شدن دوستی  واراتباط با خدا!

همین!!

اگه چنین کاری انجام دادید بیایید اینجا به من هم بگید


ویه چیز دیگه :

مواظب باشیم تعطیلاتمون دوره پرکاری شیطون تو زندگیمون نباشه


شاد باشید وبه دیگران شادی هدیه کنید

  • حسین رهنمائی

 

حضرت ابراهیم

تولد:2000 سال قبل از میلاد مسیح،در جوانی به سبب مخالفت با خانواده وبستگان خود در موضوع پرستش بت ها  همراه با همسرش  ساره و فردی به نام لوط به فلسطین مهاجرت کرد.

شیعه : با توجه به مبنای کلامی در موحد بودن اجداد پیامبران، واژه " اب " در داستان ابراهیم به معنای عمو ست ( قرینه قرآنی:آیه  133بقره  که کلمه اب به معنی عمو است)

در قران ماجرای  بت شکنی  ابراهیم وبه آتش افکندن وی وهمچنین  داستان  بنای کعبه ذکر نشده است

وعده خداوند به ابراهیم:این زمین را از نهر مصر تا به نهر عظیم یعنى نهر فرات به نسل تو بخشیده ام سفرپیدایش 15

علیرغم اینکه  ابراهیم  دو فرزند به نامهای اسحاق واسماعیل  داشت اما در کتاب مقدس اشاره ای به اسماعیل نیست

فرزند اسحاق   یعقوب  نام گرفت که طی ماجرای کشتی با خدا ویا فرشته خدا به نام اسرائیل موسوم گشت.

پس از انتقال وبه قدرت رسیدن یوسف در مصر ومهاجرت و اقامت فرزندان  یعقووب وبنی اسرائیل در مصر وگذشت  مدت 430 سال کم کم به یک اقلیت ذی نفوذ تبدیل شدند واز این رو اندیشه استضعاف بنی اسرائیل ، اسارت دختران و قتل فرزندان پسر در دستور کار حکومت مصر قرار گرفت.ودر همین دوران است که شاهد بعثت موسی ،بزرگترین پیامبر بنی اسرائیل  هستیم.

یهودیت

موسی با وحدت بخشیدن  قوم خود  آنها را از مصر به سرزمین سینا کوچانید.ودر آنجا شاهد ماجرای گوساله سامری ، ملاقات با خدا در کوه طورو دریافت ده فرمان گردید. فرامینی که اساس شریعت موسوی یا همان آئین یهود را بننیان نهاد

ده فرمان عبارتند از :

1.      خدایى جز من نگیرید

2.      به بت سجده نکنید

3.      نام خدا را به باطل نبرید؛

4.      شنبه را گرامى بدارید؛

5.       پدر و مادر را احترام کنید؛

6.       کسى را به قتل نرسانید؛

7.       زنا نکنید؛

8.      دزدی نکنید؛

9.       بر همسایه شهادت دروغ ندهید؛

10.  به اموال و ناموس همسایه طمع نورزید.

 

عهد عتیق وجدید

مطابق با عقیده مسیحیان خداوند دو پیمان از انسان گرفت :

پیمان بر اطاعت از اوامر ونواهی الهی که در تعالیم وشریعت موسی متجلی گشت.

پیمان دوم : بر محبت به عیسی ،خدای پسر .

از آنجا که کتاب تورات وملحقات آن بیانگر دستورات وتعالیم موسی است به این کتاب عهد عتیق گفته شد و به دلیل مشابهی انجیل وملحقات آن که زندگی نامه وتعالیم عیسی است  به عهد جدید موسوم گردید.

دونسخه مهم عهد عتیق:

نسخه عبری اولیه  که نسخه پیش فرض است

نسخه یونانی  که توسط یک گروه 70 نفره انجام شد ولذا به نسخه هفتادیه (سبعینیه) موسوم شد.     

ترجمه سبعینیه :به فرمان فیلادلفوس (258ق.م) که علاوه بر متن اصلی  مشتمل بر موارد  نلحقات واضافاتی-آپوکریفا-است.  بر خلاف مسحیان کاتولیک وارتدکس،یهودیان ونیز مسیحیان پروتستان  فقط به نسخه اول اعتماد دارند

عهد عتیق  مجموعه ای است شامل  39 کتاب که  در سه بخش قابل تقسیم است :
1. بخش تاریخى
(تاریخ خلقت جهان   و پیدایش  آدم  وتاریخ سایر انبیا)
2. حکمت ، مناجات و شعر؛
3. پیشگوییهاى انبیا

بخش تاریخی عهد عتیق

1-5:تورات (اسفار خمسه):سفر پیدایش(از شروع خلقت تا یوسف)، خروج ،لاویان(احکام کاهنان یهودی)، اعداد (آمار بنی اسرائیل)و تثنیه(سیره موسی)

12 کتاب بعدی :تاریخ بنی اسرائیل از یوشع به بعد شامل :

تاریخ داوران، پادشاهان، انبیا ودیگر قهرمانان

بخش حکمت ،مناجات و شعر که مشتمل بر 5 کتاب  زیر است:
1. کتاب ایوب
2. کتاب مزامیر (150 قطعه مناجات )؛
3. کتاب امثال سلیمان نبى (کلمات حکمت آمیز)؛
4. کتاب
جامعه (مشتمل بر نگرش بدبینانه به جهان )؛
5. کتاب
غزل غزلهای سلیمان(اشعار عاشقانه ).

دیگر کتاب مهم یهودیان  تلمود است . تلمود کتابى بزرگ در احادیث و احکام یهود ومنبع فقه آنها محسوب می شود.

اهم اعتقادات یهود

1-      وجود خدا؛ یگانگى او؛ -حرمت ذکر نام خاص خدا(یهوه)  حتی هنگام تلاوت تورات

2-      مجرد بودن او و نداشتن زمان ؛

3-حکمت و عدالت او در امور ؛

4-قابل تقرب بودن از راه عبادت 

5-اعتقاد به نبوت ؛ معنای ویژه نبوت :پیشگویی

6-برتر بودن حضرت موسى (ع )؛

7-اعتقاد به آسمانى بودن تورات وعدم جواز نسخ احکام ؛

8-  اعتقاد به آمدن  منجی یا مسیحاى موعود؛

9-قیامت و جاودانگى نفس. (درتورات نام معاد نیامده اما در تلمودآمده)

یهودیان احکام وفقه مفصلی دارند. برخی از این احکام عبارتند از:

حرمت خوردن گوشت با لبنیات

وضو :شستن دستها؛ نماز :روزانه سه بار:صبح،عصر و مغرب شامل قرائت تورات و رکوع

 روزه :یوم کیپور به مدت 24 ساعت با حضور در کنیسه  و زیارت اورشلیم

 

  • حسین رهنمائی


بر طبق اعتقادات اسلامی همه انسان ها از یک حقیقت مشترک که انسانیت انسان ها را صورت میدهد برخوردارند. این وجه مشترک اصطلاحا فطرت خوانده  می شود. فطرت واژه عربی به معنای خلقت است و فطریات به گرایش ها، دانش ها وتوانش هایی که از بدو تولد در وجود همه انسانها به صورت  مشترک نهاده شده است.اکتسابی وآموزشی نیست وبرخلاف غرائز رو به امور متعالی وفرامادی وفراجسمی دارد.

فطریات شامل اموری همچون میل وگرایش به دانایی وحقیقت(کنجکاوی)،میل به زیبایی (که مبدا ایجاد هنر در انسان ها شد) میل به جاودانگی ومیل به پرستش  می شود.مورد اخیر همان نکته ای است که در طول تاریخ،  شمع تدین و گرایشات دینی ومذهبی را  در جوامع بشری روشن نگاه داشته است.

میل فطری مذکور باعث شد تا انسان همیشه به دنبال ارتباط با مبدا هستی وعرض نیاز وارائه راز ودر یک کلام پرستش او باشد. البته قابل کتمان نیست که این میل فطری به دلایل مختلف از جمله جهالت ها، اشتباه در تشخیص مصداق،تفاسیر غلط وکج فهمی ها ،سوء استفاده گران ،رسوخ اساطیر وداستان ها و... به انحطاط کشیده می شده است .

به مرور زمان ، شکل منظم شده عقاید انسان ها پیرامون خدا وکیفیت پرستش وی در قالب دین ومذهب  خود را نشان داد. به دلیل رنگارنگی وتنوع بسیار زیادی که بین مذاهب وفرقه های عالم وجود دارد ارائه یک تعریف واحد از دین میسر نیست .بنابراین ما به تشخیص خود  یک تعریف  را به عنوان تعریف معیار می پذیریم  :

دین مجموعه عقاید،دستورات(احکام) و روحیات خاصی است که حول یک محور غایی ومتعالی (خدا)  سامان یافته باشد وتوسط شخصی به نام پیامبر از طرف خدا تبیین گردد

با این تعریف مذاهبی همچون شینتو، برهمنیزم،بودیزم، جاینیزم وپرستش هایی چون آنیمیزم (جانمند انگاری ) انسان پرستی،خورشید وستاره پرستی ونظایر آن از حیطه بحث ما خارج خواهند گردید وموضوع این نوشتار به ادیان الهی محصور خواهد شد.

 

ادیان الهی در مشهورترین سلسله خود در آئین هایی چون یهود،مسیح واسلام متجلی گردید که  تاریخ آنها از تعالیم وفعالیتهای  حضرت ابراهیم ، بزرگ پیامبر الهی، آغاز  می شود به همین جهت آنها را ادیان ابراهیمی نیز می خوانند

 

 

 

  • حسین رهنمائی


از مهم ترین آموزه های دین اسلام مسئله قیامت است .منظور از قیامت  وقوع حوادثی خاص نظیر خاموشی خورشید وستارگان  وبه هم خوردن کرات آسمانی   ،آتش گرفتن دریاها ،زلزله سخت زمین ،و به طور کلی برهم خوردن نظم کاینات وفراهم شدن عالمی جدید برای رسیدگی به اعمال انسان هاست. به نظر  برخی از متفکران مسلمان وقوع قیامت همانند وقوع خلقت  در یک پروسه دراز مدت انجام خواهد شد. بنابراین انتظار این که یک شب بخوابیم وفردا صبح قیامت شده باشد بعید می نماید. این تبیین به  حل مشکلات وسوالاتی که در باره متفاوت  بودن دوره برزخ مردگان مطرح می شود کمک می کند. وقوع چنین اتفاقی از ضروری ترین اصول اعتقادی یک مسلمان است چندان که انکار آن باعث خروج فرد از جرگه مسلمانان خواهد بود

قبول فرض تجرد وبقاء نفس ونیز قبول این نکته که در آینده ای نامعلوم مرحله زندگی قیامتی ومعاد روی می دهد  مارا ملزم به قبول وجود مرحله ای بین این دو دوره یعنی بین زندگی فعلی دنیایی تا  زمان وقوع قیامت می کند این مرحله میانی را برزخ می نامند. وازه برزخ به معنی پرده وحائل است.

در خصوص حیات برزخی وقیامتی به ذکر چند نکته بسنده می کنیم:

1-     همان گونه که در این دنیا روح ما همراه با بدن زندگی می کند در برزخ نیز این روح در قالب بدنی خواهد بود . احتمالاً این بدن همان چیزی است که در هنگام احضار  روح مردگان و یا در مکاشفات اولیاء خدا که طی آن با ارواح مردگان  ملاقاتی روی می دهد مشاهده می شود.

نکاتی پیرامون برزخ و معاد

2-     وضعیت زندگی فرد در عالم برزخ بسته به ملکات روحی و خلقیات  وی است .اخلاق و روحیات و ملکات انسان ها در این دنیا تعیین کننده کیفیت زندگی شخص و مدل آن در برزخ است. بنابراین ما  در برزخ میهمان اعمال و اخلاق خودمان هستیم. روحیات بدی همچون بد زبانی ،تکرار گناهان ،بی رغبتی به مناجات با خدا، نبود علاقه و ارتباط روحی و عاطفی با اولیاء خدا ، عدم رعایت دستورات دینی و شرعی می توانند زمینه داشتن یک فضای محبوس و تنگ در عالم قبر را برای ما فراهم آورد این همان چیزی است که در زبان روایات به فشار قبر یاد شده است .

3-     با توجه به روایات ائمه معصومین ، مشکلات و عذاب هایی که در برزخ متوجه انسان می شود به مرور باعث پاک شدن بخش و یا همه  گناهان وی می شود .بالطبع چنین افرادی در قیامت بار سبک تری بر دوش خواهند داشت.

4-     وابستگی فرد به اعمال و ملکات مختص به برزخ نیست . بلکه این وضعیت در قیامت هم ادامه خواهد داشت. البته به دلیل جدی تر بودن قیامت نسبت به برزخ این درگیری و شدیدتر و عمیق تر خواهد بود.

5-     از آنجا که عذاب یا نعمت قیامتی  و برزخی  نتیجه و بروز عملکرد خود  ماست و محصول زندگی دنیوی ماست فرار کردن از آن بی معنا خواهد بود. فرار کردن از خود معنی ندارد.

6-     ملکات روحی واخلاقیات عین شخصیت ما هستند بنابراین سوال از اینکه چرا برای ارتکاب گناه در یک زندگی محدود دنیوی باید عذاب ابدی و یا طولانی مدت آخرتی را تحمل کرد وارد نیست زیرا زندگی آخرتی محصول و عکس العمل خود ما هستند نه یک امر قراردادی واعتباری. همانند کسی که در دوره کوتاهی از  زندگی خود به نوشیدن افراطی الکل ویا استعمال  مواد مخدر بپردازد. جای تعجب واشکال نخواهد بود اگر تا آخر عمر ویا تا مدت طولانی دچار ضعف در بینایی، فلج عضو وانواع مریضی های دیگر بشود .

7-     همانند انواع اخلاق و روحیات مختلف انسان که در قیامت به شکل خاصی بروز پیدا خواهند کرد عشق و علاقه و وابستگی روحی به اولیاء خدا هم به شکل خاص خود در مسیر زندگی آخرتی انسان قرار خواهد گرفت . بعید نیست مسئله شفاعت اولیاء خدا از همین قبیل باشد.

8-     اگر جهت گیری کلی روح انسان به سمت خدا باشد امید ریزش و پاک شدن گناهان وی بخاطر اعمال مثبت وی ،شفاعت اولیاء خدا، بخشش الهی و نظایر آن  در میان هست اما کسانی که جهت گیری وجودی شان مخالف جهت خدا باشد مواجهه ای با رحمت الهی نخواهند داشت. این نکته تعبیر دیگری است از آنچه در آیات قران تحت عنوان عدم بخشش مشرک  و ابدی بودن عذاب وی مطرح شده است. در واقع شخص  مشرک و کافر خودش به دست خودش  اسباب محرومیت از رحمت الهی را برای خود فراهم آورده است.

9-     از مجموعه آیات الهی و روایات معصومین استفاده می شود که رحمت الهی آنچنان گسترده وفراگیر است که امید بخشش همه ویا اکثریت انسان ها ولو بعد از گذراندن دوره ای از عذاب در میان خواهد بود.بنابراین هیچگاه نباید از رحمت الهی مایوس بود.

  • حسین رهنمائی

بسم الله

به تقاضای بعضی از دانشجویان خلاصه  مطالب عنوان شده در کلاس اندیشه اسلامی 2  با موضوع معاد ارائه می شود.

قبول یا رد معاد متوقف بر فهم ماهیت انسان و معنای مرگ است.

انسان موجودی است مرکب که از ترکیب دو مولفه روح وبدن (من +تن) تشکیل شده  است

من موجودی است متفاوت ومغایر با بدن است واز ساختاری متفاوت از بدن بهره مند است . حداقل چیزی که دراین زمینه می توان گفت این است که "من" از جنس غیر مادی ایجاد شده است یعنی مشخصات بدن نظیر وزن ،حجم  وجرم وابعاد سه گانه ،زمانمند بودن ،مکانمند بودن و... در روح نیست ویا کمتر است.با این حساب در تعریف مرگ باید گفت مرگ  به معنی  جدایش روح از بدن  واتمام دوره عملکرد گروهی این دو است که پس از آن، روح بقیه زندگی  را منفردا ادامه می دهد و بدن را بر روی زمین رها می کند.

دلیل تجرد نفس

منظور از تجرد نفس متفاوت بودن نفس از بدن  وغیر مادی بودن آن است . دانشمندان مسلمان ادله متعددی برای اثبات این موضوع اقامه کرده اند که برخی از آن عبارتند از:

1-     شواهد تجربی:

منظور از شواهد تجربی اتفاقات قابل  تجربه ای است که در زندگی ما انسان ها به کرات اتفاق افتاده ومی افتد. اموری نظیر خواب های صادقه،احضار ارواح ،اطلاعاتی که ارواح به انسان ها در خواب ویا بیداری می دهند که جز شخص مرده کس دیگری از آن اطلاع نداشته و...را میتوان نام برد

2-     ادله فلسفی

متکلمان وفلاسفه مسلمان ادله متعددی بر اثبات ضرورت معاد مطرح نموده اند که به عنوان نمونه به یک مورد اشاره می شود:

 مقدمه 1:  فساد وگندیدن  خراب شدن ،شکستن ،تکه تکه شدن واز بین رفتن ویژگی اشیاء     مرکب است           

             مقدمه2: روح غیر مادی وبسیط است

              نتیجه : روح از بین نمی رود وامری ابدی و جاودانه است

3-     ادله نقلی

در ایات وروایات اسلامی ادله متعددی در زمینه معاد مطرح است . حدود هزار ودویست آیه قران مستقیم ویا غیر مستقیم به معاد وزندگی پس از مرگ پرداخته است که برخی از آنها به بیان دلایل اثبات ضرورت معاد یا  مباحث مربوط به تبیین چگونگی حوادث ومراحل آن است.بخشی از این  آیات به زنده بودن انسان پس از مرگ اشاره دارد از جمله :   

-          قران کشته شدگان راه خدا را زنده می داند وآنها را درحال دریافت رزق معرفی می کند

-          قران آل فرعون را هم اکنون در حال دریافت عذاب می داند. عذابی که با عذاب قیامتی متفاوت است.

-          در قران به سخنان شخص مقتول پس از  کشته شدن اشاره شده است

 

در روایات اسلامی نیز گزاره هایی دال بر زنده بودن انسان پس از مرگ وجود دارد از جمله داستان سخن گویی پیامبر با کشته شدگان بدر واحد، دستور پیامبر به زیارت قبور مردگان ،تشریف فرمائی آن حضرت به گورستان وسخن گویی با مردگان و...

....................................

در مقابل طرفداران  نظریه جاودانگی نفس، ماده گرایان قرار دارند(فیزیکالیست ها) که اصولا تجرد نفس را قبول ندارند وبرای همه فرایندهای روحی مثل ترس،تعجب،خواب،شهود،رویای صادقه و....توجیهات فیزیکی می آورند وآنها را حاصل تراوش هورمونهای مختلف در بدن می دانند.

پاسخ کلی روح گرایان آن است که ما منکر وجود فرایندهای فیزیکی ومنکر ارتباط اعصاب ونقش مغز وترشح هورمون ها در بدن نیستیم بلکه معتقدیم همه اینها با مدیریت یک نیرو ویک وجود  هوشمند انجام می شود که  روح نامیده می شود. درواقع تن وهور مونها وسلول های مغز ورشته اعصاب وعضلات و استخوان بندی، همه ابزار های مورد استفاده روح برای کنش در عالم خاکی است.قطعا پس از بین رفتن بدن (بر اثر حوادث یا بیماری ونظایر آن) روح از کنش د رعالم خاکی تا حد زیادی محروم می شود .

....................................................

طرفداران تجرد روح (روح گرایان) خود به دو دسته تقسیم می شوند: تناسخ باوران و معاد باوران

تناسخ باوران : غالب طرفداران این نظریه را پیروان ادیان هندی(هندونیزم،بودیزم، جاینیسم،تانترا  )وعرفانهای منشعب از آن تشکیل می دهند.

براساس نظریه تناسخ ، روح انسان پس از مرگ وارد به بدن شخص ویا حیوان ویا موجود دیگری می شود .نقل وانتقال به بدن های بعدی بر حسب نحوه عملکرد اشخاص در بدن های قبلی تعیین می شود. قوانین  مربوط به این نقل وانتقال ها  قانون کارمه نام دارد.به عنوان مثال  زن نافرمان پس از مرگ به بدن شغل متناسخ می شود .

مخالفان نظریه تناسخ ایراداتی بر آن وارد  ساخته اند که در کتب فلسفی ونوشته جات مرتبط می توان یافت:

http://rah-afsane.mihanblog.com/post/25

 

معادباوران :

غالب این گروه را طرفداران ادیان الهی نظیر زرتشت، یهود ،مسیحیت واسلام تشکیل میدهند. این اندیشه در متون مقدس اسلامی با توضیحات وجزئیاتی بسیار بیش از  ادیان سابق بیان شده است.

اعتقاد به معاد از نتایج قول به حکمت وعدالت الهی محسوب می شود .اگر  قائل به این دو وصف برای خدا نباشیم لزومی برای اعتقاد به معاد نخواهیم داشت .

بر اساس قول به حکمت الهی وقبول این که خداوند کار عبث انجام نمی دهد، نمی تون باور داشت که جهان با این همه عظمت ، بی سرانجام وبی هدف باشد. قابل قبول نیست که این همه زیبایی ها واین نظم شگرف وخلقت انواع واقسام موجودات به نتیجه ای ختم نشود ووجود موجودات مختلف به ویژه انسان با آن همه  ظرفیت ها  بی هدف باشد وبرنامه خاصی پس از مرگ او در طراحی خلقت پیش بینی نشده باشد.

بر اساس قول به عدالت الهی  وبا توجه به عدم  امکان وظرفیت  پاسخگویی  این جهان برای پاسخ دهی اعمال انسان ها نتیجه می گیریم گه باید فضای دیگری در میان باشد که در آن نتیجه کامل اعمال انسان ها قابل استیفا باشد.به عنوان مثال پاسخ اعمال شخصی مثل  صدام که دستش به خون هزاران انسان بی گناه آلوده است  با چند بار اعدام وبا چه مجازات دنیوی قابل اجراست. همچنین زحمات کسانی  مثل امام خمینی که هزاران جوان این مرزوبوم  عزت وانگیزه بخشید وبه ملت  خود  احساس غرور واستقلال  بخشید وهزاران جوان که در آستانه انحرافات معنوی بودند را به مسیر دین و شریعت ومعنویت رهنمون ساخت  با چه میزان طلا ونقره قابل جبران است

دلایل دیگری هم برای اثبات معاد مطرح شده  است که طالبان می توانند برای آن  به کتب کلامی رجوع کنند.

  • حسین رهنمائی

هوالسلام

امروز آغاز امامت حضرت مهدی (عج) است.با امید به اینکه ظهور آن حضرت در ایام حیات ما اتفاق بیافتد به نکته ای در مورد امتحان پایان ترم اندیشه1 اشاره ای میکنم.

از قبل حدس می زدم که سوالات تستی برای بعضی ها چالش برانگیز باشه، ترم قبل هم همینطور بود آخر جلسه بعضی ها گریه شون گرفته بودند و اعصابشون  حسابی خورد بود.خوشبختانه سوالات این ترم دیگه اونقدر سخت نبود که تلفات وگریه وزاری و اینجور چیزها داشته باشیم.

چون بعضی از دوستان درخواست کردند که توضیحی دربارهد سوالات تستی بدم چند جمله ذکر می کنم:

سوال اول تستی

         1-  تفاوت اهل تشبیه وتعطیل در این است که :

الف- اهل تعطیل شناخت صفات الهی را ممکن نمی دانند 

 ب- اهل تشبیه شناخت صفات خدارا ناممکن می دانند    

 ج- اهل تعطیل صفات خدارا به همان معنای متفاهم انسانی معنا می کنند             

 د-اهل تشبیه عقل انسان را قادر به درک  معانی صفات الهی نمی دانند

 

شرح :گزینه درست گزینه اول است،اهل تعطیل همونطور که از اسمشون معلومه عقل انسان را از فهم صفات خدا معطل می دونستند برعکس اونها،اهل تشبیه عقل را بر فهم صفات خدا قادر می دونستند وصفات خدا را به همان معنای متفاهم انسانی معنی میکردند

سوال دوم:

                 تفاوت علم حصولی وحضوری ....

الف- علم حصولی باحصول خود معلوم نزد عالم محقق می شود           .   

ب-علم حضوری حضور صورت معلوم نزد عالم است

ج- علم حصولی  نتیجه حصول صورت معلوم نزد عالم است

د- موارد الف وج صححیح است

      

شرح: گزینه  اول غلط است چون علم حصولی نتیجه حصول صورت معلوم است نه خود معلوم (مثلا الان تصویر کامپیوتر در ذهن شما است نه خود کامپیوتر) اما  در علم حضوری خود معلوم نزد عالم است مثلا خوشحالی وغم ویا غرور ونفرت خودش پیش شماست نه تصویرش پس گزینه ب هم غلط است، چون الف غلط بود  پس گزینه (د) هم غلط است؛نتیجتا فقط گزینه ج صحیح است.

سوال سوم:

کدام گزینه دربار حکمت الهی صحیح نیست:

الف- حکمت الهی دلیلی بر اثبات عدل الهی  نیست

ب- حکمت الهی به معنی هدفمندی نظام هستی است

ج- حکمت الهی یعنی در نظام هستی نقص وخلل راه ندارد

د-حکمت الهی یعنی فعل قبیح از خدا سر نمی زند

 

شرح: همانطور که در کلاس گفته شد حکمت چند معنی دارد که عبارتند از :

علم دقیق به حقایق اشیاء

کاردرست وبی نقص انجام دادن

کار بی هدف ولغو انجام ندادن

کار زشت وقبیح انجام ندادن

از اثبات معنای چهارم  وبا توجه به اینکه زشت ترین کاری که هیچکس در زشتی آن شک ندارد ظلم است نتیجه می گیریم که خدا ظالم نیست پس خدا عادل است.پس میشه از حکمت الهی عدالت الهی را ثابت کنیم .بنابراین تنها گزینه غیر صحیح، گزینه الف است

 

سوال چهارم:

راههای اثبات  وجود  خدا :

الف- راه عقلی-فلسفی،راه عقلی-تجربی ،راه نقلی ، راه فطری،         

ب- فقط راه نقلی و(فطری) مفید است

ج- تنها راه نقلی مفید است                                                                  

د- همه راههای مذکور به غیر از نقلی مفید است

 

شرح: نکته دقیق سوال کلمه وجود بود که زیرش خط کشیده بودم تا بتونید راحت تر پاسخ را بیابید . اگر یادتون باشه مباحث کلاس بر دو بخش بود

خدایابی(اثبات وجود خدا)

خداشناسی(تبیین صفات خدا)

روش نقلی همونطور که بارها درکلاس گفته شد برای اثبات وجود خدا مفید نیست چون تا شخص خود خدا را نپذیرد وبعد رسالت ونبوت پیامبر را قبول نکند وسپس حقانیت قران برایش اثبات نشه شما نمی توانید برای اثبات هیچ چیزی از قران استفاده کنید. اما در عوض در بخش خداشناسی شما برای کسانی که قران را قبول دارند می توانید از قران وبرای شیعیان می توانید از احادیث ائمه معوصومین نقل حدیث کنید.با این حساب گزینه(د) صحیح است

 

  • حسین رهنمائی

همانطور که دانشجویان درس اندیشه اسلامی 1 دانشکده زبانها مستحضر هستند قرار شد بجای جلسه آخر متنی در وبلاگ گذاشته شود و مثل بقیه دروسی که در کلاس تدریس شد مشمول سوالات امتحان نیز باشد.

در اینجا من  لینک دو فایل را قرار میدهم اولی متن درسی است که در بالا گفته شد ودومی فایل پرسشنامه ای است که به صورت  اختیاری می تونید به اون پاسخ بدهید وبرای من بفرستید والبته من پیشنهادمی کنم که حتما آن را پاسخ بدهید وبرایم بفرستید.

قطعا اگر تدریس من برای بعضی از شما جالب بود بخاطر همین نظریاتی است که در طول سالها تدریسی که داشتم از دانشجویانی که در ترمهای قبل بودند دریافت کردم  وبکار بستم. درواقع من در کنار درسسی که دادم درسها یاد گرفتم  بنابراین اگردوست دارید کیفیت کلاس بالاتر برود لطفا این فایل را دانلود کنید پس از پرکردن وجواب دادن به آدرس ایمیل من  ارسال نمائید. قبلا از همه دانشجویانی که این کا را می کنندتشکر می کنم

1- آدرس فایل https://tehran.academia.edu/hrahnamaei


2- لینک فایل  پرسمان 

چنانچه در دانلود با مشکل برخورد کردید در قسمت نظرات اعلام کنید

آدرس ایمیل من :

hedayat110@gmail.com


ضمنا نمونه سوالات نیز انشالله به زودی در وبلاگ قرار خواهد گرفت

  • حسین رهنمائی