درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

التماس نمره

جمعه, ۹ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۱۸ ب.ظ

تا همین چند سال  پیش، اگر دانشجویی به نمره خود  اعتراض داشت حضورا نزد استاد یا اداره  آموزش می رفت، فرم خاصی را پر می­کرد .سال 72 در دوران تحصیل کارشناسی برای یک ترم در یکی از داشگاه های کشور میهمان شده بودم، عادت عجیبی از دانشجویان آنجا مشاهده نمودم که برایم تازگی داشت . دانشجویان آن دانشگاه ،پس از دیدن نمرات در تابلو اعلانات ، منفردا ویا به همراه یکی از دوستان خود  به سراغ استادان خود  می رفنتد واز ایشان درخواست  ارفاق در نمره می کردند . 

چیزی که برایم عجیب بود این بود که دلیل رفتن دانشجویان مذکور این نبود که به نمره  خود اعتراض داشتند یا خود را مستحق نمره بیشتری می دانستند بلکه صرفا به قصد چانه زنی و افزودن نمره ( بخوانید طمع نمره بیشتر) سراغ اساتید می رفتند و البته اساتید هم که از شیوه آنها با خبر بودند به درخواست آنها وقعی نمی نهادند در واقع تعداد مراجعین آنقدر زیاد بود که حتی اگر می خواستند کمکی کبنند امکان پذیر نبود . یادم می­آید من هم سراغ یکی از استادان رفتم اما برعکس همه ،از استاد درسی که نمره کم گرفته بودم خواهش کردم نمره من را زیر ده بدهد تا بتوانم در دانشگاه خودم دوباره درس را با نمره بالاتری بگذرانم ( استاد درس مذکور در  دانشگاه خودم به مراتب آسان گیر تر بود) اما حتی این تقاضای من هم پذیرفته نشد.

از آن ماجرا سال ها میگذرد ، سیستم جامع آموزشی هم راه افتاد و درخواست های تجدید نظر از طریق این سامانه سروسامان و آسانی خاصی به خود گرفت . به عنوان یک مدرس دانشگاه ، در هر ترم و از هر کلاس معمولاً با یک یا  چند نفر تقاضای تجدید نظر مواجه هستم. چیزی که در ترم اخیر تعجب مرا برانگیخت اتفاقی بود که در یکی از دانشکده های دانشگاه تهران برایم افتاد و آن مواجهه شدن با درخواست انبوه  تجدید نظر  از سوی دانشجویان بود. دهها دانشجو با ادبیات ویژه ای درخواست های خود را برای من ارسال نمودند. تعداد ونحوه نگارش این نامه ها به گونه ای بود که تصمیم گیری در خصوص نحوه اجابت درخواست ها را برای من مشکل ساخت. به عنوان نمونه از  62 نفر افراد  یکی از کلاس ها، 34 نفر و از کلاس  55 نفره  26 نفر ( به جز  یکی دو نفر  که سوال یا تشکر کرده بودند ) درخواست افزایش نمره داشتند . یعنی بیش از نصف کلاس . کسانی درخواست نداده بودند  نیز اغلب افرادی بودند که نمره 20 یا نزدیک آن  داشتند بنابراین اگر آنها هم اندکی پایین تر گرفته بودند ممکن بود  متقاضی باشند.



نکته مهم دیگری که در این تقاضاها به چشم می­خورد لحن نگارش  دانشجویان بود ، فارغ از این که اغلب آنها طرز نگارش صحیح فارسی را رعایت نکرده بودند و واژه های محاوره ای چون: بع خدا (به خدا)  چن (چند)، گفتن (گفتند)، گفتین (گفتید) ، اومده (آمده ) ، راجب به (راجع به )و....   ) در نامه های ایشان زیاد به چشم می­خورد ( این که طبقه جوان ما توانایی نگارش نامه رسمی ندارند در جای خود محل تأمل است)، آن چه باعث رنجش خاطر من بود لحن التماس آمیز این تقاضاها بود . اغلب درخواست ها با کلماتی همچون التماس می­کنم،  تورا به خدا، تو را به قران ، به خدا ، به جوانی ام قسم و الفاظی از این دست همراه بود آن چنان که تا چند روز ذهن نگارنده را تحت تاثیر شدید قرار داده بود.


نگارنده همین درس را در چند دانشکده دیگر ارائه نموده و از  منبع آموزشی یکسانی در همه کلاس ها استفاده نمودم . همچنین در طراحی سوالات امتحان پایان ترم از الگوی مشابهی استفاده نمودم  لذا مسأله ای به نام سخت گیری خاص در دانشکده مزبور اصلاً در میان نبوده است. این در حالی است که در دانشکده های دیگر نه  تعداد  و نه نحوه بیان درخواست ها قابل مقایسه با دانشکده مذکور نبود. در تصویر زیر دقت کنید:


 

در این دانشکده  دوم ، کلا سه نفر فرم تجدید نظر را پر کرده بودند .با اندکی تحقیق متوجه شدم که اصلاً مشکل دانشکده اول درس بنده نبوده است بلکه این روش عملی دانشجویان در بقیه دروس نیز هست به عبارت دیگر  اغلب  دانشجویان دانشکده مزبور روی پدیده التماس و خواهش وتمنا و فشار روانی به استاد به عنوان بخشی از فعالیت خود برای کسب نمره حساب باز کرده اند . بخشی از دانشجویان ( نه همه آنها)  به جای مطالعه در طول ترم و تحمل  زحمت درس خواند،ن ترجیح می دهند از روش های احساسی نظیر التماس کردن ، قسم دادن ، خواهش وتمنا و....برای کسب نمره  بالاتر استفاده کنند. یک نمونه از نامه های مذکور را ملاحظه نمائید:

«باعرض سلام سلام توروخدا التماستون میکنم توروقران فقط به من 19بدید تامن مشروط نشم تورو خدا التماس میکنم به من ارفاق کنیدالتماستون میکنم توروخدا خواهش میکنم لطف کنید به قران خیلی گرفتارم کمک کنیدوگرنه به خدا مشروط میشم استاد التماس میکنم کمک کنید خواهش میکنم رحم کنید بهم و 19 بدید به خدا مشروط میشم کمک کنید توروخدا»

این متن بدون تغییر مستقیما کپی شده است. نحوه بیان اغلب نامه های تجدید نظر همین ادبیات است. التماس ، تمنا  و در محظور اخلاقی قرار دادن استاد برای خروج از حالت مشروطی یا اخراج .برای اینکه تاملات روحی نویسنده را دریابید تصور  کنید که 20 یا 30 نفر با چنین ادبیاتی شما را مخاطب قرار دهند!

سوال این جاست که علت این پدیده چیست و در مقابل این گونه برخورد ها که فضای گفتگوی بین استاد وشاگرد را از وضعیت آکادمیک به وضعیت تقاضای خیریه ، التماس وگدایی و به تحقیرکشاندن شخصیت خود  تبدیل می­کند چه باید کرد؟

همان گونه که آمد  سطح امتحان در دانشکده مورد بحث و سایر دانشکده هایی که این جانب کلاس داشته ام یکسان یا نزدیک به هم بوده است و میزان سختی یا آسانی آنها تفاوت چندانی با بقیه دانشکده هایی که همین درس ها را داشتم  نداشت لذا این فرضیه که سختگیری خاص بنده در دانشکده مزبور علت وقوع این پدیده بود ه است قابل پذیرش نیست. به این مطلب اضافه کنید که متن آموزشی بنده در همه دانشکده ها نیز یکسان بوده است.همچنین قابل توجه است که  در همان کلاس ،درصد قابل قبولی از دانشجویان نمرات عالی گرفته اند و این نشان می دهد که سطح سوالات بالاتر از  سطح توانایی دانشجویان نبوده است.  فرضیه کم بودن سطح بهره هوشی دانشجویان  دانشکده  مزبور از سایر دانشکده ها  نیز قابل قبول نیست بدیهی است  بهره هوشی واستعداد تحصیلی  پذیرفته شدگان در دانشگاه تهران از سطح نرمال سایر دانشگاه های کشور اگر بیشتر نباشد کمتر نیست .

یک نکته کلی

نمی توان چشم خود را بروی واقعیت بست واظهار داشت که چنین پدیده ای فقط برای نگارنده این سطور اتفاق می افتد  در سایر دانشکده ها وبرای استادان  سایر دروس خبری از این مسایل نیست . واقعیت این است که بخشی از دانشجویان ما روش  و مهارت درس خواندن را نمی دانند یا انگیزه ای برای صرف وقت برای درس و استفاده از مهارت های منطقی آموزش ندارند وترجیح می دهند از روش های جایگزین همچون التماس و خواهش وتمنا وقسم دادن و بیان مشکلات برای جلب نظر استاد استفاده و بدین طریق مرحله امتحان را رد کنند.در مواردی روی آوری به معامله مالی یا خدماتی برای کسب نمره  نیز گزارش شده است. فی الواقع  این گونه دانشجویان «چانه زنی»  را بخشی از کار دنشجویی می دانند. چنین پدیده ای در دراز مدت تاثیرات مخربی بر شخصیت فردی واحتماعی این افراد خواهد گذاشت . امیدوارم چنین روشی فراگیر نشود اما به فرض که چنین روشی فراگیر شود ، تصور کنید  چند سال دانشجویان ما با  چنین روحیه وعادتی  وارد بازار کار بشوند وبخواهند با همین روش به کسب درآمد ، حل معضلات شغلی، جوش دادن معاملات ، رفع مشکلات اداری ،کسب تائیدیه اداره جات مختلف و....بپردازد در آن صورت چقدر از سلامت معاملات ومرابطات اقتصادی واداری جامعه خود مطمئن خواهیم بود.

نکته مهم :

هرچند متن بالا پیرامون دانشجویان بود اما آن ها تنها  مخاطب اصلی نیستند. دانشجویان عزیز زیر دست ، استادان وکادر آموزشی تربیت شده و می شوند وبسیاری از معضلاتی که با آن درگیر هستند خواسته یا ناخواسته ناشی از اهمال، بی سلیقگی یا عدم مدیریت صحیح مسئولین آموزشی است . بیان مطالب بالا برای جلب نظر و ایجاد حساسیت در میان  استادان محترم و مسئولین وبرنامه ریزان آموزشی وتربیتی مراکز آموزشی بود تا انشالله با حسن تدبیر به تدریج این آسیب وسایر آسیب های آموزش ما کاسته شود. در عین حال به دانشجویان عزیز نیز باید بدانند که عادت کردن به چنین روش هایی، در دراز مدت، روحیه کار و تلاش را در وجود آنها خواهد کاست و  هرچه ضد آن است( اعم از تنبلی ، دو دوزه بازی ، استفاده از رابطه به جای ضابطه ، تقلب ، حرام خواری و.....)  را در رفتار وسبک زندگی ایشان جایگزین خواهد نمود.

 

  • حسین رهنمائی

نظرات  (۲)

سلام خوب بود. دقیقا همیشه اینطوریه....
اما





استاد توروخدا رحم کنید .!!!!! 😄😃
به هر حال تیری است در تاریکی ...

امیدوارم ادامه پیدا نکند...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی