درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱۵ مطلب با موضوع «نکته ها» ثبت شده است

سوال دانشجو:

سوالی برام پیش اومده در باب داستانی که توی قرآن نقل شده درمورد سفر حضرت خضر و موسی اونجایی که خضر اون بچه رو میکشه، به این دلیل که در آینده قراره ادم بدکاری بشه.این مسئله چجوری توجیه میشه؟ اخه هم توش یه جبر خفن هست، هم توش مجازات قبل از جرم هست، هم بی عدالتی(اگه این بچه قراره بدکار بشه پس باید کشته شه، چرا بقیه بچه هایی که قراره بدکار شن زنده بمونن) و ...

  • حسین رهنمائی


جنایت و مکافات




کتاب "جنایت ومکافات" اثر داستایوسکی ، نویسنده بزرگ روس ، داستان  جوانی است که نظریه ای خاص پیرامون جرم وجنایت دارد. وی معتقدم است جامعه به دو دسته تقسیم می شوند:عوام وخواص . 

خواص همان انسان های تاثیر گذار و  تاریخ سازند. آنها برای رسیدن به اهداف بزرگ خود ممکن است جرم وجنایاتی هم مرتکب شوند، اما در مقابل اهداف بزرگی که دارند به آن ها التفاتی نمی کنند زیرا کارهای بزرگتری در سر دارند که اهمیت آن در مقابل جرم و جنایت مذکور بسیار بیشتر است.راسکلینیکف، جوان قصه داستایوسکی نیز به دنبال این اندیشه و به دلیل فشار اقتصادی که وی را احاطه کرده است تصمیم به قتل پیرزن رباخواری میگیرد که او و دهها انسان دیگر در آن شهر به او مقروض هستند . وی وارد خانه پیرزن می شود اما به دلیل حضور فرد دیگری ( خواهر پیرزن) در لحظه قتل، مجبور می شود هر دو را بکشد . وی به دلیل آشفتگی خیال و ترس، بدون اینکه مبلغ پول زیادی بردارد از خانه پیرزن فرار میکند. بقیه داستان شرح حال جنگ ودعوای درونی مرد با خویشتن خویش است که البته در ضمن آن حوادث زیادی روی می دهد. ماجرای مرگ مرد دایم الخمر، خواستگارانی که مایل به ازدواج با خواهر راسکلینیکف هستند ، خانواده فقیر مرد دایم الخمر که وی به آنها کمک می کند و ...در انتهای ماجرا قهرمان داستان که با جنگ درونی خود نمی تواند کنار بیاید تصمیم به معرفی خود به پلیس میگیرد اما نه به دلیل پشیمانی از قتل پیرزن ( که او را شپش می خواند) بلکه از آن رو که نتوانست مانند شخصیت های بزرگ و انسان های خاص به اهداف بلند خویش فکر کند . معرفی داوطلبانه و اقدامات خیراندایشانه ای که وی انجام داده بود باعث تخفیف در مجازات وی می گردد و او به هشت سال زندان محکوم می شود. دختری که عاشق وی شده است( دختر همان خانواده فقیری که وی به آنها کمک می کرد) همواره به ملاقات او می آید و اندک اندک عشق این دختر در درون مرد جوان باعث رویش گل امید و ایمان می شود. او کتاب مقدس را( که قبلا به آن ایمان نداشت) در دست می گیرد و کم کم در درون خویش احساس ایمان  می کند و  به امید شروع زندگی جدید با معشوقه اش روزهای نهایی زندان را تحمل میکند.

داستایوسکی  به طرز خیره کننده ای در توصیف حالات درونی انسان ها تواناست . این کتابی است که در فهرست کتاب های قابل مطالعه هر روانشناسی باید قرار داشته باشد. نویسنده با استادی تمام حالات روحی قهرمانان داستان را توصیف می کند .به ویژه هنگامی که به اوضاع روحی جوان پس از قتل و عذاب وجدان او شرح می دهد صحنه های باشکوهی خلق می شود که خواننده را به شدت درگیر خود میکند . توصیف درگیری های روحی جوان قاتل به حدی ماهرانه صورت می گیرد که خواننده نمی تواند از عذاب روحی جوان قاتل خود را جدا بداند. 

"جنایت ومکافات" تا کنون چند بار به فارسی ترجمه شده است. علاوه بر مهری  آهی افراد دیگری چون اصغر رستگار،علی صحرایی، احمد علیقلیان، بهزاد و.... از جمله این  مترجمان هستند. خواندن این رمان را از دست ندهید.



  • حسین رهنمائی


قرن هاست  بین معتقدان به عالم غیب و منکران آن  بحث و چالش بوده است. قبول یا انکار این مسأله مهم ترین عامل در پذیرش دعوت پیامبران و بهره مندی از هدایت ایشان محسوب می شد و از همین روست که قران مجید شرط هدایت را ایمان به غیب می داند. «هدی للمتقین الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاه و....»( بقره ،2)

دعوای مذکور زیربخش های گوناگونی داشت که با سوالات فرعی خود به بحث مذکور تنوع خاصی در طول تاریخ داد. گاه مسأله حقانیت نبوت بود وزمانی وجود روح و وقتی دیگر حقانیت معجزه و وحی و گاهی دیگر .... در قرن اخیر به ویژه نیمه دوم ، آن با توجه به یافته های دانشمندان مغز وعصب شناس این اختلاف خود را در بحث معروف این همانی یا تفاوت مغز وذهن خود را نشان داده است. پاسخ این سوال نقش تعیین کننده ای در اصل بحث ایفا میکند.بدیهی است اثبات این همانی مغز وذهن راه را برای انکار روح ونتیجتاً انکار جهان فراماده و غیب و انکار پدیده وحی و...فراهم خواهد ساخت.

  • حسین رهنمائی


 

بسیار پیش می آید که هنگام وقوع یک اتفاق ناگهان احساس میکنیم که این اتفاق را یک بار دیگر تجربه کردیم.این پدیده که در زندگی اغلب ما بسیار اتفاق افتاده است به «دژاوو»» معروف است و  موضوعی برای اندیشه دانشمندان رشته های مختلف بوده است. از آنجا که این رویداد هیچ جنبه فیزیکی خارجی ندارد وصرفاً در ذهن ما انجام می شود راهی برای بررسی آن توسط دانشمندان و انجام ازمایش های مکرر وجود ندارد. و چون سرعت انجام این تجربه سریع است ، حتی برای خود شخص تجربه گر نیز امکان بررسی ، تکرار و درک مجدد  آن نیست. بنابراین تمام سخنانی که در سایت ها و مقالات مجلات دیده اید صرفاً انتزاعی و فرضی بوده و  هیچکدام محصول آزمایش های مکرر( که شرط علمی بودن یک نظریه است) نیست. باید یادآور شویم که پدیده مذکوربه  دو نوع تقسیم می شود:

-       «دژاوو» همزمان: یعنی به یادآوری تکرار این حادثه درست در زمان وقوع آن به شکلی که درست در زمان وقوع حادثه احساس میکنیم که قبلا آن را تجربه کرده ایم

-       «دژاوو» متقدم: یعنی لحظات یا دقایق یا حتی ساعاتی پیش از وقوع یک حادثه انجام آن را واقعه با تک تک اجزای آن  را احساس کنیم. به گونه ای که همه اجزای واقعه یا بخشی از آن برای ما حالت تکراری پیدا کند.

  • حسین رهنمائی




اقامه عزا بر سالار شهیدان واصحاب باوفای او از دیرباز در بین شیعیان و حتی غیر شیعیان رواج داشته است. از همان روز های بعد از عاشورا شاهد برگزاری عزاداری محبین اهل بیت هستیم اما برگزاری همراه با آداب رسوم خاص وبه اشکال عمومی همچون دسته روی در خیابان ها ویا اشکال خاص عزاداری نظیر سینه زنی ، شع رخوانی و ...اندکی بعد از عاشورا و به تدریج در جهان اسلام پدید آمد.
  • حسین رهنمائی



"درسنامه شناخت بهائیت" منتشر شد

این کتاب دومین اثر  (البته در قالب کتاب) اینجانب در موضوع بهائیت است که تاکنون  به زینت طبع آراسته می شود.  کتاب قبلی  با عنوان " بن بست ظلمانی" توسط انتشارات ندای زیتون منتشر شد که در حال حاضر نایاب می باشد. علاوه بر این دو سه مقاله علمی در مجلات علمی پژوهشی به قلم اینجانب منتشر شده است.

 در این کتاب مطالب  متنوعی درباره نحله شیخیه و  فرقه بابی به عنوان  ریشه های عقیدتی -تاریخی  و بستر پیدایش آئین  بهائیت آمده است.تاریخچه سیاسی و زندگی موسس ورهبران این آئین و بیان عملکرد سیاسی اجتماعی این جریان دردو قرن اخیر بخش دیگری از مطالب کتاب را به خود اختصاص داده است.

در ادامه ، چشمان خواننده میزبان مطالب مفصلی در  تحلیل عقاید ، تعالیم واحکام  آئین بهائیت،بهائی خواهد بود. در این بخش در حدامکان تلاش شده است تا چالش های عقیدتی بهائیت با اسلام مورد امعان نظر بیشتری قرار داده شود. گفتنی است، در این کتاب ،  فصل مستقلی به بیان و تحلیل  شبهات  نویسندگان بهائی در خصوص مساله خاتمیت  اختصاص داده شده است. 

 علاوه بر مطالب بالا، برای آشنایی خوانندگان محترم با وضعیت حال بهائیت در جهان ، بخش مستقلی برای تبیین  انشعابات این آئین در دو قرن اخیر و همچنین چگونگی سازماندهی و مدیریت  هواداران آن در نظر گرفته شده است . 

برای غنای هرچه بیشتر ، در حاشیه کتاب به تناسب موضوع نسبت به معرفی اشخاص ومکان های ذکر شده در متن اقدام شده است تا خواننده متن بتواند بدون از همگسیختگی مطالب و بدون در همریختگی نظم آن در کنار مطالعه مطالب علمی ، با اشخاص ومکان های مذکور در متن نیز آشنایی بیشتری پیدا نماید.

برای افاده بیشتر به آن دسته از خوانندگان که توضیحات کتاب تشنگی علمی وکنجکاوی روحی آنان را سیراب نمی سازد  در انتهای هر فصل منابعی برای مطالعه بیشتر معرفی شده است.از مزایای این کتاب آن است که فصل مستقلی برای کتابشناسی کتب مشهور بهائیان اختصاص داده شده است.

تلاش نویسنده بر آن بوده است که مطالب کتاب به شکلی دسته بندی گردد که قابلیت ارائه یک ترم درسی در مراکز بهائیت شناسی کشور را داشته باشد.

علاقمندان به مطالعه این اثر، می توانند آن را از انتشارات گوی تهیه نمایند.

محل عرضه محصولات  انتشارات گوی در نمایشگاه بین المللی کتاب :  سالن 2، راهروی 6 ، غرفه 32 می باشد

  • حسین رهنمائی



اخیرا در فضای مجازی حدیثی از امیر المومنین نقل شده ومی شود که بی ربط به این ایام نیست . بر اساس این روایت آن حضرت در پاسخ به سوالی در مورد نوروز وسفره هفت سین  نظر اصحاب خود  را به قرائت   7 آیه قران که با کلمه سلام آغاز شده است جلب می فرماید و به ایشان مژده می دهد که هرکس این آیات را در روز نوروز ( آغاز برج حمل)  را با گلاب و زعفران بنویسد و خود و خانواده اش از آن بخورد، من ضامنم تا اخر سال با سلامت و تندرستی زندگی کنند. این آیات عبارتند از
1)
سلامُ علی آلِ یاسین
2)
سلامٌ علی اِبراهیم
3)
سلامُ عـَلی موُسی و هارون
4)
سلامُ هیَ حتّی مَطلَعِ الفـَجر
5)
سلامٌ علی نوح ٍ فی العالمین
6)
سلامٌ عـَلیکُم طِبتُم فادخـُلوُها خالدین
7)
سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم  "

 در پاسخ به یکی از دوستان که نظر حقیر را درباره این حدیث خواستار شده بود باید بگویم

به نظر  بنده صحت  سند  این حدیث  و نیز دلالت  آن به چند دلیل محل تامل و تردید است

 

  • حسین رهنمائی

چرا شما به شیعیانی که سر ولایت فقیه باهاتون اختلاف نظر دارند لعن میفرستید ومیگید مرگ برضد ولایت فقیه، اما لعن مخالفان امیرالمومنین (خلفا ) را برنمی تابید؟


پاسخ :

 

در ابتدا باید خاطر نشان سازم که جمله "مرگ بر فلانی " با جمله "لعنت بر فلانی" دقیقاً هم معنی نیست .برای رسیدن به پاسخ سوال باید معنی مرگ بر ضد ولایت فقیه وبار ارزشی اون فهمیده بشود . 

  • حسین رهنمائی


وضعیت فرهنگی جامعه  ضرورت  هشدار دهی جوانان نسبت به جریان های شبه عرفانی موجود در جامعه را مضاعف نموده  است.در سال های اخیر شاهد  گرایش جوانان عزیز  به  حلقه ها وجمع های به ظاهر عرفانی هستیم  که بدون رعایت شرایط روش عرفانی صحیح ادعای ارائه محصولات عرفانی می  نمایند..محصولات ادعایی شامل اقلامی  نظیر آرامش، شهود، درمان امراض روحی ویا جسمانی ،انجام کارهای خارق العاده ،تجرد نفس از بدن ، ارتباط با امام زمان و...می باشد.

  • حسین رهنمائی




شیار 143  را دیدم ، اما به سختی

برای من به شدت ازار دهنده بود ونوستالژیک تا حدی که احساس کردم نمی توانم ادمه فیلم را تماشا کنم وچند بار تصمیم گرفتم سینما را ترک کنم

بچه های این زمانه فقط تعریفی از صحنه های فیلم شنیده اند اما برای هم نسلان من ،صحنه های این فیلم بخشی از زندگی ما بود ، بسیاری از سکانس های فیلم را سال ها قبل در زندگی واقعی تجربه کرده بودم. از این رو این فیلم مروری بود  نه بلکه خنجی بود بر زخم هایی که به زور گذشت زمان اندکی ترمیم یافته بود.

من چشمان مادرم را در حسی که الفت هنگام خداحافظی پسرش داشت می دیدم .

من چشمان ناامید الفت ، مادر یونس ، را در چشمان حاج محمود نجار زاده موذن مسجد  محله مان دیده بودم آن هنگام  که به امید آمدن فرزندش کوچه را چراغانی کرد اما پس از چندین روز انتظار به او گفتند که  که خبر اشتباه به او داده اند .

هشت سال دوره جنگ بارها پای مرا به معراج شهدا باز کرد. من بارها بدن خون الود دوستان خودم را که با ترکش خمپاره تکه تکه شده بودند دیده بودم و با فرارسیدن سال های بعد از جنگ بار ها وبارها تابوت هایی را بر دوش خود تشییع کردم که جز چند قطعه استخوان در خود چیزی نداشتند.

من سال ها قبل از مریلا زارعی زنانی  از این مرز وبوم  دیده بودم که با دست لرزان بدن عزیز خود را در بغل گرفتند اما نه همچون بدن یک جوان تنومند بیست ساله بلکه به اندازه بدن یک نوزاد

من هیچوقت فراموش نخواهم کرد مادر شهید محمود منصوری را که  هنگام تماشای بدن به خواب رفته علی اکبر شهیدش گریه نکرد چون نمی خواست دشمن شاد شود.

من مادرانی را سراغ داشتم که مثل الفت  شیار 143 گوش به رادیو بسته بودند تا خبر امدن فرزند را از دست ندهنداما هیچگاه نام فرزندشان را نشنیدند.

من مادران زیادی می شناسم که دوران انتظار فرزند  سفیدی مویشان را به چین وچروکهای صورتشان افزود .

من مادرانی را دیدم که تا سالها پس از شهادت فرزند هنوز اتاق فرزند شان را به امید آمدن فرزند آب وجارو می کردند. مادرانی که پنجشنبه ها بر سر قبرهای خالی فاتحه می خواندند وبا فرزند ندیده شان درد و دل می کردند

.....................





شیار 143 با امید به پایان رسید 

الفت بالاخره قالی اش را به اتمام رساند وریشه همه غم های زندگیش را با قیچی چید

اما....

من مادرانی سراغ دارم که هیچگاه به پایان  قالی غمشان نرسیدند و با همان چشم منتظر  از این دنیای فانی چشم بربستندو ترجیح دادند در قیامت فرزندشان را در آغوش بگیرند.

این فیلم بخشی از زندگی من بود.

...................

چشم ناقابل من بر پای همه مادران وطنم ،به خصوص همه مادرانی که سوی چشمشان را در انتظار دیدن یک تکه استخوان فرزندشان از دست دادند .

  • حسین رهنمائی