درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

تفسیر موضوعی قران(5) سیاست خارجی در قران

پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۲:۳۸ ب.ظ

 حکومت پیامبر  اسلام، یک حکومت دینی بود. یعنی حکومتی که با محوریت یک دین تشکیل شده بود وتبلیغ و گسترش آن دین برایش اهمیت داشت . این ویژگی در دولتهای همسایه حکومت اسلامی، یعنی ایران وروم نیز مشاهده می شد. قبایل اطراف  نیز اگرچه  سیستم حکومتی  پیچیده ای مثل کشورها نداشتند  ، خدایان و بت ها  برایشان مهم بود و برای اعتقاداتشان حاضر به جنگ هم  بودند . دانستن این نکته، نیاز به دقت بیشتر  برای تطبیق و مناسب سازی آیات سیاسی قران بر روابط کشورهای این زمانه که عموماً دولت دینی خوانده نمی شوند را بیشتر می سازد. دولتهای فعلی عموماً ترجیح میدهند منافع اقتصادی خود ،ونه دیانت ومذهب را،  ملاک تنظیم روابط با سایر کشورها قرار دهند واین نکته ای  است که عدم دقت به آن،  می تواند تاثیرات سوئی بر محققان  در مناسب سازی آیات قران داشته است.

آیاتی که مربوط به روابط خارجی دولت اسلامی است گاه به دستورات لایتغیر و اصول اساسی حکومتی اشاره می کنند وگاه به تصمیمات مقطعی نظر دارند. از این روی دستورات وسفارشات ونکات قرانی مربوط به روابط خارجی را در دو بخش، اصول و رفتارهای سیاسییا سیاست ها بررسی می کنیم . بدیهی است ، نیاز به گفتن نیست که  رفتارهای سیاسی همواره در ذیل اصول نقش نمایی می کنند.

اصل عزت

از نگاه قران ، منشاء عزت وسربلندی  خداوند است: ان العزه لله جمیعاً  (یونس، 65)  و جامعه ایمانی به تبع ایمانشان به خدا ورسول  دارا هستند :

ولله  العزه ولرسوله وللمومنین  (منافقون،8)

عزت مورد نظر قران دقیقاً در راستای ایمان تعریف شده واز نایج آن محسوب می شود. چنانکه امام صادق(ع) فرموده است:
فالمؤمن ینبغی ان یکون عزیزا و لایکون ذلیلا؛ یعزه الله بالایمان و الاسلام.
شایسته است که مؤمن عزیز باشد و ذلیل نباشد؛ خداوند مؤمن را به ایمان و اسلام عزت بخشیده است.

 قران ، عزت ظاهری که در پناه حمایت کافران یا به سبب باور به امور  یا خیالی وغیر واقعی توهم شود را عزت واقعی نمی داند واز مومنین م یخواهد که عزت  واقعی را در عبودیت وایمان به خدا جستجو کنند:

"الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکَافِرِ‌ینَ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ  أَیَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّـهِ جَمِیعًا"

همانان که غیر از مؤمنان، کافران را دوستان [خود] مى‌گیرند. آیا سربلندى را نزد آنان مى‌جویند؟ [این خیالى خام است،] چرا که عزت، همه از آنِ خداست

قران مجید، جامعه مطلوب را حائز ویژگی عزت می داند و به مومنین هشدار میدهد چنانچه برای اهداف ایمانی خود تلاش نکنند ویا دست از دین خدا بردارند، خداوند توفیق سترش دین خود را به کسان دیگری خواهد دادکه خدارا دوست دارند و در مقابل جامعه کفر با عزت وسربلندی ایستاده و برای تحقق آرمان های ایمانی اش کوشش و تلاش می کند واز نهیب وسرزنش دیگران نمی هراسد:

یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه ، فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّـهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِ‌ینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ 

اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از دین خود برگردد، به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى‌آورد که آنان را دوست مى‌دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند. [اینان‌] با مؤمنان، فروتن، [و] بر کافران سرفرازند. در راه خدا جهاد مى‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‌ترسند.

عزت مندی یکی از اصول خدشه ناپذیر در جامعه اسلامی است، مومنین نه فرداً ونه اجتماعاً مجاز به انجام رفتاری که عزت ایشان را لکه دار بکند نیستند. اعضاء جامعه اسلامی ، حق ندارند با تمسخر، غیبت، توهین ویا انجام رفتار خلاف عرف و یا اموری که شخص را درمقابل دیگران کوچک می کند ( مثلا قرض گرفتن در بعضی شرایط) ، عزت خود ویا مومنین دیگر را زیر سوال ببرند.

 امام صادق(ع)  فرمود:
ان الله تبارک و تعالی فوض الی المؤمن کل شی ء الا اذلال نفسه.
خدای تبارک و تعالی همه چیز را به مؤمن واگذارده است جز آنکه خود را ذلیل کند.

 اصل دعوت

بارز ترین وجه شخصیتی حضرت محمد(ص) ، نبوت ایشان است.تمام رفتارها و تمام جلوه های شخصیتی آن حضرت در پرتو نبوت ایشان قابل تبیین است. اگر ایشان قیام کرد، متحمل شکنجه و تهدید و تهاجم وبایکوت ومحاصره اقتصادی و...گردید ، اگر مهاجرت کرد ، اگر تشکیل حکومت داد و....حتی اگر بعد زا فوت همسر اول خود  ازدواج کرد، تمام رفتارهای مهم آن حضرت ذیل نبوت ورسالت او معنا می یابد. به همین ترتیب، حکومت ایشان نیز برای تبلیغ بهتر  و ارائه کاملتر دعوت الهی بود. از این روی، تمام رفتارهای مه حکومتی پیامبر اعظم(ص) به نوعی رنگ ولعاب ترویج وتبلیغ دین پیدا میکرد. به عنوان نمونه حتی در میدان جنگ نیز قبل از شروع مبارزه، خود آن حضرت یا یکی از اصحاب  در مقابل صف دشمن می ایستاد و ایشان را به دین خدا فرا می خواند. به همین ترتیب  وبه تبع پیامبر اکرم(ص)، تعاملات با  کشورهای همجوار و ارتباطات بین المللی حکومت  اسلامی تحت الشعاع  دعوت دینی است. واین اصلی است که بر سایر اصول وسیاست ها حاکم است به گونه ای که اگر  ایجاد ارتباط ویا تبادلات سیاسی یا اقتصادی با یک کشور باعث صدمه دیدن دین و معارف آن ویا تضعیف تبلیغ دینی  گردد وتوجیه مناسبی برای آن نباشد تعامل مذکور از نگاه قران باید متوقف گردد.به عنوان نمونه ، قران ارتباط با قبایل یهودی و مسیحی در شرایطی که منتهی به سازشکاری اعتقادی ودست کشیدن از آرمان های دینی برای راضی نگهداشتن ایشان  باشد را ممنوع  کرده و پیامبر را تهدید به ترک یاری خود نموده است :

وَلَن تَرْ‌ضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلَا النَّصَارَ‌ىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ  قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّـهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ  مَا لَکَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِیٍّ وَلَا نَصِیرٍ‌

هرگز یهودیان و ترسایان از تو راضى نمى‌شوند، مگر آنکه از کیش آنان پیروى کنى. بگو: «در حقیقت، تنها هدایت خداست که هدایت [واقعى‌] است.» و چنانچه پس از آن علمى که تو را حاصل شد، باز از هوسهاى آنان پیروى کنى، در برابر خدا سرور و یاورى نخواهى داشت.

اصل نفی سبیل

یکی از مهم ترین اصول حاکم بر روابط دولت اسلامی با سایر دول ، اصل  نفی سبیل است.این اصل با توجه به آیه شریفه 141 از سوره نساء تببین می شود:

لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا

خداوند سبیل و طریقی برای کافران بر مؤمنان قرار نداده است .

مفسران در تفسیر این آیه نظرات  مختلفی دارند، برخی،  «سبیل » را به مفهوم حجت و دلیل دانستهه اند ولذا   آیه را چنین معنا کرده اند: خداوند کافران را با حجتی برتر در مقابل مؤمنان قرار نداده است .با این حساب موضوع مربوط به بحث های عقیدتی می باشد.  عده ای  دیگری گفته اند مقصود از نفی سبیل، نفی سلطه کفار بر مؤمنان در قیامت است  و گروهی دیگر ، ممنوع بودن  تسلط کافران بر  دولت یا سرزمین اسلامی  را  معنای آیه دانستند. با این حساب ، مسلمانان حق ندارند در تعاملات اقتصادی وسیاسی خود با دول غیر مسلمان به گونه ای رفتار نمایند که باعث تسلط ایشان بر مجاری حیاتی جامعه اسلامی گردد

 

اصل  الزام بر تعهدات

از مهم ترین تعالیم اسلام ، وفای به عهد می باشد. این فریضه اخلاقی مهم ، نه تنها در زندگی و تعاملات یک فرد با دیگران مورد تاکید قران  قرار گرفته است. در آیاتی که  در آن جملاتی همچون : اوفو بالعقود، یوفون بالنذر، اوفوا بالعهد ، والموفون بعهدهم اذا عاهدوا، و نظایر آن دیده می شود وفای به عهد مورد تاکید قرار گرفته شده است. انجام این وظیفه از جمله اوصاف متقین شمرده شده است : بلی من اوفی بعهده فان الله یحب المتیقین و همچنین   عدم وفای بدان را از جمله اموری شمرده شده که در قیامت مورد مواخذه قرار خواهد گرفت:ان العهد کان مسئولا

 بلکه در حوزه اجتماعی ودر  ابعاد دولتی  نیز مورد تاکید اسلام می باشد .قران وفای به عهد را امر لازمی می داند حتی نسبت به  دشمنان :

"إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِ‌کِینَ ثُمَّ لَمْ یَنقُصُوکُمْ شَیْئًا وَلَمْ یُظَاهِرُ‌وا عَلَیْکُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ "

 مگر آن مشرکانى که با آنان پیمان بسته‌اید، و چیزى از [تعهّدات خود نسبت به‌] شما فروگذار نکرده، و کسى را بر ضدّ شما پشتیبانى ننموده‌اند. پس پیمان اینان را تا [پایان‌] مدّتشان تمام کنید،

لکن چنانچه دشمنان از این معاهده سرپیچی کردند و جامعه را به آشوب کشاندند

"وَإِن نَّکَثُوا أَیْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُوا فِی دِینِکُمْ فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ‌ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ "

اگر سوگندهاى خود را پس از پیمان خویش شکستند و شما را در دینتان طعن زدند، پس با پیشوایانِ کفر بجنگید، چرا که آنان را هیچ پیمانى نیست، باشد

بنابراین در تعاملات با کشورهای خارجی ، تا زمانی که طرف مقابل بر عهد خویش ثابت قدم است ، وظیفه حاکم اسلامی آن است که از آنچه بدان ملتزم شده است تخطی نکند اما چنانچه طرف مقابل عهد شکنی نماید حکومت اسلامی بدترین  نوع اعتراض خود را ( که در اینجا جنگ بوده است )به طرف مقابل نشان خواهد داد .

طبری و دیگران به نقل از ابن عباس می گویند: رسول خدا صلی الله علیه و آله هرگز با هیچ قومی نجنگید مگر این که آنها را به اسلام فرا خواند.پیامبر اسلام چنان به مساله دعوت اهمیت می دهد که در همه جنگ ها ابتدا به دعوت می پردازد، حتی مردمانی را که قبلا دعوت کرده مجددا به اسلام می خواند . با وجود آن که اهالی خیبر به دعوت عالم بودند، پیامبر سه روز سفیران و دعوتگران خویش را به نزد آنان می فرستد تا آنان را به اسلام رهنمون باشند .

از مجموع آیات ناظر به دعوت و روایات و سیره پیامبر اسلام و رهبران دینی به دست می آید که دعوت، یکی از اصول اساسی در روابط خارجی اسلام با جوامع غیراسلامی است و چنان اهمیتی دارد که جهاد غیرمسبوق به دعوت را از مشروعیت خارج می سازد و بیشتر فقهای شیعه و سنی بر این امر اجماع نظر دارند

- آیات جهاد را به طور کلی در دو دسته می توان طبقه بندی کرد: اول آیات مقید که جهاد را بر وجود فتنه و ظلم و آغاز جنگ از سوی غیرمسلمانان مبتنی می سازد; این دسته از آیات عمدتا بیانگر ماهیت جهاد و جنگ دفاعی است و با اشکال و محذور خاص روبه رو نیست، زیرا دفاع حق مشروع تمام جوامع و انسان هاست; دوم آیات مطلق که به طور مطلق به قتل کفار و مشرکان دستور می دهد، اشکال عمده ناظر به این دسته آیات است و طرفداران دیدگاه جنگ - محور نیز به این دسته آیات استدلال می کنند .

- فلسفه جهاد چیست؟ آیا جهاد برای کشورگشایی و قتل و اذهاق نفوس است یا ماهیت اصلاحی و دعوتگرانه دارد؟ در صورت دوم جهاد خود به یکی از مراحل دعوت تبدیل می شود و به تعبیر برخی از مفسران حالت دفاعی به خود می گیرد .

 لزوم دعوت قبل از جهاد و مشروع نبودن جهادی که به دعوت نپرداخته از امور مورد اتفاق میان فقها و مفسران است، در مجموع از دیدگاه این اندیشمندان جهاد همواره دارای ماهیت دفاعی است و بیانگر اصل جنگ - محوری اسلام نیست . استاد مطهری در این زمینه ماهیت دفاعی جهاد را چنین تبیین می کنند

این آیه و نظایر آن به خوبی بیانگر آن است که پیامبر اسلام در روابط خارجی خویش قبل از هر امری موظف است آنان را به خدای واحد بخواند . در سیره پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نیز این اصل پیش از هر امری به چشم می آید، حضرت تا دعوت نکرده دستور جهاد نمی داد . (9)

اصل گفتگو ی تقریبی

خداوند متعال در قران کریم، پیامبر خود را مامور به برگزاری جلسات گفتگوی تقریبی نموده است واز او خواسته است تا با اهل کتاب در مورد مشترکات اعتقادی به گفتگو بنشیند

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّـهَ وَلَا نُشْرِ‌کَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْ‌بَابًا مِّن دُونِ اللَّـهِ ۚ فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿٦٤

با توجه به موقعیت شناسی کشور اسلامی  در  زمانه نزول  و تلاش وتعهدی  که دولت های اطراف کشور اسلامی در آن زمان یعنی روم ، حبشه ،یمن وایران برای تبلیغ وترویج ادیان متبوع خویش داشتند شاید بتوان دایره شمول این آیه شریفه را فراتر از چند قبیله یهودی یا مسیحی در شبه جزیره  دانست وکاربرد آن را در روابط بین الملل کشور اسلامی با کشورهای دیگر معنا کرد.و بر این اساس اصل گفتگوی تقریبی را یکی از اصول سیاست خارجی دولت اسلامی در برخورد با سایر کشوره تلقی نمائیم و نتیجه بگیریم که  دولت اسلامی در وهله نخست به دنبال ایجاد همگرایی با سایر ادیان و کشورهای متدین به آنها است  

 

اصل صلح طلبی

اگرچه قران همواره آمادگی  متدینان به  اسلام برای جهاد فی سبیل الله را خواستار است اما معنای این سخن جنگجو بودن و جنگ طلب بودن این دین نیست بلکه برعکس، آمادگی نیروهای مسلمان چشم طمع دشمنان بر آب وخاک سرزمین اسلامی را می بندد و از احتمال  تجاوزگری دشمنان می کاهد. در عین حال چنانچه سرزمین اسلامی با تهاجم دشمن روبرو شود ، مسلمانان  به دلیل توصیه های قبلی قران مبنی بر حفظ آمادگی دفاعی وتهیه تجهیزات لازم برای نبرد، با آمادگی کامل توانایی درهم کوبیدن لشکر دشمن را دارند.

نزول ده ها آیه با مضمون جهاد مبارزه نه به دلیل جنگ طلب بودن اسلام بلکه به دلیل تجاوزگری ، تهاجمات و نقض پیمان های مکرری بود که از سوی دشمنان اسلام اتفاق میافتاد. با این حال به فرمایش قران ، اگر یروی دشمن از قصد تعرض وتجاوزگری خود کوتاه بیاید وراه گوشه گیری از جنگ را در پیش گیرد ، لشکر اسلام نیز  ( در عین حفظ هوشیاری) در ایجاد آرامش با ایشان همکاری میکند. :

"و ان جنجوا للسلم فاجنح لها و توکل علی الله"
" اگر دشمنان قصد تجاوز ندارند و مایل بصلح شدند تو هم-ای پیغمبر- صلح و سازش را انتخاب نما و بر خدا توکل و اعتماد کن".

از این آیه بطور صریح معلوم میشود که یکی از پایه ‏های سیاست خارجی اسلام کوشش‏ در استقرار صلح و سازش و ایجاد امنیت عمومی و جهانی است و جنگ صرفاً برای دفاع از خود و یا سرکوبی متجاوزان و جنگ طلبان است و چنانچه دشمن دست از جنگ بکشد ، لشکر اسلام نیز اصراری بر ادامه خونریزی ندارد

اصل عدم  اعتماد به دشمن

قران مجید، پیروان خود را از اعماد بی جا به دشمنان برحذر می دارد و ایشان را از باور شعارهای جذاب آنان منع می کند ومتذکر می شود که آنان از اجرای هیچ حیله ای برای براندازی حکومت صالحان فروگذار نخواهند کرد از این رو در موقع صلح ، در عین رعایت صلح وااحترام متقابل ، از اعتماد  بیش از حد به دشمن  باید پرهیز نمود و از ایجاد روابط صمیمی ودوستی های عمیق ورازگویی با ایشان باید خودداری نمود.

 أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا بِطَانَةً مِّن دُونِکُمْ لَا یَأْلُونَکُمْ خَبَالًا وَدُّوا مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِی صُدُورُ‌هُمْ أَکْبَرُ‌

اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از غیر خودتان، [دوست و] همراز مگیرید. [آنان‌] از هیچ نابکارى در حق شما کوتاهى نمى‌ورزند. آرزو دارند که در رنج بیفتید. دشمنى از لحن و سخنشان آشکار است؛ و آنچه سینه‌هایشان نهان مى‌دارد، بزرگتر است.

سیاست تألیف قلوب‏

 شاید نتوان اهداء کمک های خارجی به کشورهای دیگر ویا به اقوام مرز نشین و...را یک اصل در روابط خارجی دانست اما می توان تحت عنوان سیاست ، آن را  از جمله راهکارهای دولت اسلامی در  عرصه ملی ونیز در عرصه بین الملل  دانست. دولت اسلامی با هدف تحصیل حمایت نظامی یا اطاعت سیاسی  اقوام  مرزنشین، کشورهای همسایه ، گروه هایم معارض  ویا جمعیت هایی که احتمال خیانت ویا عدم همراهی آنان می رود کمک های مادی  خویش را گسیل می دارد. و آنان را به حمایت واطاعت از خویش راغب  می نماید.  قران مجید  این روش کاری  را از جمله مصارف زکات تشریع فرموده است :

 اِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاکِینِ وَالْعَامِلِینَ عَلَیْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ (توبه ،6)

با این سیاست مى‏توان نهضت‏هاى آزادى‏بخش جهان را حمایت کرد و برخى از حرکت‏هاى دشمنان را خنثى ساخت. امروزه تالیف قلوب از ابزارهای اقتصادی سیاست خارجی  کشورهای دنیا محسوب می شود وآنها با عناوینی همچون  کمک های بشر دوستانه برای ایجاد حمایت کشورهای دیگر اقدام می نمایند.پیامبر اسلام (ص)  نیز از این شیوه در جنگ طایف استفاده نمود وبا تحویل بخشی از غنایم  به اشراف و بزرگانی که تازه اسلام آورده بودند  تمایل آنان به همراهی با دولت خویش را بیشتر نمود.

سیاست تامین امنیت حق جویان

همواره در خارج از مرزهای کشور اسلامی ، افرادی یافت می شوند که روح جستجوگرشان آنها را به  تحقیق پیرامون اسلام وادار می سازد. برخی از این افراد از نظر ملیت ویا قبیله ویا از نظر مرزهای سیاسی متعلق به کشوری هستند که از جمله ی دشمنان کشور اسلامی محسوب می شود. این مساله مانعی برای تحقیق و حق جویی این دسته از افراد نباید باشد از این روی قران به رهبران سیاسی وامنیتی جامعه اسلامی دستور می دهد که زمینه را برای راه دادن و حتی پناه دادن به این افراد فراهم سازند تا آنها آزادانه بتوانند سوالات خویش را از رهبران و دانشمندان دینی  بپرسند و در نهایت نیز با همراهی نیروهای امنیتی تا مرز کشور متبوعش رسانده شود تا با خیال راحت وبدون  تحمل آزار  و در آرامش وامنیت  محض بتواند  تصمیم خود را بگیرد.

 و ان احد من المشرکین استجارک فاجره  حتی یسمع کلام الله ثم ابلغه مامنه ....(توبه ، 6)

اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد ، پناهش ده تا کلام خدارا بشنود ...  سپس او را تا منطقه امن خودش همراهی کنید .

می توان این سیاست را یکی از مصادیق اجرای اصل دعوت تلقی کرد.

 



.

 

  • حسین رهنمائی

آشنایی با قران

سیاست خارجی

صلح

نظرات  (۱)

دست مریزاد
عالی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی