درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

یادداشتی پیرامون فیلم "پرنده باز آلکاتراز"

جمعه, ۳ مرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۲۴ ب.ظ




دیشب برای دومین بار فیلم زیبای "پرنده باز آلکاتراز"  ساخته  "جان فرانک هایمر" را تماشا کردم. بار اولی که این فیلم رادیدم سال های دهه 60 بود یعنی حدود 25 سال پیش. دورانی که نمایش  فیلمهای سیاه وسفید  در سینما وتلویزیون عادی بود.


داستان فیلم "پرنده باز آلکاتراز"  ماجرای  زندگی یکی از زندانیان آمریکا و دوران اسارت وی در زندان های آنجا ست اما در باطن خود داستانی است از  تاثیر عشق در زنده کردن انسان هایی که روحشان در لابلای دنیازدگی های روزگار مرده است. 

قهرمان این داستان مردی است بد اخلاق وسنگدل وچموش که به دلیل ارتکاب قتل دوران حبس خود را  در زندان به سر می برد.این چموشی وبدخلقی وکنار نیامدن او با دیگران باعث ارتکاب دومین قتل توسط وی می شود. این بار یکی از نگهبانان زندان که مانع ملاقات او با مادرش می شود توسط وی کشته می شود وحکم زندانی وی به اعدام  تبدیل می شود اما به دلیل تلاش مادر ش  این حکم به حبس ابد تبدیل می شود.. واین زندانی بداخلاق و چموش به تحمل دوران طولانی حبس انفرادی محکوم می شود.

در دوران حبس انفرادی وی در زندان کانزاس  اتفاق جالبی می افتد که مسسر زندگی او را  تغییر می دهد.پرنده ای کوچک که بر اثر طوفان در حیاط زندان می افتد توسط او  به سلول آورده می شود وتیمار می شود وبه مرور  دلبستگی خاصی بین او واین پرنده ایجاد می شود. این عشق تمام زندگی ووقت او را در اتاق انفرادی به خود اختصاص می دهد وکم کم شخصیت او دستخوش تغییرات جالبی می شود.

عشق او به پرندگان  باعث می شود تا مسئولین زندان به او وسپس به بقیه زندانیان اجازه نگهداری پرندگان  را بدهند که همین نکته شور ونشاط را به او ودیگر زندانیان افسرده وبداخلاق هدیه میکند.کم کم تعداد پرندگان زیادمی شود واتاق او مملو از قفس های دست سازی می شود که او برای نگهداری پرندگان ساخته است .

 در پی بیماری پرندگان، او به مطالعه درباره پرندگان  روی می آورد وبه مرور به دانشمند مشهوری در این زمینه  تبدیل می شود و آثار ومقالات وی در بین جامعه دامپزشکان وپرنده شناسان آمریکا منتشر و از جایگاه رفیعی برخوردار می شود.

به مرور، این انسان مغرور وچموش والبته ناامید  به انسانی متواضع ومهربان وصبور وامیدوار به زندگی  بدل می شود .برای اولین بار، علی رغم غروری که دارد  بخاطر رفاه حال پرنده اش  در مقابل نگهبان زندان کرنش کند واز او چیزی را خواهش ودر خواست  می کند. کاری که در همه عمر انجام نداده بود وهمین نکته رابطه وی را با زندان بان ومسئولین زندان بهبود می بخشد.

عشق به پرندگان به زندگی او جهت می دهد ،اخلاق او را سامان می دهد روحیه اجتماعی او را بهبود می بخشد . حتی او را به ازدواج با زنی که او نیز بخاطر پرندگان با وی آشنا شده است می کشاند.ازدواجی بین دو نفر که فقط ساعات ملاقات ودر حضور نگهبان یا از  پشت شیشه همدیگر را می بینند  ووجه اشتراکشان  عشق به پرندگان است.جالب آن که تا زمانی که پرنده ا هستند این ازدواج وارتباط وجود دارد.  

به نظر من اوج داستان آن جاست که  دستور انتقال وی به زندانی دیگر  وجدا شدن وی از پرندگانش صادر می شود . هنگام خداحافظی نگهبان زندان با اشک او را بدرقه می کند. کسی که او برایش اشک می ریزد همانی است که سال های اول به دلیل کشتن همکارش از وی کینه ونفرت داشت اما وجود پرندگان ارتباط این دو انسان را به دوستی زیبای زندانی وزندانبان تبدیل کرده بود .

از این جا به بعد روند داستان رو به افول می نهد  و به مسایل شورش زندانیان ورفتار مسئولین زندان های آمریکا با زندانیانشان مربوط می شود که به  گمان بنده  پیام اصلی فیلم  (که تاکید بر نقش عشق  است ) را  به حاشیه می برد.

خاصیت احیاگری عشق از موضوعاتی است که دستمایه بسیاری از رومان های مشهور جهان بوده است.اما این که متعلق عشق به جای انسان ،یک حیوان  به خصوص یک پرنده باشد از خصایص این داستان است که آن را از سایر داستان های مشابه متمایز می سازد.

در کنار داستان  اصلی فیلم جریان جالب دیگری هم واقع می شود . وآن جدایش مادر زندانی از اوست .مادری که به عشق فرزندش وبخاطر گرفتن عفو از رییس جمهور تلاش های زیادی کرد از زمانی که حضور زن دیگری را در کنار خود می بیند که در  عشق او (فرزندش) با وی شریک شده است کم کم  از  حمایت فرزند دلسرد می شود تا جایی که رسما از او جدا می شود و وی را ترک می کند.

بسیاری  از عشاق دنیا عشق خود را به صورت انحصاری میخواهند وحاضر به اشتراک آن با دیگری نیستند . قهر کردن مادر  به این واقعیت اشاره دارد. نکته ای که در تحلیل واقعیت عشق جای تامل دارد. واتفاقا این نکته خمیر مایه بسیاری از داستان های رومانتیک است . عشق های دوسویه ای که سه سویه شدن در آن بی معناست.


علاوه بر آثار داستانی ،در آثار عرفانی به ویژه اثار عارفان مسلمان  از تاثیر کیمیا گونه عشق در روحیات انسان سخن ها به میان آمده است . مثلا مولوی می گوید:


   "هر که را جامه ز عشقی چاک شد              او زحرص و عیب کلی پاک شد

    شاد باش ای عشق خوش سودای ما              ای طبیب  جمله  علتهای  ما

    ای   دوای   نخوت   ناموس    ما                 ای تو افلاطون و جالینوس ما

    جسم خاک از عشق بر افلاک  شد                کوه در رقص آمد و چالاک شد

    هرکه  او  از   همزبانی شد   جدا                 بی زبان شد گرچه دارد صد نوا

    چونکه گل رفت و  گلستان در گذشت        نشنوی زان پس زبلبل سر گذشت

    جمله  معشوقست  و  عاشق پرده یی          زنده معشوقست و عاشق مرده یی

    چون  نباشد  عشق را   پروای   او                 او چو مرغی ماند بی پر وای او

  

در ادبیات مذهبی شیعه نیز اکسیر عشق نقش ویژه ای دارد.در این مکتب عشق به اهل بیت عامل مقدسی است که باعث تکامل روحی شیعه می شود. شیعه واقعی که وجودش سرشار از عشق یه مولاست تحت تاثیر این عنصر به هم شکلی زیبایی با اولیائش نائل می شود. کم کم او نیز وجودش صاف وروحش نورانی وعملکردش زیبا می شود ومدارج تعالی روحی را طی می کند.دراقع عشق به اهل بیت ایجاد تجانس می کند یعنی جنس افراد (شیعیان واقعی) کم کم همجنس اولیاء معصومش می شود ونتیجتا پای گناه ومعصیت از زندگی او کوتاه ودر عوض تعالی معنوی بر روح او حاکم می شود .شاید به خاطر همین نکته باشد که در این مذهب این قدر به شعله ورسازی دامنه عشق به اهل بیت اهمیت داده می شود.

البته نباید از عنصر معرفت وبصیرت که در کنار عنصر عشق، آدمی را از در افتادن به دره افراط وتفریط باز می دارد غافل بود. کم نداریم افراد عاشقی که به دلیل بی بصیرتی وجهالتشان بجای خدمت به شیعه باعث ضرر های جبران ناپذیر شده اند. انسان های متعصبی که با ادبیات مذهبی وظاهر مذهبی ودینی تیشه به ریشه دین زده ومی زنند.

توصیه می کنم این فیلم را ببینید

نظرات  (۳)

  • کانون فرهنگی هنری قاسم بن الحسن(علیه السلام)
  • سلام علیکم
    استفاده کردیم

    فیلم Noah 2014 را حتما ببینید و با اعتقادات ما مقایسه کنید.
    تشکر از توضیحات. منم این فیلم بی نظیر رو دیدم. بی نهایت زیبابود. به همه توصیه می کنم ببیند. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی