درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

پاسخ به دو سوال در باره برهان نظم

جمعه, ۱۵ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۰۲ ب.ظ

 سوال یکی از دانشجویان

1-فرض کنید شما یک بلیت بخت آزمایی در سطح ملی یا جهانی خریده‌اید. شاید میلیون‌ها بلیت وجود داشته باشد، ولی فقط صاحب یکی از آن‌ها برنده می‌شود. بنابر محاسبات آماری و قوانین احتمالات بسیار بعید است که آن یک نفر شما باشید، ولی این خلاف ممکنات نیست. با این حال اگر شما برنده شوید این امر چیزی جز بخت نیکتان را ثابت نمی‌کند: از این واقعیت که در میان همهٔ آن میلیون‌ها بلیت بازنده، بلیت شما برنده شده‌است، لازم نمی‌آید که این امر ضرورتاً حاصل چیزی جز انتخابی تصادفی بوده باشد. به عبارت دیگر نمی‌توان گفت اگر برنده شدیم، حتماً تقلب و دستکاری در آرا صورت گرفته‌است.

 

فرض کنیم فاصلهٔ زمین از خورشید از میزان فعلی کمتر یا بیش تر بود؛ در این صورت امکان پیدایش حیات در زمین از میان می‌رفت و این امکان در بهرام یا ناهیدفراهم میشد.

میتوان فرض را بر این گذاشت که وقتی چیزی نامحتمل رخ می‌دهد، لزوماً باید تبیینی پذیرفتنی تر از این وجود داشته باشد که بگوییم آن چیز به طور طبیعی حاصل شده‌است. ما می‌توانیم حضور خود را در این گوشهٔ عالم بدون توسل به علل فوق طبیعی تبیین کنیم. تعجبی ندارد که ما در جهانی به سر می‌بریم که در آن شرایط دقیقاً برای پیدایش موجوداتی از نوع ما مناسب بوده است؛ زیرا به هیچ وجه محتمل نبود که ما در جای دیگری پدید آییم.

 2- با توجه به این که ما علم بسیار بسیار محدودی از هستی داریم تشخیص این که اصلا آیا هستی منظم است یا بدون نظم دور از واقع است . این به آن می ماند که یک کارگر بی سواد درمورد این که کتاب مثنوی حضرت مولانا رحمت الله درست نوشته شده است یا خیر اظهار نظر کند

 

بسم الله

ضمن تشکر از بیان سوال که باعث شد زمینه برای بررسی بیشتر مطالب کلاس فراهم شود ابتدا به سوال اول شما می پردازم :

اتفاقا نکته ای که بدان اشاره کردید موید وجود مدیریت در هستی می تواند باشد  قطعا قبول دارید که اگر فاصله خورشید با هر سیاره دیگری به همین اندازه بود و مواد تشکیل دهنده آن سیاره شبیه زمین باشد امکان وجود حیات در آن بسیار محتمل و کاملا معقول خواهد بود. حال اگر بدانیم به جای یکی ده ها سیاره دیگر همان وضعیت را داراهستند. طبیعی است که امکان وجود حیات در آنها نیز کاملا طبیعی و قابل درک خواهد بود. معنی این سخن آن است که برای پیدایش حیات سیستم وشرایط و نظم خاصی  هست که هرجا آن سیستم وشرایط  باشد خود به خود بقیه مراحل استارت خواهد خورد. اینکه ممکن است تعداد سیارات مشابه زمین در کل کیهان به تعداد انگشت های دست برسد یا نرسد ضربه ای به این تحلیل نمی زند. به همین ترتیب اینکه تعداد برندگان بخت آزمایی یکی باشد یا بیشتر بسته به شرایطی است که مدیر برنامه بخت آزمایی تعریف کرده است . شما چون خودتان را در کنار یک ملیون نفر دیگر لحاظ می کنید  احتمال وقوع را یکدر ملیون میدانید اما برای مدیر برنامه بخت آزمایی فقط یک احتمال هست وآن هم برنده شدن یکی از اعضا است. چیزی به نام شانس وجود ندارد هرکس برنده شد گمان می کند شانس با او بوده وهرکس برنده نشد گمان میکند شانس یار او نبوده . این تلقی وتوهم ماست. دستگاه چرخش گوی های بخت آزمایی قانونی دارد که با توجه به حجم توپها ، سرعت چرخش گردانه، وزن توپها، ضریب قانون گریز از مرکز و دهها عامل دیگر  و....از همان اول هم (اگر اطلاعات کامل داشته باشیم ) می توانیم  گوی برنده را پیش بینی  کنیم اگر ما نمی توانیم پیش بینی کنیم چون همه قوانین دستگاه را نمی دانیم و اتفاقا زیبایی و جذابیت این مسابقات در همین است. بنابراین در واقعیت امر چیزی به نام شانس نیست . کلمه شانس تبلور میل روانی ماست نه یک واقعیت فلسفی.

کسانی که منکر وجود یک مدیر هوشمند بر هستی هستند و پدیدارشدن حیات و سپس به وجود آمدن حیونات و انسان را بر حسب اتفاق وبه قول شما شانس  تعبیر میکنندهیچگاه نخواهند توانست پاسخ این اشکال را بدهند که چند سال یا چند ملیون سال لازم است تا نطفه ای که اتفاقا ایجاد شده بود تشخیص بدهد که باید تکثیر شود و آنگاه برای تکثیر خود روشی را تعیین کرد و براساس آن تکثیر شد و چند ملیارد سال طول کشید تا این موجود بی درک و شعور بفهمد که باید تغذیه شود و برای ادامه حیات باید چیزی از خارج از خود بدست بیاورد . بعد از چند ملیارد سال این موجود که ملیاردهاسال بعد کامل شد و تبدیل به جانور شد فهمید چیزی به نام صوت و چیزی به نام نور هست و برای درک آن باید ابزاری به نام گوش وچشم داشته باشد؟  شما عمر کاینات را از 14 ملیارد سال به 140 ملیارد سال افزایش دهید آیا بدون وجود شعور وآگاهی وهوشمندی  وتدبیر  امکان وجود چنین  اتفاقی هست؟ به نظر شما موجودات پس از چندین ملیارد سال فهمیدند که باید تولید مثل کنند؟ هر عددی بگویید اشتباه است. زیرا پزسیده می شود تا قبل از آن پس چگونه استمرار داشتند.

این ها ودهها سوال مشابه این فراروی کسانی است که پیدایش هستی ، تکامل و تبدیل آن به وضعیت فعلی را معلول ماده بی شعور می دانند و حاضر به قبول یک عامل ذی شعور و آگاه نیستند

 اما سوال دوم شما :

با توجه به این که ما علم بسیار بسیار محدودی از هستی داریم تشخیص این که اصلا آیا هستی منظم است یا بدون نظم دور از واقع است . این به آن می ماند که یک کارگر بی سواد درمورد این که کتاب مثنوی حضرت مولانا رحمت الله درست نوشته شده است یا خیر اظهار نظر کند

 

شکل فنی سوال شما این است که ما فقط به بخشی از جهانن هستی آگاهی داریم . با توجه به عدم آگاهی به کل هستی چگونه می توانیم کل هستی را منظم بدانیم؟

در پاسخ باید گفت ، همین بخش از هستی که تاکنون شناخته شده است حد کمی نیست(قطر کیهان شناخته شده حدود 12 تا 14 ملیارد سال نوری است) . این حجم عظیم کائنات در  درون خود نظمی شگرف دارد که بر اساس آن  توانسته است فاصله بین ستارگان وکهکشانها ، جنس مواد تشکیل دهنده اجرام سماوی ، سرعت دورشدن کهشانها از همدیگر ، و هزاران نکته دیگر را دریارد که تشکیل دهنده علم شگرف فیزیک نجومی  است که رشته  دانشگاهی وزمینه  تحقیق علمی بسیار پر بزرگی را  در دوران معاصر  تشکل داده است . اگر نظمی درکار نباشد پیش بینی در کار نخواهد بود واز آنجا که می توانیم درباره دورترین اجرام سماوی پیشبینی کنیم معلوم می شود که در هستی (در حدی که ما مشناسیم  ) نظم هست.بنابراین جهانی که ما میشناسیم مجموعه منظمی استو قطعا هرچه از زمین دورتر می شویم از حجم دانسته های ما کاهیده می شود اما معنی آن این نیست که هرچه جلوتر روی بی نظمی است .

و اما درباره بقیه هستی ای که هنوز نشناخته ایم ،یعنی آن طرف تر  از 14 ملیارد سال نوری،  به فرض که ادامه هستی مثلا دوبرابر چیزی باشد که ما شناخته ایم ، ،یعنی ما می دانیم که نصف هستی  نظم دارد ودرباره نصف باقی مانده تردید داریم ، حالا شما این حد ناشناخته را بیشتر هم تلقی کنید اشکالی ندارد،  فرض کنید اندازه هستی ،پنج برابر  یا حتی ده برابر چیزی باشد که ما شناخته ایم ، یعنی 140 ملیارد سال نوری  وسعت (سر آدم درد میگیرد از تصور آن ) . تفاوت زیادی در ماهیت بحث نمی کند فقط اعداد کمی  کوچک وبزرگ می شوند. یعنی ما از یک مجموعه پنج  جزئی یا ده جزئی  مطوئن هستیم که یک جزء آن منظم است و شک داریم در بخش دوم یا یخش پنجم یا دهم .در هرحال امکان منظم بودن هستی در نیمه دوم هستی بسیار بیش از 50% خواهد بود . زیرا زمانی که ما هستی را فقط در حد منظومه شمسی  شناخته بودیم همین سوال مطرح شد و بشر به آنسوی منظومه رسید دید آنجا هم منظم است . بشر به انتهای کهکشان راه شیری رسید . دید آنحا هم منظم است .اما درباره بقیه کهکشانها همین سوال را از خود پرسید  و جلوتر رفت . اکنون تا کرانه 14 ملیارد سال نوری جلو رفته است ومی پرسد آیا آن طرف تر از آن نظم هست یا نه .؟ به نظر من باتوجه به سیر حرکت علمی بشر از کره زمین تا انتهای 14 ملیارد سال نوری ، امکان منظم بودن نیمه دوم  هستی بسیار بیش تر از نامنظم بودن آن است. (به فرض مثلا 90% )و اگر جهان 4 برابر این باشد احتمال منظم بودن بقیه به فرض مثلا 80% خواهد بود و...

من گمان نمی کنم اگر ما تا چهار برابر این هستی با احتمال 80%  منظم باشد  پاسخ سوال شما داده شده است. من گمان نمی کنم نیازی به تردید در بقیه باشد. نکته آخر: حتی اگر اعداد بالا را قبول نکنید و آن را بسیار کمتر حدس بزنید. بازهم آن کسی که همین 14 ملیار سال نوری را منظم آفریده برای من قابل پرستش است حتی اگر احتمال منظ م بودن بقیه هستی  مثلا 10% باشد.

 

به مثال خودتان برگردیم :

درواقع کارگر مورد نظر شما صفحات اول مثنوی مرحوم مولوی را خوانده وحفظ کرده ولذت  برده سپس به احتمال اینکه بقیه مثنوی نظم نداشته باشد به تورق بقیه کتاب اقدام کرده و تا آخر کتاب را به سرعت (نه با دقت ) مرور کرده ودیده که ظاهرا تا آخر کتاب مثنوی بیت بیت ومصرع مصرع نوشته شده (یعنی نظم دارد) ، یعنی حدودا نظم را دیده اما هنوز فرصت خواندن تک تک ابیات را پیدا نکرده. اکنون کتاب را بسته و از خود می پرسد اگر مثنوی جلد دوم وسومی هم داشته باشد آیا آن هم منظم است؟..............به نظر این کارگر کم سواد ،  مولوی شاعر بزرگی است حتی اگر کتاب های دیگرش را نخوانده باشیم زیرا مشت نمونه خروار است

 

  • حسین رهنمائی

اثبات وجود خدا

برهان نظم

نظم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی