درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکمت الهی» ثبت شده است

همه ما در زندگی خود یا دیگران شاهد بروز ناملایماتی بوده وهستیم . ناملایماتی که گاه به قدری شدید می شود که از آن به مصیبت یا بلا وعذاب یاد می شود. بلایا ومصایب نه فقط برای افراد بلکه بسیاری از مواقع برای سازمان ها ف جوامع وکشورها روی میدهد. جنگ ،زلزله ،ورشکستگی  اقتصادی،قحطی  ،قتل وتجاوز و دزدی و غارت و....مثال هایی است که واژه شر را به ذهن انسان متبادر می سازد.به طور کلی هر واقعه ای که برای انسان نامطلوب باشد می توان شر نام نهاد.

  • حسین رهنمائی

باسمه تعالی

 

برای بسیاری از افرادی که در باره دنیای پیرامون خودشون اهل تفکر هستند  معمولا این سوال مطرح میشه که اگر خدایی که اون بالا نشسته واقعا عالم وحکیم وعادل است پس چرا زندگی در این دنیا اینقدر مشکلات داره؟ چرا یه عده ای فقیرند ویه عده ای غنی ؟ چرا یه جا زلزله میاد ویه جا نمیاد؟چرا حیوانات خطرناکی مثل مار وپلنگ وخرس و موش وحشرات مضری مثل عقرب وسوسک و... وجود دارند؟ چرا جنگ وخونریزی ومصیبت وبیماری ومرگ زندگی را تلخ می کنند؟ چرا همه موفق نیستند؟ چرا ؟چرا؟چرا؟...

برای پاسخ به این سئوالات دقت در امور زیر کارگشاست 

1-    چیزهایی که بهش اشاره شد را می توان تحت عنوان "شر" نام نهاد.به طور کلی شر یعنی آنچه ترجیح داده نمی شود وعقل نبودش را می پسندد

2-    شر امر عدمی است یعنی از نبود وفقدان یک امر وجودی پدید می آیدمثلا : بیماری حاصل نبود نظم ارگانیکی بدن ،فقر به معنی نبود ثروت و،مرگ یعنی فقدان ارتباط روح با بدن،

3-     همانگونه که شر عدمی است پس می توان گفت خیر امر وجودی  است ونتیجتاً  هرچیز از آن جهت که موجود است خیر است وبه لحاظ عدمهایی که پیدا می کند ویا به علت عدمهایی که درپی می آوردمصداق شر می شود.مثلا فشار خون وسرما هرچند فی ذاته بد نیستند اما چون اولی به معنی عدم سلامتی انسانو چون دومی باعث سرماخوردن ما می شود شر هستند.

4-    شر وخیر از مقایسه بین اشیاء استنتاج می شود مصداق خارجی منحازی ندارد.یعنی ما در عالم واقع یک چیز وافعی وملموس که اسمش شر باشه نداریم بلکه از مقایسه مثلا نیش مار وبدن شخص مصدوم می گوییم شر است

5-    شر امر نسبی است ما شر مطلق نداریم هرشری ممکن است از جهت یا جهات دیگری خیر باشد. مثلا:نیش مار اگر چه برای مارگزیده شر است اما برای خود مار خیر است چون وسیله شکار وی است

6-    شرور عالم کثیرند اما اکثر نیستند یعنی هرچند تعدادشون زیاد است اما در مقایسه با خیرات عالم اندک هستند

7-    عالم ماده وجسم عالم تزاحم منافع است وبرعکس عالم مجردات عالم سازش . لذا عالم ماده منبع شر است

8-    لازمه شر بودن جسم وجسمانیت  ومادیت است هرچه مادیت کمتر دامنه شر محدودتر بنابراین هرچه مجردتر خیرتر.

9-    موجودات عالم بر چند  نوع قابل تقسیم اند (ذات خدا که خیر ووجود محض است را حساب نکردیم):

9-1)         خیرات محض=مجردات تامه که هیچ وجهی از مادیت وجسمانیت وتعارض وتزاحم ندارند؛ نتیجتا شر ندارند یا شر کمی دارند

9-2)         موجوداتی که خیرشان از شرشان بیشتر است. تمام موجودات غیر از دسته اول در این دسته جای می گیرند. محروم کردن جهان از چنین موجوداتی بخاطر اندک شری که دارند خود یک شر بزرگ است زیرا به معنی بخل وعدم فیاضیت (عدم یک کمال=نقص) معنی می شود. (مثلا خلق نکردن  آتش،مار،دریا،باران و..بخاطر افرادی که احیانا دچار سوختگی ویا نیش مار ویا غرق شدگی وسیل زدگی می شوند به معنی محرم کردن انسانها از هزاران فایده دیگری است که از این موجودات می توان بهره گرفت واین خود نوعی بی عنایتی به مخلوقات است.)؛

9-3)         موجوداتی که شرشان بیش از خیرشان است . اصولا ایجاد چنین مخلوقی با حکمت الهی سازگار نیست و  وما چنین موجودی سراغ نداریم

9-4)         موجوداتی که شر محض هستند،چنین موجودی عقلا قابل ایجاد نیست چون شر محض یعنی عدم محض وعدم ایجاد شدنی نیست

10-شرور ( یعنی همان موجوداتیکه در کنار خیراتشان شر هم دارند = دسته دوم) را می توان به دو دسته طبیعی واخلاقی(انسانی) تقسیم نمود.

10-1)      منظور از طبیعی آن دسته از شرور است که انسان د رایجادشان نقشی ندارد نظیر طوفان وزلزله و...

10-2)      منظور از شرور انسانی یا اخلاقی  آن است که ناشی از اراده ،علم وقدرت انسان هاست واگر انسانها این صفات رانداشتند طبعا چنین شروری هم ظهور نمی کرد. (مثل دزدی ،قتل،جنگ،دروغ،تهمت،کفر وبی ایمانی و...)

اکنون زمان پاسخ گویی به سوال مور د اشاره فرارسیده است :

 آیا امکان نداشت موجودات نوع دوم بدون وجه شر آفریده می شدند؟

ج1- در خصوص شرور طبیعی باید گفت اغلب  این گونه امور از لوازم  ذاتی آن اشیاء است مثلا آب اگر روان نباشد دیگر آب نیست والبته همین روان بودنش باعث پدید آمدن سیل یا غرق شدن انسان در آن می شود. ویا آتش اگر سوزان نباشد دیگر آتش نیست والبته همین سوزندگی مفیدش باعث ایجادخسارات هم می شود که گریز ناپذیر است .البته با تدبیر می توان دامنه شر این موجودات را کم کرد مثلا در دریا از  کمربند نجات ،در مقابل آتش با لباس نسوز وارد عمل شد ،در مقابل طوفان وسیل با دقت در معماری وانتخاب درست محل زندگی ،در مقابل بیماری بارعایت بهداشت و...عمل کرد وزلزله نیز نتیجه فعل وانفعالات مواد داخل زمین است وبه گفته دانشمندان در جای خود برکات زیادی دارد

ج2-  در مورد شر اخلاقی هم باید دانست اگر منشا این امور که همانا قدرت ، اختیار ،حب ذات  واراده و... را از انسان بگیریم دیگر امکان انجام امور شر را ندارد اما دیگر انسان انسان نیست زیرا انسانیت وویژگی انسان به توانایی انتخاب اوست واگر قدرت انتخاب رانداشته باشد  انسانیتش بی معنا خواهد بود.از سوی دیگر اگر عقل واراده انسان به گونه ای تقویت می شد که انسان فقط به سراغ امور عقلانی وخیر گام برمیداشت یعنی مثل فرشتگان می شد وما میدانیم که قبلا چنین موجوداتی به نام فرشتگان در عالم بودند ونیاز به خلق انسان نبود . انسان آفریده شد تا سبد خلقت الهی کامل شود.بنابراین باید با حیوانات وفرشتگان واجنه وسنگ وچوب متفاوت باشد وتفاوت انسان با اینها در همین اراده واختیار به اضافه جسمانیت است زیرا هیچکدام از موجودت دیگر این ترکیب را باهم ندارند. بنابراین  تبدیل موجودات دسته دوم به دسته اول یعنی توقف خلقت در اولین مرحله خود  وامتناع خداوند از رساندن فیض به عالم انسانیت. واین یعنی خدا فیضی را از هستی دریغ نماید که به معنی  زیر سوال رفتن فیاضیت خداوند است

نکته آخر: پدیدار شدن شر در عالم نتیجه جریان قانون علیت است. فلج شدن فرزند معلول دائم الخمر بودن مادر باردار است واگر از مادر باردار دائم الخمر بچه سالم به دنیا بیاید وآتش دست مارانسوزاند (درعین این که غذا یا چوب  را می سوزاند)،آب ماراغرق نکند(در عین اینکه  روان است)،و....چنین دنیایی ،دنیای هردنبیل وغیر حکیمانه وبی نظمی خواهد بود که دیگر از هیچ علتی نمی توانستیم منتظر معلول مخصوصش باشیم ودر آن صورت دیگر چیزی به عنوان علم ودانش بشری تولید نمی شد زیرا علم بشری محصول تلاش انسان برای یافتن علت اتفاقات وپدیده های عالم است.

ج3) وجود شر در عالم باعث رشد علم وتکنولوژی شد . اگر سیل زلزله وسرما وگرما نبود بشر هیچگاه به فکر ساختن خانه نمی افتاد ونتیجتا علم معماری وبسیاری از صنایع ایجاد نمی شد. اگر بیماری نبود شاید انسان هیچوقت دنبال شناخت بدن وتاثیر مواد بر روی آن نمی رفت  واگر....

 وجود شرور در عالم  این خیر را در پی داشت که انسان توانست تمدن انسانی ایجاد کند واز حیوانات متفاوت شود وگرنه ما هنوز در غار می زیستیم وبا موریانه ها هیچ تفاوتی نمی یافتیم.بنابراین تمدن وپیشرفت انسانی مدیون وجود شرور است. به همین ترتیب بسیاری از پیشرفتهای افراد به دلیل سختی ها وبدی های دنیاست. بسیاری از بزرگان عالم به دلیل فقر وفشار هایی که در دوران کودکی تحمل کردند در وجودشان  انگیزه پیشرفت وترقی پدید آمدو...

نکته جالب:

اگر شری به نام امتحان و ومشکلی به نام ندانستن وسختی به نام گرفتن  نمره در کار نبود شما هیچوقت این مقاله رانمی خواندید


دکتر حسین رهنمائی

  • حسین رهنمائی