درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

درس وبحث

محلی برای ارائه تحقیقات ،مقالات ،نکته های پراکنده ونیز ارتباط با دانشجویانم

دنبال کنندگان ۵ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

ملاک حقانیت یک دین چیست؟

جمعه, ۱ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۰۸ ق.ظ


پزوهشگران حوزه دین، به جز ملحدانی که اصولاً هیچ حقانیتی برای ادیان قائل نیستند و به جز کسانی که قائل به تکثر گرایی دینی هستند،  ملاک های مختلفی برای سنجش حقانیت یا بطلان یک دین برشمرده اند. مهم ترین این ملاک ها را می توان در دو دسته با محوریت بنیان گزار دین و محتوای آن دسته بندی کرد. هر یک از موضوعات در حوزه معنایی خود مورد بحث وچالش میان متکلمان و متألهان قدیم وجدید بوده است.

یک: سوال از بنیان گزار دین : گروهی از محققین بررسی ویژگی های روحی و اخلاقی آورنده دین مورد بحث را به عنوان عاملی مهم در تخیص حقانیت یا طلان دعوت وی بر شمرده اند.مهم ترین سوالاتی که در این بخش مطرح می شود عبارتند از :

-       آیا موسس آئین  مورد گفتگو شخصاً  ادعای رسالت الهی داشته؟ یا صرفاً به عنوان یک مصلح یا حکیم پا به میدان نهاده است؟

-       اغلب موسسان ادیان مدعی نوع خاصی از تجربه معنوی بوده اند. باید پرسید که تجربه مورد ادعای وی ازچه نوعی بوده  است؟واز چه طریق می توان به صداقت او در کسب این تجربیات و حقیقی بودن  (وهمی نبودن) تجربه مذکور پی برد؟

-        آیا اعجاز، کرامت، پیشگویی یا ویژگی خاصی که وی را از دیگران تمایز کند، داشته است یا خیر؟

-        آیا شخصیت فرد مورد بحث مشتمل بر سجایای متعالی اخلاق بوده است یا خیر؟ در این زمینه نحوه تعامل وی با پیروان ، دوستان و مخالفان دعوتش حائز اهمیت است؟اخلاق فردی و نحوه تعامل اجتماعی وی چگونه بوده است؟

گفتنی است که پاسخ سوالات فوق در درجه اول یک پژوهه تاریخی است و جز از طریق مطالعه آثار تاریخی میسر نمی باشد. اما نکته این جاست که غالب آثار تاریخی از سوی هواداران دین مورد بحث ویا مخالفان وی نگاشته شده است. قلم هر دو خالی از تعصب،غرض ورزی،اغراق گویی و حتی جعلیات نیست. این حقیقت تحقیق در خصوص سوالات بالا را با مشکل روبرو می کند.  این که اصولاً آیا وحیانی بودن و نبودن در حقانیت یک دین عنصر تعیین کننده ای است یا ممکن است یک آئین غیر وحیانی انسان را به نجات ورستگاری رهنمون سازد ؟ در جای خود محل گفتگوست. بر فرض که وحیانی بودن را ملاک حقانیت دین بدانیم،و صداقت مدعی نبوت در  داشتن تجربه معنوی و دریافت پیام الهی بپذیریم، باز با سوالات جدیدی مواجه هستیم مثلاً این که آیا تجربه معنوی وی  متاثر از جهان بینی قبلی یا محیطی وی نبوده است؟ و آیا تفسیری که وی از تجربه  معنوی خویش بیان می کند متاثر از امور یاد شده نیست؟

در مورد کرامت، اعجاز  و جاذبه های شخصیتی فرد مذکور نیز سوالات متعددی از سوی ناقدان مطرح است. از جمله این که، اصولاً انجام کار های خارق العاده  تا چه حد می تواند دلیل حقانیت مدعی نبوت  باشد؟ به گمان برخی از ناقدان، استدلال به اعجاز برای اثبات نبوت  لزوماً منتج نیست . این ناقدان با تاکید بر این که دلیل هر مدعایی باید از جنس همان مدعی باشد( مثلاً مدعی طبابت باید بتواند بیماران را معاینه و برای درمان ایشان دارو تجویز کند.) آنها اثبات نبوت از طریق استدلال به اعجاز را همانند کسی می دانند که برای  اثبات 180 درجه بودن  مجموع زوایای مثلث با  طریق جابجا کردن کوه دماوند  انتظار دارد که مخاطبان این قضیه هندسی را باور کنند. خطای این دسته در فهم ادعای فرد یاد شده است. وی اعجاز را  برای اثبات اجزای معرفتی مدعای خویش رو نکرده است تا ایراد وارد شود که دلیل و مدعا از یک جنس نیستند . وی برای اثبات ارتباط با مبدأ هستی از اعجاز استفاده کرده است. در واقع ، وی برای اثبات این که از سوی خداوند آمده است مبادرت به انجام کاری میکند که فقط مرتبطین خاص با خالق هستی از عهده انجام آن بر می آیند بنابراین جنس مدعا و جنس دلیل ناهمگون نیست. اما با این حال، آوردن معجزه از سوی مدعی نبوت، سوالات دیگری در پی خود برای ما مطرح می سازد. مهم ترین آنها اثبات وقوع چنین اعمالی در زندگی فردی که بیش از هزار سال قبل می زیسته است می باشد. این اشکال، صحت تاریخی وقوع معجزه را به چال می کشاند. بدیهی است در ادبیات هر یک از ادیان مشهور، داستان های متعددی از انجام کارهای خارق العاده توسط شخص موسس یا افراد برجسته آن آئین وجود دارد. محققان دنبال حل این اشکال هستند که تا چه حد می توان به نقلیات نویسندگان مذکور که لزوماً خالی از تعصب و حب وبغض های فرقه ای نبوده اند اعتماد کرد. گفتنی است، از میان ادیان متعددی که در کتب دین شناسی معرفی شده اند، مسلمانان کتاب قران را معجزه جاودانه پیامبر خویش می دانند. آنها، فصاحت و بلاغت، اشاره به نکات علمی خاص ( که در حد دانشمندان زمان پیامبر نبوده است)، پیشگویی های تاریخی حوادثی که بعد از نزول آیات اتفاق افتاد و نظایر این ها را به عنوان ابعاد اعجاز قران می دانند.

مراجعه و بررسی طرز عمل وشیوه زندگی  موسس دین نیز با همان ایراد  تاریخی فوق الذکر، یعنی عدم امکان اثبات ، روبرو است. این اشکال به دلیل احتمال غرض ورزی، تعصبات و اغراق گویی ناقلان اخبار به ذهن می رسد. اشکال دیگر آن است که  این دلیل از جنبه سلبی قابل استفاده است اما جنبه اثباتی آن محل تأمل است.به عبارت بهتر، اگر ثابت شود که موسس آئین مذکور  مرتکب رفتارهای غیر اخلاقی بوده  و انسان سفاک، ظالم، کینه توز، دروغ گو و نامهر ورزی بوده است قطعاً می­توان عدم حقانیت ادعای دیانت وی را باور  کرد . اما در حالت ایجابی ،اگر بدانیم  وی انسان نیک خلق ، مهرورز، شجاع ، سخاوتمند و...بوده است به یقین نمی توان حقانیت ادعای دیانت او را پذیرفت زیرا اخلاقی زیستن اعم از  حقانیت ادعای دیانت است. (لزوماً هر انسان با اخلاقی مدعی دیانت نیست)

  دو: برررسی آموزه های دین مورد نظر است.

پس از بررسی ویژگی های شخصی مدعی دیانت، نوبت به بررسی تعالیم وی می رسد.در این خصوص چند دیدگاه مطرح شده است:

-آیا  آورده های دین مذکور با پیشرفت های علمی و تکنیکی بشر در دوران  حاضر ( مدرنیته) هماهنگ است یا ناهمخوان. از آن جا که مدرنیته محصول تلاش بشر در سده های اخیر است، ناقدان از پیروان آئین مورد بحث طالب پاسخ ای سوال هستند . البته هستند منتقدان دیگری که معیار قرار دادن مدرنیته برای اثبات یا رد حقانیت یک دین را بر نمی تابند. از نظر ایشان خود مدرنیته قابلیت لازم  برای  قرار گرفتن به عنوان بنیان سبک زندگی را دارا نیست. هماهنگی تعالیم یک دین با اصول مدرنیته شاید باعث جذابیت آن آئین باشد اما نمی تواند دلیل حقانیت یا بطلان آن باشد زیرا اصل حقانیت مدرنیته محل تردید جدی است. لذا نمی توان نزدیکی یا دوری به آن را ملاک حقانیت یک دین بر شماریم.

- آیا التزام به دستورات دین مورد گفتگو باعث متعالی و اخلاقی شدن روابط انسان ها می شود؟  هر چه  التزام به تعالیم یک دین بیشتر بتواند انسان ها را به زندگی اخلاقی نزدیک کند سهم حقانیت آن دین فزونی می یابد. البته مفروض این راهکار  قبول نظریه حسن وقبح عقلی وذاتی است به این معنی که ارزش های اخلاقی ماهیت فرادینی دارند و ذاتی دارند و برای شناخت آن ها لزوماً نیاز به دین نداریم بلکه انسان ها با عقل خویش آنها را در می یابند.. بدیهی است اگر اخلاق را محصول دین و ارزش های آن را ارزش های دینی بدانیم این مشکل مطرح می شود که چگونه  ارزش هایی که خود  بر آمده از یک دین هستند میتوانند حقانیت آن دین را اثبات کنند؟

- تعالیم دین مورد نظر تا چه حد میتواند مشکلات بشر امروز را حل کند؟ انسان امروز در گیر صدها مشکل ریز ودرشت در حوزه رفتار فردی و اخلاق اجتماعی است.بشر امروز در گیر مسائل عدیده ای در حوزه های فرهنگ، اقتصاد، سلامت، رفاه، خانواده، سیاست بین الملل، حقوق شهروندی و....می باشد. هرچه یک دین راه کارهای بهتری برای حل  مشکلات انسان معاصرارائه نماید از میزان حقانیت بالاتری برخوردار خواهد بود.

به نظر می رسد از بین عوامل یاد شده در بخش دوم، دو عامل اخیر که می توان تحت عنوان کارایی دین از آن ها یاد کرد برجستگی خاصی داشته باشند. نظریه «ادیان در خدمت انسان» که از سوی امام موسی صدر مطرح گردید پیگیر همین مطلب است.وی طی سخنرانی که در کلیسای کبوشیین بیروت داشت، اعلام کرد:


«ادیان یکی بودند، زیرا در خدمتِ هدفی واحد بودند: دعوت به سوی خدا و خدمتِ انسان. و این دو نمودهای حقیقتی یگانه‌اند. و آن گاه که ادیان در پی خدمت به خویشتن برآمدند، میانشان اختلاف بروز کرد. توجه هر دینی به خود آن‌قدر شد که تقریباً به فراموشی هدفِ اصلی انجامید. اختلافات شدت گرفت و رنج‌های انسان فزونی یافت.»


پ ن: در نگارش این مطلب از مقاله ای با عنوانی مشابه که توسط استاد مصطفی ملکیان در مجله هفت آسمان شماره 32 منتشر شده بود استفاده زیادی نمودم. برای جنابشان آرزوی بهروزی دارم

  • حسین رهنمائی

اقسام دین

حقانیت دین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی