درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اسلام و تعدد همسر

شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۱۲:۵۸ ب.ظ

سوال : شما به عنوان یک زن ،باید بپذیرید که همسر شما مجاز است ، علاوه بر شما، تا سه زن رسمی دیگر را به عقد خود در آورد. (سوره نساء آیه ٣) از لحاظ شرعی و از نظر تمام مراجع شیعه و سنی، در بحث تعدد زوجات، نیازی به اجازه ی همسر اول نیست.

پاسخ:

قبل از هرچیز باید بگویم رسم تعدد همسر  نه ابداع اسلام است ونه مختص به آن . در بسیاری از جوامع اعم از شرقی ،غربی ، آفریقایی و چینی ، در اعصار پیش از اسلام وبعد از آن   و حتی در دروان حاضر و در میان گروندگان به ادیان دیگر،  شیوه و رسمی جاری بوده است.  قانون حمورابی ، ازدواج دوم را برای زوج در صورت بیماری زوجه روا می‌دانست. آشوریان نیز با تعدد زوجات آشنا بوده اند. در دیگر تمدنهای بزرگ، از جمله در ایران و مصر و چین و هند ، هم تعدد زوجات رواج داشته  و در میان عرب پیش از اسلام نیز چندزنی رایج بوده است. بر این اساس، این تصور ، که تعدد زوجات از نوآوری‌های اسلام و پیامبر اکرم(ص)  است، تصور درستی نیست . 

وهمان گونه که آمد این واقعیت مختص به دنیای گذشته نیست در دنیای معاصر نیز ، هنوز در پاره ای از  مناطق مسلمان و غیر مسلمان ، چنین رسمی رایج وجود دارد .(مثلا آفریقای جنوبی و...). تحقیقی که دانشگاه ویسکانشن  از بیش از هزار جامعه انجام داد نشان داد که در بیش از 588 جامعه امری معمول و در مقابل در 188 جامعه امری نامعمول و در بقیه 543 نیز به صورت موردی یافت می شود.   همچنین مجله نیوساینتیست، اعلام کرد بر اساس تحقیقات دانشمندان در 10000سال قبل به این سو تعداد ژن زنان بیش از مردان بوده است و این نشان میدهد که تولید مثل بشر با تعداد مرد کمتر جریان داشته و به عبارت دیگر  مردان با همسران متعدد  زندگی خانوادگی داشته اند. این موضوع امر عجیبی نیست. همواره در طول تاریخ، نرخ مرگ میر مردان از زنان بیشتر بوده است . مردان به دلیل شرکت در جنگها ، تصدی  کارهای سخت، مسافرت و ماجراجویی و..همواره تعدادشان کمتر از زنها بوده است و این بسیار طبیعی است که بشر در طول تاریخ خود به مرور دریافته که متوسط سهم زنان از مرد به عنوان همسر ، کمتر از یک مرد  است و لذا برای تداوم  نسل و کسب پوشش حمایتی جنس غالب ، باید زن یا زنان دیگری را به عنوان همسران دیگر شوهر خود پذیرا باشد.به این مساله اضافه کنید نیاز به سرپرستی ایتام که بیوه زنان با مردان دیگر را موجه می نمود. هنوز هم در  بسیاری از خانواده های سنتی ایرانی ، اگر مردی از دنیا برود برادریا دیگر نزدیکان وی موظفند همسر بیوه وفرزندان یتیم وی را زیر بال وپر خویش بگیرند.بنابراین تعدد همسر راهکاری بود که تاریخ و طبیعت پیش پای بشر قرار داد و ابتکار دین یا مذهب خاصی نبوده است. این راهکار، به مرور در فرهنگ ملتهای مختلف نهادینه شد و زنان با آن  کنار آمدند. در دهه های اخیر با ظهور حرکت های فمنیستی ، زنان به دنبال استقلال و آزادی بیشتر هستند وطبیعی است با پدیده چند همسری میانه خوبی نداشته باشند اما نداشتن میانه خوب لزوماً به معنی غلط بودن یک روش نیست کما اینکه تمایل به یک روش نیز لزوماً به معنی درستی آن نیست.

از نظر قوانین کشورهای دنیا، تعدد همسر وضعیت یکسانی ندارد. در کشورهایی همچون : آفریقای جنوبی،مصر، اریتره، موراکو، مالزی ،ایران ، لیبی و کشورهای اسلامی دیگر امری قانونی است . در کشورهایی مثل اسرائیل، برمه وچچن غیر قانونی است.[1] در دین یهود تعدد زوجات تا حد توانایی زوج مباح شمرده می‌شده، هر چند نصوص تلمود برای عامه مردم تنها چهار همسر را جایز دانسته است در انجیل‌های کنونی نیز در باره منع تعدد زوجات چیزی دیده نمی‌شود و حتی تعبیر برخی نامه های پولس، به جواز آن اشعار دارد. در جهان مسیحیت تعدد زوجات دست کم تا قرن هفدهم رسماً وجود داشت و بسیاری از پادشاهان اروپا، دارای همسران متعدد بودند . البته بعدها نظام جدید کلیسا تعدد زوجات را ممنوع کرد. برای این تحریم انگیزه های مختلفی بیان شده که هیچ‌یک جنبه دینی ندارد.

 فلسفه تعدد زوجات

هیچ کس نمی‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می‏دهند.نیز نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است؛ زیرا اکثر زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست.همچنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.از همه گذشته زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.

با درنظر گرفتن این واقعیت‏ها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از راه های زیر را انتخاب کنیم:

أ. مردان  موجود در جامعه ، تنها به یک همسر قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏ های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.

ب. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل غیر رسمی  و بدون ضابطه  ودر قالب معشوقه برقرار سازند.

ج. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند البته این مسئله توسط قانون و دولت کنترل و نظام مند باشد. وتحت شرایط خاص اخلاقی وحقوقی روا باشد.

انتخاب راه اوّل  گذشته از مشکلات اجتماعی که در پی دارد نوعی مخالفت  با فطرت و غرایز و نیازهای روحی و جسمی زنان بی شوهر را به بار می آورد.نادیده گرفتن نیاز حمایتی، عاطفی و جنسی  که یک زن به جنس مخالف خویش دارد  خود تبعات خاص خود را در پی دارد که چشم پوشی از آن امر معقولی نیست وجنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.

تجویز راه دوم نیز رسمیت بخشیدن به  فحشاست. زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه امنیت عاطفی درستی  دارند ، نه از سلامت و زیبایی با دوامی دارند و نه روی آینده خود می توانند حساب کنند. اینها اموری نیست که بتوان نادیده انگاشت.

بنابراین، کم آسیب ترین  راه ، روش سوم است که در آن، هم به خواسته‏ های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داده می شود و هم جامعه  از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی آسیب کمتری خواهد دید. وهم بنیان های اخلاقی و مذهبی جامعه در امان خواهد ماند.

مخالفت خانم ها

به نظر راقم سطور، مخالفتی که از سوی خانم ها با مساله تعدد ازواج می شود یک امر فطری نیست بلکه   غالباً اظهار نظر های احساسی است که  از سوی همسر اول و یا به طرف داری از او مطرح می شود. لکن به عنوان یک معضل  اجتماعی ، قضاوت و تحلیل یک موضوع چند جانبه از یک زاویه خاص  کار درستی نیست و ما را به نتیجه درستی رهنمون نمی سازد.  در تحلیل مساله  تعدد زوجات،  به همان اندازه که برای  دیدگاه و احساسات  زن اول  باید اهمیت قایل شد. به نگرانی  جامعه در باره سرنوشت زنان بی سرپرست  نیز باید اهمیت قایل شد. علاوه بر این ، این مساله از زاویه مرد نیز قابل تحلیل وشایسته توجه است . بنابراین احساسی کردن موضوع باعث حل آن نمی شود بلکه صرفاً آن را پیچیده تر می کند.به تعداد مردانی که ازدواج های دوم وسوم روی می آورند ، زن هایی هستند که این کار را قبول می کنند بنابراین ، مخاللفت زنان با این مساله امری فطری نیست بلکه معلول جایگاهی است که زن از آن حایگاه به مساله نگاه می کند. اینکه گفته شود زنان فقط در شرایط اجبار و بر خلاف میل باطنی شان پذیرای ازدواج با مرد متاهل می شوند نیز برخلاف مشاهدات ما از فضای جامعه است. بسیاری از زنانی که در پی ازدواج با مرد متاهل هستند اصلا اهمیتی به متاهل بودن وی نمی دهند بلکه به پارامترهای دیگری اهمیت می دهند . لذا تاکید میکنم، فطری خواندن مخالفت زنان قابل پذیرش نیست هرچند غیر فطری بودن مخالفت آنان دلیل تشویق مردان و زنان  به انجام چننین کاری نباید تلقی شود

نکته آخر :

اسلام، باتوجه به جوانب مختلف این موضوع سعی کرده است  حدود  وثغوری برای آن  وضع  نماید تا هم گره ای از مشکلات جامعه باز نماید وهم مانع سوء استفاده مردان و ظلم به زنان باشد. از همین روی برای  ازدواج های دوم به بعد شرایط و قوانین فقهی واخلاقی خاصی را وضع نموده است که مهم ترین آن تمکن مالی مرد برای اداره زندگی همسران بعدی و نیز توانایی وی برای رفتار عادلانه بین همسران خویش است. قران مجید می فرماید:

فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ  ذَلک أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا 

و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانی که مالک آنهائید استفاده کنید، این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می‌کند.

نکته مهم:  تعدد زوجات یک راه حل است و مثل هر راه حل اجتماعی دیگری ممکن است مورد سوء استفاده بعض انسان ها قرار بگیرد. همیشه از خط ویژه عبور ( که مخصوص آمبولانس، پلیس، اتوبوس و ماشین های امدادی است ) عده ای سوء استفاده می کنند اما معنی آن این نیست که خط عبور ویژه را از بین ببریم بلکه باید نظارت و شرایط استفاده از این مسیر را به روز رسانی و دقیق کنیم .  از نظر روانی، علت مخالفت همسر اول جدا از تمایل وی به انحصاری بودن و تملک کامل قلب همسر و اختیار تام داشتن در اموال همسر ، خوف از رفتار ناعادلانه همسر باوی ( در صورت حضور رقیب ) است. این نکته ای است که در آیه مذکور مورد تاکید قران قرار گرفته است . قران از مردانی که توانایی رعایت عدالت بین همسران را ندارند می خواهد که از خیر ازدواج  مجدد صرفنظر نماینددر باره سوء استفاده هایی که از موضوع تعدد ازواج روی میدهد نیز باید راهکار های خاص آن تعریف شود. جالب آنکه در همین سوره، خداوند به مردان تذکر می دهد که رعایت عدالت بین همسران امری سخت یا ناممکن است. و به نوعی ، مردان را از انجام اینکار برحذر می دارد.

وَلَن تَسْتَطِیعُوا أَن تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ  فَلَا تَمِیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَةِ  وَإِن تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّـهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا 

شما هرگز نمی‌توانید (از نظر محّبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را بکلّی متوجّه یک طرف نسازید که دیگری را بصورت زنی که شوهرش را از دست داده درآورید

درواقع ، از نظر قانونی ،قران  تعدد زوجات را ممنوع نکرده است، زیرا ممنوعیت آن عوارض خاص خود را دارد که در بالا به بخشی از آن اشاره شد . اما تلاش کرده است تا با تذکر اخلاقی و بیان ایرادات و مشکلات این روش ، از آمار آن  در جامعه بکاهد. بدیهی است، سوء استفاده برخی از مردان از تبصره های قوانین  دلیل بدی اصل آن قانون نباید تلقی شود.

.برای اطلاع از سایر شرایط به کتب فقهی رجوع نمائید.



[1] - http://www.independent.co.uk/news/world/africa/the-big-question-whats-the-history-of-polygamy-and-how-serious-a-problem-is-it-in-africa-1858858.html

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی