درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

ازدواج موقت، پاسخ به یک شبهه

سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۳۴ ب.ظ

استاد ، من در یکی از کانال های تلگرام متنی درباره ازدواج موقت خواندم که چهره بدی از این قانون برایم ایجاد کرد، میشه لطفا برام یه مقدار توضیح بدید تا بیشتر روشن بشم. متشکر

متن شبهه : با حکم الهی، همسر شما می تواند تعداد زیادی زن صیغه ای (متعه) داشته باشد.(سوره نساء آیه ٢٤) و به سادگی می تواند به صورت پنهانی و به دور از چشم شما، زنان زیادی را با تعیین مهریه ای مشخص و به صورت قانونی، البته محضِ رضای خدا، به عقد موقت خود درآورد و ضمن برطرف کردن حس تنوع طلبی و عطش جنسی و هم بستری با هووی موقت شما،هزینه ای را هم به عنوان صداق، در ازای این فعالیت خدا پسندانه، پرداخت کند. همه ی این ها در حالی ست که کوچکترین تماس شما با مردی جز شوهرتان، سخت ترین مجازات های دنیوی و اخروی را به دنبال دارد.

 پاسخ:

برای پاسخ به این شبهه بهتر است فلسفه ودلیل وضع این قانون را از نظر اسلام بررسی نمائیم وسپس با نگاه بازتری به بررسی عوارض منفی که در سوال بالا اشاره شد بپردازیم 

 

فلسفه ازدواج موقت در اسلام

موضوع ازاواج موقت از جمله قوانین فقهی مستند به قران است که به طور اخص در فقه شیعه مجاز شمرده می شود .

بی تردید  ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده اند، نه به نفع آن ، آنچه در  این زمانه  بیشتر به اسلام ایراد گرفته می شود ایجاد محدودیت ها و محرومیت هایی است که اسلام  در مورد ، رفتار با جنس مخالف، و.... وضع کرده است. قرآن کریم هواپرستی را در ردیف بت پرستی قرار داده و آدم "ذواق" یعنی کسی که هدفش کامجویی از زنان گوناگون است  ملعون و مبغوض خداوند معرفی نموده  است.از سوی دیگر ، اسلام دین  ریاضت و رهبانیت  هم نیست . از نظر اسلام تمام غرائز اعم از جنسی و غیره باید در حدود اقتضاء و احتیاج طبیعت اشباع و ارضاء گردد.بنابراین قطعا هدف اسلام  از وضع  قانون ازدواج موقت ترویج عیاشی و حرمسراسازی برای مردان هواپرست و بدبختی و در به دری برای یک زن و یک عده کودک نبوده است .

 این موضوع را نمى توان انکار کرد که غریزه جنسى یکى از نیرومندترین غرائز انسانى است، تا آنجا که پاره اى از روانکاوان آن را تنها غریزه اصیل انسان مى دانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز مى گردانند. بدیهی است اگر به غرائز طبیعى انسان به صورت صحیحى پاسخ داده نشود براى اشباع آنها متوجه طرق انحرافى خواهد شد

 اکنون این سؤال پیش مى آید که در  جامعه ، همیشه افرادى هستند که به دلایل مختلف امکان  ازدواج را ندارند اما میل جنسی و نیازهای غریزی شان خاموش نیست . جوانان یا میان سالان  مجردی که به دلایل مختلف درموقعیت ازدواج نبوده اند  ویا به دلیل مهاجرت یا  مسافرت هاى طولانى و تحصیل در غیر وطن  یا ماموریت های طولانی مدت  با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبرو هستند.برای حل این معضل چند فرض پیش روست:

راههای پیش رو :

 یکم : ممنوع کردن هرگونه رابطه بین دوجنس مخالف و دستور به سرکوب کردن این غریزه (همانند راهبان و مرتاضان) 

دوم: آزاد گذاشتن انسان ها برای ورود به بى بند و بارى وفحشای  جنسى؛ همان راهی که دنیای مدرن فراروی مردم خود قرار داده است و در برخی از محیطهای خاص یا غیر خاص ، افراد به محض احساس میل جنسی به یگدیگر بدون هیچ قید وبندی به تمتع از یکدیگر می پردازند و چون نیازشان برطرف شد دنبال کار خود می روند بدون هیچ مسئولیتی  .

سوم: بازگذاشتن راه اما وضع شرایط خاص برای جلوگیری از بی بندوباری و سوء استفاده ها

 همانطور که آمد فرض سوال در باره موقعیتی است که ازدواج  رسمی ممکن نیست. توصیه اول قران ،حفظ عفت وصبر است . همچنین سفارش علمای اخلاق وتربیت اسلامی مبنی بر گرفتن روزه ، نخوردن غذاهای محرک شهوت ، قرار نگرفتن در محیط های گناه آلود وتحریک کننده می باشد .

حال اگر اجرای این توصیه ها ورعایت این قوانین مقدور نباشد. در این صورت اسلام برای کنترل غرایز راه حل ازدواج غیر دائم را داده است.بدین ترتیب دانشجویی(اعم از دختر یا پسر) که مثلا برای چهار سال در اوج جوانی خود در کشورغریب ویا در شهر غریب مجبور به اقامت است ویا فردی که به دلایل مختلف باهمسر خود رابطه مناسبی ندارد و از سوی دیگر تحت فشار جنسی است و امثالهم به صورت غیر دائم با فرد دیگری به عقد همدیگر در می آیند این گونه هم دچار زنا و فساد جنسی نمی شوند وهم فشار های روانی غریزی را بر خود تحمیل نمی کنند.

ازدواج موقت و دائم در بیشتر احکام با هم یکسانند مثلاً فرزند ازدواج دائمى یکسان است و هیچگونه تفاوتى با فرزند در ازدواج دائم نداردوفرزند رسمی آن دونفر خواهد بود و از کلیه حقوق فرزندی بهره مند می باشد.. مثلا در هر دو مهریه وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج،  مادر و دختر همسر جزو محارم مرد محسوب می شوند  ونیز بسان عده طلاق در  ازدواج دائم، اینجا نیز پس از پایان مدت زن باید عده نگهدارد بنابراین بی انصافی است اگر آن را با زنا و فحشاء که طرفین هیچ مسئولیتی نسبت به یکدیگر نمی پذیرند و هیچ رسمیتی بینشان نیست  مقایسه کنند

اما نقاط تفاوت ازدواج موقت با دائم ، یکى که از نام آن بر می آید آن است که طرفین از ابتدا بنای بر زندگی دائمی ندارند واز باب اضظرار  وبرای دوران کوتاهی کنار هم آمده اند وپس از اتمام مدت از یکدیگر جدا خوهند گشت البته  اگر مایل باشند می توانند پیمان ازدواج را تمدید کنند. دیگر آنکه  برخلاف ازدواج دائم ،  چون بنای بر زندگی رسمی و دائمی  نیست وظیفه تامین معاش زندگی و مخارج زن  لزوماً بر عهده مرد  نیست ( مگر اینکه در توافقات اولیه شرط کنند)  و به همین ترتیب چون بنای بر دوام نیست صحبتی از ارث هم در میان نخواهد بود.

از جمله اشکالاتی که بر این قانون گرفته می شود سوء استفاده هایی است که افراد سود جو از آن میکنند. ضمن  تقبیح این گونه رفتار ها در پاسخ می پرسیم کدام قانونی را سراغ دارید که کسی از آن سوء استفاده نمی کند؟ دادگاه های همه ممالک دنیا پر از افرادی است که به سبب سوء  استفاده از قوانین در حال محاکمه شدن هستند. اما هیچ کجا بخاطر سوء استفاده عده ای اندک ، از قانون دست نمی کشند. هر روز شاهد عبور خودروهای شخصی از خط ویژه اتوبوس هستیم اما هیچگاه به ذهن هیچیک از مردم خطور نکرده که خط ویژه را حذف کنند. زیرا نبود آن باعث هرج و مرج و ترافیک زیاد و تاخیر فراوان شهروندان می شود. همانگونه که از ابتدا گفته شد ، ازدواج موقت راه حل برای افراد خاص  است نه پیشنهاد عمومی  بالطبع اگر از فضای ایجاد شده عده ای سوء استفاده می کنند دلیل حذف قانون نخواهد بود.

ممکن است گفته شود: ازدواج موقت سبب مى شود که افراد بی سرپرست و فرزندان نامشروع تحویل به جامعه داده شود. جواب این اشکال از سخنان قبلی معلوم شد. زیرا تکلیف فرزندان مزدوجین موقت کاملا شبیه ازدواج دائم است واز حق انتساب و ارث وسایر حقوق فرزندی بهره مند است و در صورت تمایل  به سادگی می توانند نام فرزند را  در شناسنامه خود وارد سازند. بدیهی است کوتاهی والدین در ثبت ازدواج به هردلیلی اگر منجر به تضییع حق فرزند شود ربطی به خوبی یا بدی قانون ندارد.

 بالطبع ممکن است همانند هزاران فرزند ازدواج دائم که به دلیل اختلاف مادر وپدر و یا طلاق آنها از نعمت  حضور دائم پدر یا مادر محروم هستند در ازدواج موقت نیز چنین اتفاقی بیافتد وبه همان دلیل که در ازدواج دائم احتمال  بی سرپرست ماندن فرزندان دلیل حذف قانون طلاق نمی تواند باشد، در ازدواج موقت هم نمی توان بخاطرچنین مواردی قانون را حذف کرد

زنانی که گمان می کنند وجود این قانون باعث تضییع حق آنان می شود کافی است به وضعیت زنان دیگری بیاندیشند که سرپرستی ندارند اما با استفاده از این قانون امکان داشتن سرپرست و همچنین امکان پاسخ دهی  به نیازهای جنسی وسایر نیازهای عاطفی شان ولو به صورت موقت را می یابند و بدین ترتیب از بیچارگی و درافتادن به فساد رهایی یافته اند  و نتیجتا جامعه نیز از امنیت اخلاقی بیشتر بهره مند شده است.

به نظر نویسنده این سطور  ، اغلب  اشکالات وناراضایتی های برخی از بانوان محترم نسبت به این قانون ، سوء استفاده مردان  متاهل از آن است. اینجانب به ایشان حق میدهم لکن سوء استفاده از یک  قانون لزوما به معنای اشتباه بودن قانون نیست . جامعه باید از طرق خاص خود راه سوء استفاده ها را تنگ نمایند.

نظر خواننده محترم با به روایتی از امام کاظم(ع)  جلب میکنم که به علی بن یقطین فرمود: تو را با نکاح متعه چه کار و حال آنکه خداوند تو را از آن بی نیاز کرده است. و به دیگری فرمود: این کار برای کسی روا است که خداوند او را با داشتن همسری از این کار بی نیاز نکرده است. و اما مردی که دارای همسر است، فقط هنگامی می تواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد.و درتنگنا افتاده باشد

 نکته مهم 1 : به تعداد مردانی که مرتکب ازدواج موقت می شوند زنانی هستند که راضی به این عمل شده اند منصفانه نیست  که بانوان جامعه به صرف شنیدن این کلمه  به تقبیح مردان بپردازند. زیرا این عمل با شرکت هردوجنس انجام می شود.

نکته مهم 2 : بدیهی است مسئولین جامعه وآحاد شهروندان در گسترش یا عدم گسترش این موضوع مسئول هستند سخت گیری در امر ازدواج جوانان، سنگین کردن  مخارج تشکیل خانواده ، انتظارات بیجای زوجین از همدیگر ، رواج ارتباطات غیر لازم بین زنان مردان، رواج پوشش های محرک در زنان ،  اختلافات ونابسامانی های بین همسران  و....همگی از عواملی است که مردان را به سمت خارج از خانواده خود سوق می دهد.

نکته آخر: نویسنده شبهه ،  به طرز ماهرانه ای خواسته بحث حقوقی را تبدیل به یک بحث احساسی وعاطفی کند واز زنان می پرسد آیا راضی هستید همسرتان با زنان متعدد  ارتباط جنسی داشته باشد. ...؟ !!

بسیار غیر منصفانه است که برای اثبات یا رد  یک بحث حقوقی اجتماعی از احساسات مخاطبان مایه بگذاریم نظیر اینکه  برای رد قانون مجاازت از مادران وهمسران مجرمان محکوم به حبس یا قصاص بپرسیم : آیا راضی هستید اگر فرندتان مرتکب جرم شد به حکم قانون   او را حبس، مجازات یا قصاص کنند وشما را تا ابد از بودن با او  محرم کنند؟ بدیهی است احساسی کردن مسئله مسیر بحث را از حالت منطقی به بحث های شعاری، احساسی  وپوپولیستی تبدیل مینماید. واین در جای خود نوعی مغالطه در بیان است . امری که نویسنده اشکال مورد بحث با مهارت تمام از آن استفاده کرده است

 

  • حسین رهنمائی

ازدواج موقت

صیغه

متعه

نظرات  (۱)

با عرض سلام، استاد گرامی شما در متن نوشته بودید:و اما کسی که دارای همسر است، فقط هنگامی می تواند دست به این کار بزند که دسترسی به همسر خود نداشته باشد و درتنگنا افتاده باشد.( این به این معنی است که اگر زنان هم در شرایطی که به همسر خود دسترسی ندارند میتوانند صیغه موقت کنند?????)
پاسخ:
سلام
 نخیر جمله مربوط به مردان است. 
اینکه زن نمی تواند در آن واحد بیش از یک همسر داشته باشه خودش یه بحث مفصل می طلبید که جداگانه باید بهش پرداخت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی