درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

 ربا

ربا از ریشه «ر ب و» به معنای رشد ونمو است و در معاملات،به وامی گفته می شود که هنگام بازگشت وپس­گیری آن، علاوه بر اصل مال،  باید مبلغ بیشتری به قرض دهنده پرداخت شود و اگر شخص وام گیرنده چنین شرطی را نپذیرد ، مال مذکور به وی قرض داده نخواهد شد.لذا و یمجوب خواهد شد برای دریافت وام ، پرداخت مبلغ بیشتری را تضمین نماید و درنتیجه گویی مبلغ وام رشد کرده است . بنابرگزارش قران، ربا قبل از اسلام در دین یهود و مسیحیت نیز ممنوع بوده است .

وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ (نساء، 161)

 ربا بر قوم یهود هم حرام شده بود

ادر اسلام نیز این معامله  از بزرگترین محرمات الهی شمرده شده است . آیات تحریم ربا از همان ابتدای آغاز رسالت پیامبر اکرم(ص) و در سال هایی که او در مکه به سر می برد نازل گشت . 

  • حسین رهنمائی

در ادامه بررسی واژه های اقتصادی قران به واژه صدقه و انفاق خواهیم پرداخت. واژه صدقه از ریشه «ص د ق»  است . از این ریشه در قران  صورت های صرفی (صیغه ) متعددی آمده است  که عموماً در بردارنده طیفی از معانی مرتبط با هم هستند . نمونه های صیغه های مختلف ساخته شده از این سه حرف عبارتند از : اسم مفرد (صدقه)، اسم جمع (صدقات)، اسم فاعل ( متصدقین، متصدقات) فعل ماضی ( صدق ،صدّق، تَصَدَّق،تَصَدَّقوا ) فعل مضارع (اَصّدّقَ، لَنَصَّدَّقَنَّ ، ، ، یَصَّدَّقوا).

واژه صِدق به معنی راستی و درستی و در مقابل دروغ و نادرستی  است لکن در ابواب مختلف و صیغه های متفاوتی که یاد شد وجوه مختلفی از معانی مرتبط با راستی و درستی افاده می شود. مثلاً واژه تصدُّق به معنی پرداخت کردن است و از همین روی،«صداق» به معنی مالی است که زوج در هنگام عقد به زوجه می پردازد تا راستی خویش در محبت به زوجه را ثابت کند .

  • حسین رهنمائی

واژه زکات از ریشه (زک ی) می باشد .مجموعه  مشتقات مختلفی که از ماده (ز ک ی) در قران آمده است کلماتی از قبیل ( زکی، یزکی، زکّی، تزکی، زکاه،ازکی،....) را تشکیل می دهند که  بیش از 50 بار در قران آمده است . که از میان آن ها واژه مورد  بحث این نوشتار یعنی «زکات» بیش از 30  بار آمده است.

  • حسین رهنمائی


قبل از هرچیز باید دانست که قران کتاب علمی نیست و ورود آن به مسئله اقتصاد از باب بیان تئوری های علمی ومحاسبه رابطه بین عرضه وتقاضا و سایر پارامترهای مالی بین بنگاه های اقتصادی و یا میان مرد و دولت نیست. قران کتاب انسان سازی است و دیدگاه های خود پیرامون اهداف حیات و شیوه های کلی رسیدن به آن را بیان نموده است از آنجا که اقتصاد بخش مهمی از حیات انسان را تشکیل می دهد لاجرم بخشی از دیدگاه های این کتاب مقدس نیز مربوط به  موضوعات اقتصادی خواهد بود البته در ذیل هدف اصلی.

اقتصاد در معنای ساده آن به معنی تدبیر درآمد ومخارج فرد و دولت  برای رسیدن به زندگی رضایت بخش  است.فهم نگاه قران درباره اقتصاد در گروه فهم نگاه قران به انسان است. اهداف  ور روش هایی که یک مومن در زندگی اقتصادی خود باید مد نظر داشته باشد  در راستای همان اهداف وروش هایی است که برای رسیدن به اهداف خلقت باید مد نظر می داشت. در نگاه قران هدف از آفرینش انسان رسیدن به مقام عبودت و بندگی خداست  و  عبادت شکل خاصی ندارد . بلکه هر عمل صحیحی که ما را در تامین این هدف یاری نماید نوعی  عبادت  محسوب می شود. 

  • حسین رهنمائی

 

سالها وشاید قرن هاست که در روز نهم ربیع مراسمی ویژه با آدابی خاص ومنحصر به فرد در میان برخی از شیعیان برگزار می شود که طی آن شرکت کنندگان به طرق مختلف  سعی در شاد کردن همگنان دارند والبته ترجیع بند تمام جملات، اشعار،افعال وآداب این روز لعن بر خلیفه دوم است . اینکه رفتار شرکت کنندگان و اشعاری که توسط گردانندگان مراسم مذکور خوانده می شود تا چه حد از قابل تائید است  از هدف این نوشتار فاصله دارد ودر جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد.

این مراسم برخاسته از کینه ای دیرین نسبت به آزار دهندگان اهل بیت(ع) است که در میان شیعیان وجود داشته است.  یک شبهه تاریخی ویک حدیث ضعیف السند  چاشنی این کینه شد و به تدریج باعث نهادینه شدن این مراسم در میان برخی از شییعان شده است

در این خصوص به چند نکته اشاره می شود :

الف- از نظر تاریخی ، مرگ خلیفه دوم اصلا در روز نهم ربیع نیست.هیچ سند معتبر تاریخی  اعتبار چنین روزی را به عنوان تاریخ وفات  خلیفه دوم  اعلام نکرده است.  تمامی مورخین معتبر تاریخ مرگ خلیفه دوم را 26 ذی الحجه اعلام کرده اند. از جمله این تواریخ می­توان به مروج الذهب ،تاریخ یعقوبی ،تاریخ طبری،معارف ابن قتیبه ،المصنف ابن ابی شیبه ،تاریخ مدینه ابن شبه نمیری،موطا مالک بن انس،طبقات الکبری ابن سعد ،التنبیه والاشراف مسعودی،تاریخ دمشق ،استیعاب ابن عبد البر،انساب الاشراف ،اسدالغابه ابن اثیر،شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید و...اشاره نمود. بسیاری از علمای شیعه از جمله شیخ مفید در مسار الشیعه ،ابن ادریس حلی در سرائر،سید بن طاوس درالاقبال ،کفعمی در جنه الامان،علامه حلی در عدد القویه ،و... نیز بر این نکته تصریح نموده اند.

ب- آنچه در کتب تاریخ در مورد نهم ربیع گفته شده است حادثه مرگ عمر بن سعد است نه عمر بن خطاب وشاید علت اولیه این اشتباه از تشابه اسمی بین این دونفر باشد.

ج- مستمسک برگزاری جشن وسرور در این روز، روایتی است که طی آن،  دو تن از شیعیان در روز نهم ربیع برای پرسش سوالاتی پیرامون خلیفه به یکی از صحابه امام هادی (ع) مراجعه می کنند. هنگام  مراجعه ،وی را درحال جشن وسرور می بینند وچون از وی علت را جویا می شوند. صحابی مورد نظر به آنها پاسخ می دهد که من در چنین روزی به ملاقات امام هادی (ع)  نایل شدم و چون به منزل ایشان وارد شدم مشاهده کردم که اهل خانه در حال جشن وسرور هستند وچون علت  برگزاری جشن وسرورحضرتش را  سوال کردم امام  در پاسخ ضمن بیان فضایل بی شمار برای این روز ، آن را سالروز مرگ یکی از دشمنان خدا ومنافقان بد سیرت قلمداد نمود . شرکت کنندگان در این مراسم با تطبیق مشخصات مذکور در روایت فوق بر خلیفه دوم، آن را دستمایه برگزاری این مراسم نموده اند.

د- بررسی سندی روایت :

تنها منبع این روایت، کتاب «زواید الفوائد» ا از فرزند سید بن طاوس و «المختصر» به قلم شخصی به نام حسن بن سلیمان حلی است که هردو از نویسندگان قرن هشتم به شمار می آیند. البته کتاب دیکری به نام «مصباح الانوار» به عنوان منبع این روایت  ذکر شده است که متاسفانه هیچ نسخه قابل استفاده ای از آن در دسترس نیست. گفتنی است، سند مورد اشاره دو کتاب مذکور از ایرادات رجالی وحدیثی قابل توجهی رنج می برد.  سند منسوب  به کتاب «مصباح الانوار» منسوب است همگی افراد آن مجهول هستند.[1]

ه- بررسی متن روایت :

فارغ از کیفیت جملات وداستان عجیبی که در ابتدای آن نقل شده است، این روایت دارای جملاتی است که با اصول اعتقادی مورد تائید  قران  و سنت ناسازگار است.  در بخشی از این روایت طولانی، گفته می شود که خداوند متعال به برکت چنین روزی تا سه روز بر گناه جمیع خلایق قلم عفو می کشد :

" وامرت الکرام الکاتبین ان یرفعوا القلم عن الخلق کلهم ثلاثه ایام من ذالک الیوم ولا اکتب علیهم شیئا من خطایاهم ..."

"  به فرشتگان نگارنده اعمال فرمان دادم، که  تا سه روز بعد، قلم از نگارش اعمال خلایق بازگیرند وهیچ گناهی از ایشان را ثبت نکنند "

جای آن دارد که بپرسیم ، آیا خدایی که در قران می فرماید :

" لایغادر صغیره ولاکبیره الا احصیها ": هیچ ریز ودرشتی نیست مگر اینکه در کتاب اعمال ثبت می شود

وخدایی که می فرماید :

 "فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره ومن یعمل مثقال ذره شرا یره" هرکس کوچکترین عمل خیر ویا کوچکترین عمل شری انجام دهد (جزای ) آن را در قیامت می بیند

همان خدایی است که فرمان به رفع قلم از گناهان بندگانش داده است ؟؟!!

آیا عقل سلیم چنین ارفاق بی مناسبتی را می پذیرد؟

از برگزار کنندگان این مراسم باید پرسید ، اگر چنین  روزی،  آنچنان که متن روایت مذکور می گوید،بزرگترین عید نزد خداست ، چرا در هیچ یک از مصادر مهم شیعه نامی از آن به میان نیامده ؟ چگونه است که تا زمان امام هادی (ع) هیچ نقل تاریخی به برگزاری چنین مراسمی از سوی ائمه شیعه اشاره نکرده است. این درحالی است که ائمه معصومین (ع) در هر فرصتی به بیان ریز ودرشت مراسم وآئین ها و اعمال شیعیان پرداخته اند. واصولاً آیا  واقعه مهم تری در تاریخ اسلام وجود نداشت که به بهانه آن خداوند دستور به رفع قلم از  اعمال خلایق صادر کند؟! آیا میلاد پیامبر اسلام،یا ائمه معصومین ، روز غدیر خم ، عید فطر و قربان و....هیچکدام به اهمیت روز مذکور نبودند؟؟؟!!آیا مناسب تر نبود مژده عفو الهی در روز عید غدیر خم که به فرمایش امام  صادق وطبق احادیث معتبر عیدالله الاکبر است ودهها روایت معتبر پشتیبان آن است  به مومنین داده می شد؟

آیا استناد به این روایت ضعیف برای ارتکاب افعال قبیح وزشت برخی از شیعیان مستمسک زیبا وتوجیه  صحیحی است؟؟؟!!

 

نتیجه :

از بررسی متن وسند روایت رفع القلم ونیز با توجه به عدم تطبیق تاریخ مذکوربا تاریخ مورد اشاره کتب معتبر تاریخی ونیز با توجه به جو بدی که انجام این مراسم در روابط شیعه با برادران اهل سنت می گذارد به این نتیجه می­رسیم که مراسم  «عید الزهرا» ویا «عید عمرکشان» نه تنها هیچ وجهی از صحت ندارد بلکه چیزی  جز خسارت برای شیعه در بر نداشته است.

به نظر راقم این سطور ، حتی بر فرض صحت سندی  روایت مذکور و به فرض که از نظر تاریخی قتل خلیفه دوم در چنین روزی باشد آیا بهتر نیست در چنین دوران سختی که  امت اسلام از دو دستگی و تشتت واختلاف رنج می برد و چهره ای زشت از این دین آسمانی در مقابل چشم جهانیان ترسیم شده است، لااقل برای حفظ وحدت امت اسلام که بدان سخت نیازمند هستیم از برگزاری چنین مراسمی اجتناب نمائیم؟؟[2]




[1] - برای اطلاع بیشتر به کتاب مجموعه رسائل آیت الله صافی گلپایگانی  ج 2 ص395 رجوع نمائید.

[2] - جهت اطلاع بیشتر می­توانید به کتاب "نهم ربیع؛  جهالتها ,خسارتها "نوشته مهدی مسائلی مراجعه کنید.

  • حسین رهنمائی


 

بسیار پیش می آید که هنگام وقوع یک اتفاق ناگهان احساس میکنیم که این اتفاق را یک بار دیگر تجربه کردیم.این پدیده که در زندگی اغلب ما بسیار اتفاق افتاده است به «دژاوو»» معروف است و  موضوعی برای اندیشه دانشمندان رشته های مختلف بوده است. از آنجا که این رویداد هیچ جنبه فیزیکی خارجی ندارد وصرفاً در ذهن ما انجام می شود راهی برای بررسی آن توسط دانشمندان و انجام ازمایش های مکرر وجود ندارد. و چون سرعت انجام این تجربه سریع است ، حتی برای خود شخص تجربه گر نیز امکان بررسی ، تکرار و درک مجدد  آن نیست. بنابراین تمام سخنانی که در سایت ها و مقالات مجلات دیده اید صرفاً انتزاعی و فرضی بوده و  هیچکدام محصول آزمایش های مکرر( که شرط علمی بودن یک نظریه است) نیست. باید یادآور شویم که پدیده مذکوربه  دو نوع تقسیم می شود:

-       «دژاوو» همزمان: یعنی به یادآوری تکرار این حادثه درست در زمان وقوع آن به شکلی که درست در زمان وقوع حادثه احساس میکنیم که قبلا آن را تجربه کرده ایم

-       «دژاوو» متقدم: یعنی لحظات یا دقایق یا حتی ساعاتی پیش از وقوع یک حادثه انجام آن را واقعه با تک تک اجزای آن  را احساس کنیم. به گونه ای که همه اجزای واقعه یا بخشی از آن برای ما حالت تکراری پیدا کند.

  • حسین رهنمائی