درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

خود شناسی

پنجشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ۰۹:۱۱ ب.ظ

اندیشه اسلامی 1- درس 1

یکی از مقدمات لازم  وتعیین کننده برای بحث های الهیاتی مسئله روح یا بعد غیر مادی وجود انسان است.قبول یا رد این موضوع نقش مهمی در منظومه معرفتی  ودیدگاه دینی والهیاتی هر مکتب دارد .

این واقعیت با اسم های مختلفی همچون من ، ذات،خود ،نفس و... شناخته می شود وچه بسا در بعضی از علوم بین این واژه ها تفاوت قایل باشند در اینجا منظور همان واقعیتی است که انسان در ورای بدنش از آن سراغ دارد و  موقع سخن گفتن از حالات وافعالی که انجام می دهد از او یاد می کند  مثل وقتی که می گوید من دارم می نویسم، من خوشحالم من ناراحتم من عجله دارم  من بیدارم و....

در زندگی روزانه گاه حوادثی روی میدهد که آدمی را به دوگانگی  این دو حقیقت متوجه می کند. مثل زمانی که در خواب گریه می کنیم ودر میان گریه بیدار می شویم وهنوز گریه ادامه دارد .چند ثانیه قبل بدن شما بدون حرکت بود در حالیکه شما در فغان وغوغا بودید وحال که بیدارید فغان وغوغای شما با اشک وسروصدای بدنتان همراه است.حال آنکه در هردو حالت شما مطمئینید که خودتان بودید که گریه می کردید وخودتان هستید که الان در بیداری هنوز دارید گریه میکنید. این نشان میدهد که دو واقعیت در شما وجود دارد که در زمان خواب همراه هم نبودند اما زمان بیداری با یکدیگر همراه شدند.

مثال دیگر زمانی است که در آن  بعد از  مرگ ، شخص متوفی به خواب اطرافیان می آید واخباری به آنها می دهد که جز  خود شخص متوفی از آن اطلاع نداشته است.این در حالی است که بدن شخص در زیر خروار ها خاک خفته وشاید  بر اثر گذشت زمان پوسیده شده باشد.

مثال های بالا برای اثبات دوگانگی روح وجسم  یا من وتن نیست بلکه صرفا برای یاد آوری این دوگانگی که یک امر درونی گفته است آورده شد .امری که به صورت  وجدانی  هر کسی به آن آگاه است اما  چون سال ها  من وتن را همیشه وهمه جا همراه هم تجربه کرده است ناخود آگاه گمان می کند که این دو یکی است  و از دوگانگی این دو غافل شده است.

 

چند نکته  :

1-    حقیقت وجودی انسان از دو بخش تشکیل می شود  که عبارتند از : من  و تن.

2-   اصل شخصیت آدمی من اوست نه تن او. اوست که تصمیم میگیرد اوست که خوشحال یا ناارحت می شود اوست که صفات اخلاقی بد یا خوب به خود میگیرد.اینکه فردی  مغرور یا متواضع ، مومن یا کافر ، شاد یا غمناک ،خوش فهم یا کودن است اوصاف من اوست نه اوصاف تن او

3-  من وتن علی رغم جدایی که  در حقیقت وجودی خود  از یکدیگر دارند در عمل ورفتار  به شدت همراه و وابسته  هستند چندانکه حالات یکی بر دیگری تاثیر می گذارد. به عنوان نمونه بسیاری از دردهای جسمی ریشه در ناراحتی های روحی دارند وبر عکس زمانی که جسم انسان در حال دردکشیدن است  چه بسا روح وجان آدمی از تفکر وتعقل  باز می ماند .همین وابستگی وارتباط شدید وهمیشگی است که باعث عدم تمایز این بعد ویکی دانستن آن با بدن توسط برخی از افراد می شود.

4-   بسیاری از اموری که روحگرایان  از ویژگی های روح  می دانند در دوران اخیر  تبیین مادی وبدنی پیدا کرده است . به عنوان مثال خوشحالی وغم  نتیجه ترشح هورمون ها در مغز وترس یا خجالت  نتیجه کمبود یا افزایش فلان ماده در خون عنوان شده است و گفته می شود که اگر فلان بخش مغز از کار بیافتد برخی از امور روحی انسان نظیر حافظه یا تفکر یا... هم از بین میرود .

ماده گرایان   یافته های علمی فوق را دلیل یگانگی روح وجسم میدانند وبا توجه به این شواهد وجود  یک امر  غیر مادی  (روح) که در کنار بدن  سازنده شخصیت انسان باشد را انکار می نمایند .

در مقابل ، روحگرایان نیز به فهرست کردن شواهد دیگری که بر استقلال وجودی روح دلالت بکند مشغولند در این زمینه  یافته های انجمن های روحگرا که در سال های اخیر در کشورهای مختلف تاسیس و به تحقیق پیرامون این مسئله مشغول شده اند قابل تامل است.

نکته بسیار مهم آن است که  هرقدر علم جدید بتواند حوادث وحالات مختلف آدمی را با ترشح هورمون ها توجیه کند اما هیچکاه نمی تواند وجود خود من وعلم به ذات را با این امور توجیه کند. حتی اگر بتوان  تمام افعال مختلف نظیر حافظه ،خوشحالی ،ناراحتی ،غصه و...را با یافته های  پزشکی توجیه کرد حقیقت خود را نمی توان با این امور تبیین کرد. به عنوان مثال حتی اگر با روش های علمی وداروهای مخصوص بتوان تمام حافظه یک نفر را از بین ببرید باز خود آگاهی او  پابرجاست وبه هیچ روشی نمی توان خود آگاهی اورا از او گرفت. در مثال مذکور پس از از بین رفتن حافظه  باز این شخص است که از خود ودیگران می پرسد من که هستم؟این سوال نشان میدهد که اگرچه اطلاعات محیطی او از بین رفته است اما هنوز وجود ذات خود را حس می کند لکن ارتباط خودش با اطرافیان ومحیط را از دستداده است از این رو می پرسد این من با این محیط واین اشخاص چه رابطه ای دارد.؟ این پرسش در قالب جملاتی همچون شما کی هستید؟ من کی هستم ؟ ونظایر آن به نمایش در می آید.

در آثار روحگرایان ادله فلسفی وغیر فلسفی متعددی بر تمایز روح از بدن و غیر مادی بودن آن اقامه شده است. لکن چون در این جا قصد فلسفی کردن فضای بحث در میان نیست از بیان آن اجتناب می شود وعلاقمندان را به مطالعه آثار فیلسوفان روحگرا دعوت می کنیم. کتاب  اصول فلسفه وروش رئالیسم تالیف علامه طباطبایی با حواشی شهید مطهری وآثار مشابه می تواند اشتیاق دوستان علاقمندان به یافتن ادله فلسفی در این خصوص را پاسخ دهد.

.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی