درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

آیا شیعیان معتقد به تحریف قران هستند؟

جمعه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۹:۵۲ ق.ظ


قران مجید بزرگترین سند حقانیت اسلام و مهم ترین منبع  فهم معارف اسلامی است ودر واقع قانون اساسی اسلام تلقی می شود.این کتاب از سویی معجزه پیامبر اکرم(ص) ودلیل اثبات نبوت او واز سوی دیگر محتوای نبوت وی محسوب می شود.بی تردید تداوم استفاده از این کتاب به عنوان منبعی برای فهم معارف اسلام و دلیلی جاودانه برای اثبات حقانیت پیامبر اکرم (ص) در گرو حفظ اصالت این کتاب وعدم تحریف ویا گم شدن آن است .

عمده دانشمندان مسلمان اعم از شیعه وسنی  متن موجود قران را همان متن نازل شده بر پیامبر دانسته وهرگونه تحریفی در آن را بر نمی تافته واز اصالت و سندیت آن دفاع می کنند.یادشدگان برای اثبات مدعای خود ادله ای ذکر کرده اند که به برخی از آن ها اشاره می نمائیم:

یکم: دلیل تاریخی

به دلیل تاکید آیات قران بر مطالعه وقرائت آیات الهی و همچنین با توجه به توصیه های فراوان پیامبر خدا(ص) ، ائمه معصومین(ع) و سایر بزرگان اسلام، سنت حفظ آیات قران از همان ابتدا در جامعه اسلامی رایج گشت وهمواره اطراف پیامبر خدا چندین نفر حاضر بودند که آیات الهی را در سینه خود حفظ داشتندومترصد نزول آیه جدیدی بودند تا آن را در سینه بسپارند هر روز در مسجد مدینه جلسات قرائت ومطالعه و بحث و گفتگو پیرامون مفاهیم آیات قران برگزار می شد.وحی نازل شده در اولین فرصت  توسط کاتبان وحی  بر روی پوست آهو،لوح گلین یا استخوان شتر و نظایر آن بایگانی می شد.به فاصله اندکی پس از رحلت پیامبر(ص) به دستور خلیفه اول مکتوبات کاتبان گردآوری و مصحف کامل تهیه گردید چند سال بعد ،در زمان خلیفه سوم ، از روی مصحف مذکور چندین نسخه تهیه  و به شهرهای بزرگ آن روزگار ارسال گردید تا در جلسات قرائت قران که در طول ایام سال به خصوص ایام ماه مبارک رمضان برگزار می گردید مورد استفاده قرار گیرد. بدین ترتیب   برخلاف کتاب مقدس یهود (که حداقل در دو مقطع مفقود گردید و بار اول آن پس از گذشت چهل سال از روی خاطرات کهنسالان بنی اسرائیل بازنویسی شد) ، در تاریخ نگارش قران  هیچ فاصله زمانی  که در آن قران از دسترس مردم دور مانده باشد وجود ندارد.و با توجه به عمومیت حفظ و قرائت قران که به عنوان یک فضیلت بزرگ بین مسلمین رایج بود  اصلا فرصتی برای تغییر وتحریف در قران فراهم نشد.

دوم : دلیل نقلی

خداوند خود در قران از محفوظ بودن قران خبر داده است آن جا که م یفرماید:

"نحن نزلنا الذکر وانا له لحافظون"

ما خود قران را نازل کردیم وخود حافظ آن هستیم.

سوم: عموم دانشمندان فرقه های مختلف اسلام از قدیم تا جدید قول به تحریف قران را رد نموده وبر صحت ووثاقت متن موجود تاکید نموده اند

 یک شبهه

در برخی از کتب و رسانه های اهل سنت و خصوصا وهابی  گفته می شود که شیعیان قایل به تحریف قران هستند و بر اساس این اتهام رای به خطاکاری وحتی کفر شیعیان صادر نموده اند .مستمسک اصلی این رسانه ها وجود برخی روایات معصومین(ع)  است که ظاهرا به حذف برخی کلمات (مثلا اسم امام علی(ع )) از قران دلالت دارند از جمله این روایات نمونه های زیر هستند:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى- وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ‏ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْأَئِمَّةُ ع. کلینی، کافی ،414 /1

عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِیِّهِ ص- فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ إِنَّکَ عَلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏ قَالَ إِنَّکَ عَلَى وَلَایَةِ عَلِیٍّ وَ عَلِیٌّ هُوَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ.  همان 417

بررسی

در ابتدا از نظر سندی و وثاقت متنی باید گفت ،صحت بسیاری از روایات تحریف نما که به دلیل وجود نام شخصی  به نام سیف بن عمر در اکثر آن ها که از نظر علمای علم رجال وثاقت ندارد. محل تردید است . بنابراین  اولاً به دلیل ضعف سندی و عدم صحت اکثر این روایات نمی توان با قاطعیت اتهام مذکور را متوجه شیعه نمود .

دقت بیشتر در روایات مورد بحث می تواند ما را به این نکته جالب رهنمون سازد که با توجه به عدم رواج علائم نقطه گذاری ( نظیر نقطه ،ویرگول،علامت نقل قول و...) ونبود یک ممیزی وناظر قابل اطمینان در مراحل نشر یک کتاب  ونیز این نکته که اغلب روایات معصوین با فاصله زمانی  بین شنیدن تا  نگارش روبرو بوده است  وچه بسا شنونده روایت آن را به فرزند خود و فرزند وی به نوه اش منتقل می کرد تا نهایتا نفر سوم یا چهارم  به نگارش آن دست می یازید.این عوامل باعث می شد تا کاتب  روایت  آنچه از نفر اول با چند واسطه به گوشش خورده است را بدون رعایت نکات ویرایشی  بنویسد بنابراین در خصوص روایات مورد بحث چه بسا کاتب روایت ایات قران و  توضیحات امام را با یک  قلم ویک سیاق  می نگاشته است وهمین امر باعث بد فهمی خوانندگان شده است . خوانندگان این متون به اشتباه توضیح امام در باره یکی از کلمات آیه  را به عنوان متن اصلی آیه قبل از وقوع تحریف قلمداد می  کردند. وکم کم این تلقی ایجاد شد که ائمه شیعه قائل به تحریف قران هستند.

از نظر محتوایی نیز باید دانست ، برای  استنتاج  صحیح و منصفانه از جملات هر نویسنده ای  باید گزاره  مورد نظر وی  را با سایر بخش های کتابش مقایسه نمود برداشت  واگر چند کتاب مرتبط دارد آن را باتوجه به سایر نوشته هایش معنا یابی کرد.این نکته حتی در مورد قران نیز صدق می کند. فهم معنای هر آیه قران در گرو فهم ایات مرتبط با آن موضوع است و چه بسا استفاده از یک آیه بدون  دقت در آیات مرتبط نتایج زیانباری برای محققان ناشی در پی آورد. اصولا اغلب مکاتب انحرافی که در بین مسلمین رایج گردید محصول نگاه گزینشی به آیات قران و روایات معصومین(ع) بوده است.در فهم روایات تحریف نیز علاوه بر برسی سندی ومتنی خود این روایات که امر لازمی است ، باید به قرائن  ونکات دیگری که در آثار وسیره ائمه معصومین (ع)  است دقت کافی بشود.

ائمه شیعه در مباحث فقهی ، بحث های کلامی و تعالیم  خود به آیات وسور  همین قران حاضر استناد می نمودند. و نیز هوادارن خود را به تلاوت همین قران موجود در میان مردم امر می نمودند وبرای خواندن سوره های همین قران بشارت به ثواب و پاداش داده اند.

"سفیان بن سمط از امام صادق (ع) نقل می­نمایند که از ایشان در ارتباط با اختلافاتی که در قرائات قرآن وجود دارد، سؤال نمودم. ایشان فرمودند که (همانند سایر مردم) و همان گونه که به شما آموخته­اند، قرآن را تلاوت نمایید"_( کلینی ، کافی، ج 2، ص 631)  

بی شک اگر در نظر ایشان قران صورت دیگری می داشت نمی بایستی قران رایج و  جاضر را مستند سخنان وآرای خویش قرار بدهند  و نیز معنا نداشت که برای خواند قرانی که عین سخن خداوند نیست ثواب های آنچنانی بیان نمایند.

امام صادق (ع) در پاسخ به شبهه عدم ذکر نام ائمه در قران پاسخی داده است که دانستن آن در  بحث ما بسیار مفید است  مضمون  پاسخ ایشان  به این سوال که چرا اسم امام علی  در قران ذکر نشده است آن است که : خداوند کلیات احکام وعقاید را در قران آورده است اما توضیح دقایق ومصادیق وجزئیات امور توسط پیامبر تبیین شده است مثلا در قران فقط یک یا دو آیه در مورد حج آمده است اما تبیین دهها فرع فقهی حج  را درسنت پیامبر باید جستجو کرد. نماز وزکات نیز هرچند در باره اهمیتشان آیاتی آمده است اما کیفیت و جزئیات آن  دو در سخنان پیامبر تبیین شده است  به همین ترتیب اصل ولایت در قران آمده است اما بیان مصداق آن (حضرت علی (ع) ) توسط پیامبراکرم (ص) در مواقع متعددی از جمله در  روز غدیر انجام  پذیرفته است .( بحارالانوار، ج 35، ص 210) معلوم می شود خود امام صادق(ع) قران دیگری غیر از قران متداول بین مسلمانان که نام حضرت علی در آن نیست را سراغی ناشته است.

اغلب  دانشمندان ومفسران بزرگ شیعه  نظیر ،شیخ صدوق،شیخ مفید ، سید مرتضی، علامه مجلسی واز معاصران علامه طباطبایی، آیت الله خویی و آیت الله جوادی آملی قول به تحریف قران را برنتافته وآن را محکوم کرده و روایات مذکور را فاقد صحت وسندیت کافی دانتسه اند.

اهل سنت نیز در مظان اتهام هستند

اگر وجود برخی روایات ضعیف ومبهم دلیل اتهام قول به تحریف به  شیعه باشد باید همین اتهام را نیز متوجه اهل سنت نمود. در متون روایی آنها نیز شاهد روایاتی هستیم که مستقیم یا غیر مستیقیم به تحریف قران دلالت دارند.

به عنوان نمونه به این روایات دقت فرمایید: در کتاب صحیح بخاری که مهم ترین وصحیح ترین کتاب روایی اهل سنت است م یخوانیم که خلیفه دوم بیان می گوید : اگر ترس از مردم نبود که بگویند عمر در قرآن دخل و تصرف نموده و چیزی به آن افزود، حتماً با دستان خودم، آیه سنگسار را در قرآن می­نگاشتم) صحیح بخاری، ج 8، ص 113، دار الفکر، بیروت( معلوم می شود از نظر خلیفه دوم این آیه از قران حذف شده است . وی در جای دیگری خبر از حذف ایه رجم از قران میدهد و اظهار نگرانی میکند که اگر مردم به قران رایج بسنده کنند در سالهای بعد آیه مورد نظر به کلی از اذهان پاک خواهد شد.( همان، ج 8، ص 26. )از بین رفتن کاغذهایی خبر داده شده است که در آن متن آیاتی از سوره احزاب درج شده بود و این اتفاق را دلیل حذف آیات مورد نظر از قران رایج عنوان کرده اند(ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث، ج 2، ) اشارات دیگری در این خصوص در متون اهل سنت می توان یافت از جمله در مورد حذف آیه ای در باره بئر معونه ( صحیح بخاری، ج 3، ص 204 و 208 ؛ ج 5، ص 44) ویا تردید واختلاف اصحاب درباره برخی آیات  قابل جستجو است. (همان، ج 3، ص 90و ج 7، ص 175)

بی تردید دانشمندان اهل سنت نیز وجود چنین روایات مبهمی را دلیل اعتقاد به تحریف قران منی دانند اکنون جای سوال است که چرا در مورد شیعه سیاست یک بام ودوهوا را اتخاذ کرده اند و همان اتهامی که به  خودشان متوجه است را به شیعه روا داشته اند

 


نظرات  (۱)

سلام
پس قول منتسب به میرزای نوری که قایل بر تقلیل است نه تحریف چه توجیهی دارد؟
پاسخ:
هیچی ! اون بزرگوار به احادیثی که خودش جمع کرده بود اعتماد کرد و قایل به تحریف قران بود.
قول به تحریف قول غیر مشهور در شیعه است.اما همانطور که در متن آمده اکثریت ومشهور شیعه قبول ندارند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی